آنتروپیک (Anthropic)، یکی از برجستهترین رقبای اپنایآی (OpenAI) در حوزه هوش مصنوعی، همواره سعی کرده با طرح یک رویکرد «اخلاقگرایانه» و «مُحاسبهگر»، خود را متمایز کند. اما تبلیغات تازه این شرکت با عنوان «امید در سوالات دشوار» (There's hope in hard questions)، به جای ایجاد اعتماد، موجی از اضطراب و انتقادات شدید را در فضای مجازی و میان کارشناسان تکنولوژی به راه انداخته است.
تصاویری که «یاس» میفروشند، نه امید
ویدیوی تبلیغاتی با عکس یک خانه در حال سوختن آغاز میشود — تصویری که بلافاصله حس امنیت را در مخاطب میشکند. سپس سریعی از تصاویر ثابت و تلخ نمایش داده میشود:
- جمعیتی که تحت نظارت سیستمهای شناسایی چهره قرار دارند.
- یک بیخانمان در کوچه در حال خواب.
- ردیفهای بیپایان سنگهای قبر در یک cimetière (قبرستان) که بسیاری نظر میدهند شباهت زیادی به قبرستان ملی ارلینگتون دارد.
- کارگران در معدنی در حال استخراج مواد خام (احتمالاً برای تولید晶片 و باتریهای گوشیهای هوشمند).
در لایه صوتی، صداهای مختلف سوالاتی پر میکنند: «آیا میتوان به هوش مصنوعی اعتماد کرد؟» و «اگر لازم باشد، کی ترمز را میکشد؟». این ترکیب از تصاویر نابudisازی و سوالات وجودی، لحنی «یائسانه» (doomer-ist) را به تبلیغ میبخشد که با شعار «امنیت و مفید بودن» در تضاد است.
سم التمن: «فکر میکردم طنز است!»
اولین و شاید تیزترین واکنش از سمت سم التمن (Sam Altman)، مدیرعامل اپنایآی و رقیب مستقیم آنتروپیک، آمد. در پستی در X (توییتر) او طعنه زد:
"فکر میکردم این یک طنز است، مدام دنبال هندل میگشتم که
c1audeaiیا چیزی شبیه به آن نوشته شده باشد."
این طعنه نه تنها به عجیب بودن تبلیغ اشاره دارد، بلکه به이지هترین競爭 رقیقانه میان دو غول هوش مصنوعی نیز دامن میزند.
انتقادات صنعت: «بدترین ارتباطات سازمانی تا به حال»
التمن تنها منتقد نبود. تعداد زیادی از کارکنان و ناظران صنعت تکنولوژی در شبکههای اجتماعی اظهار نظر کردند:
- «آنتروپیک شرکت فوقالعادهای است. با بدترین ارتباطات سازمانی تا به حال.» — یک منتقد در X.
- «فعالان المؤثر (EAs) در آنتروپیک باید در حبابی از روانکشی هوش مصنوعی زندگی کنند که فکر کنند این تبلیغ به خوبی دریافت شود.» — اشاره صریح به فرهنگ الtruism موثر (Effective Altruism) حاکم بر شرکت.
- تصویر قبرستان (به احتمال قبری ارلینگتون) مکرراً هدف تیکهتیکهای کاربران قرار گرفت: «از همه چیز در آن تبلیغ، این بخش فوقالعاده عجیب و شیطانی بود.»
استراتژی «ایراد یابی از صنعت»؛ یک بازی خطرناک
آنتروپیک از یک کتابچه بازی بازاریابی کلاسیک پیروی میکند: برند hævandهای صنعت خود را میپذیرد تا خود را به عنوان «مُصلح» و «مسئول» معرفی کند. اما این بار بازی برعکس نتایج داده است. دلایل شکست:
- تناقض بین فرم و محتوا: استفاده از تصاویر تراژیک انسانی (قبرستان، بیخانم، معدن) برای فروش یک محصول تجاری، به عنوان «استثمار رنج» (Exploitation of suffering) تلقی شده است.
- حساسیت نمادین: استفاده احتمالی از تصویر قبرستان ملی ارلینگتون — مکان 안식 شهدای نظامی آمریکا — برای پرسش «کی ترمز را میکشد؟»، بیاحترامی محسوب شده و خشم گستردهای را برانگیخت.
- ارتباط ذهنی منفی: همانطور که در متن اصلی اشاره شده، توالی تصاویر و صدای میهمانسازی صداهای گوناگون، مخاطب را به یاد توالی مغزشویی در فیلم «نماهای پارالاکس» (The Parallax View) میاندازد — تصاویری که برای برنامهریزی القای فکر در پروژه MK-Ultra به کار میرفتند. این قطعاً بهترین تشبیه برای شرکتی نیست که ادعای «خیرخواهی» دارد.
پیشینه: تبلیغات سوپربال و جنگ روانی با اپنایآی
این اولین بار نیست که بازاریابی آنتروپیک بحثبرانگیز میشود. در فبریه ۲۰۲۴ (سوپربال LVIII)، شرکت سری تبلیغاتی طنزآمیز منتشر کرد که مستقیماً به تصمیم اپنئیآی برای نمایش تبلیغات در چتجیپیتی هدف میگرفت. آن کمپین بازخورد مثبت زیادی داشت و خشم رقیب را برانگیخت. اما تفاوت اصلی اینجاست: تبلیغات سوپربال «حمله طنزآمیز به رقیب» بودند، در حالی که تبلیغ فعلی «خودنمایی تراژیک بشر» است تا آنتروپیک را به عنوان منجی 자리 دهد.
نتیجهگیری: مرز ظریف بین «آگاهی» و «استفاده سوء»
آنتروپیک سعی کرده با شجاعت به سوالات دشوار بپردازد، اما پیامد عکس 일이 رخ داده: مخاطب به جای احساس «امید»، احساس «مضطربیت» و «بدگمانی» میکند. در عصر هوش مصنوعی، اعتماد دارایی گرانترین سرمایه است. تبلیغاتی که به نظر میرسد از رنج انسانها برایScoring نقاط اخلاقی استفاده میکند، نه تنها اعتماد را نمیسازد، بلکه شاید همان «ترمز» باشد که شرکت ادعا میکند دارد — اما در جهت معکوس، یعنی ترمز کردن رشد اعتماد عمومی.
سؤال باقیمانده: آیا آنتروپیک میتواند از این فاجعه ارتباطی درس بگیرد و پیامدهای «مسئولیتپذیری» را به زبانی رسان که نه ترسناک، بلکه واقعاً امیدبخش باشد؟





