در اوایل دهه ۱۹۷۰، پژوهشهای هوش مصنوعی در بریتانیا بر سر یک دوراهی حساس قرار داشت. سالها شور و اشتیاق اولیه و وعدههای بلندپروازانه، فضایی پرامید را رقم زده بود، تا اینکه یک سند علمی به همتای یک دستور کار قطعی تبدیل شد. این سند با عنوان «هوش مصنوعی: یک بررسی کلی» (Artificial Intelligence: A General Survey) تهیه شد و جهان علم آن را با نام گزارش لایتهیل شناخت. انتشار این گزارش در سال ۱۹۷۳ زنجیرهای از رویدادها را آغاز کرد که به قطع کامل بودجه دولتی از پژوهشهای هوش مصنوعی در اکثر دانشگاههای بریتانیا انجامید و این کشور را به دوران طولانی زمستان هوش مصنوعی (AI Winter) کشاند.
ریشههای جنجال و تقابل در دانشگاه ادینبرو
شورای پژوهشهای علمی بریتانیا (SRC) در سال ۱۹۷۲ از جیمز لایتهیل خواست تا شخصاً وضعیت پژوهشهای هوش مصنوعی را ارزیابی کند. درخواست drafting چنین گزارشی کاملاً بیربط به شرایط آن زمان نبود. در آن سالها، دپارتمان هوش مصنوعی دانشگاه ادینبرو که از پیشگامان و بزرگترین مراکز تحقیقاتی در این حوزه به شمار میرفت، با اختلافات و تنشهای شدید داخلی مواجه شده بود. ترکیب تنشهای آکادمیک در یک مؤسسه پیشرو با بدبینی فزاینده نسبت به وعدههای محققنشده هوش مصنوعی، بستر مناسبی را برای یک بازنگری و سنجش جدی فراهم کرد.
لایتهیل پیشنویس گزارش خود را در ژوئیه ۱۹۷۲ آماده کرد. شورای پژوهشهای علمی در سپتامبر همان سال آن را بررسی کرد و تصمیم به انتشار گرفت؛ اما نه به صورت انفرادی. این سند در قالب یک «سمپوزیوم مکتوب» و در کنار ردههای دیدگاه چهرههای برجستهای نظیر استوارت ساترلند، راجر نیدهام، کریستوفر لانگت-هیگینز و دونالد میچی به چاپ رسید. سه بخش این مجلد نشان میداد که نهادهای علمی، گزارش لایتهیل را نه یک عصاره قطعی، بلکه متنی جنجالی نیازمند پاسخ و ردیه میدانستند.
جیمز لایتهیل؛ مغز متفکر پشت ریزش بودجه
جیمز لایتهیل منتقدی حاشیهنشین یا فردی ناآشنا به مبانی ریاضی نبود. او عضو انجمن سلطنتی (Royal Society) و استاد کرسی لوکاسی ریاضیات در دانشگاه کمبریج بود؛ جایگاهی که پیشتر متعلق به آیزاک نیوتن بود. دستاوردهای خیرهکننده او در دینامیک سیالات، اعتبار علمیاش را تضمین میکرد.
حکایتی از فریمن دایسون، физیدان مشهور، به خوبی نبوغ زودرس لایتهیل را به تصویر میکشد. دایسون نقل میکند که او، لایتهیل و دو تن دیگر از همکلاسیهایش در کالج وینچستر، روزانه در کتابخانه مینشستند و تمام مسائل دشوار کتاب جبر کامیل ژوردان (Cours d'analyse) را حل میکردند. این کتاب که به زبان فرانسوی و برای دانشجویان سطوح پیشرفته طراحی شده بود، توسط نوجوانانی پانزده ساله غلبه میشد. وقتی چنین دانشای درباره کارایی هوش مصنوعی حکم صادر میکند، نهادهای حاکمیتی با دقت به سخنان او گوش میدهند.
گونهشناسی ناامیدی در پژوهشهای هوش مصنوعی
هسته مرکزی گزارش لایتهیل، تقسیمبندی پروژههای هوش مصنوعی به سه رده مجزا بود که ارزیابی او بر بستر همین مدل استوار شد:
- اتوماسیون پیشرفته (رد A): شامل کاربردهای عملی هوش مصنوعی مانند تشخیص نوری نویسهها (OCR)، طراحی و ساخت قطعات مکانیکی و سیستمهای هدایت موشکها.
- پژوهشهای رایانهمحور سیستم عصبی (رد C): تمرکز بر ساخت مدلهای محاسباتی از مغز انسان (زیستشناسی عصبی) و رفتار (روانشناسی).
- پل یا ساخت رباتها (رد B): پژوهشهایی که ردههای A و C را ترکیب میکردند؛ ردهای که لایتهیل عمداً تعریف آن را مبهم و سرشار از ابهام بیان کرد.
ارزیابی نهایی درباره هر یک از این بخشها به شدت متفاوت و بیرحمانه بود. پروژههای دسته A به موفقیتهایی دست یافته بودند، اما صرفاً در حوزههای بسیار محدود و کانونی که در طراحی نرمافزارها از حجم عظیمی از دادههای جزئی استفاده میشد. این محدودیت، امید پژوهشگرانی را که به دنبال الگوریتمهای عمومی و همهمنظوره بودند، ناامید کرد. از سوی دیگر، حجم دانش جزئی مورد نیاز برای اتوماسیون به قدری سریع افزایش مییافت که وارد کردن دستی این دادهها به سیستم، عملاً غیرممکن و غیراقتصادی شد.
دوره طلایی اولیه هوش مصنوعی با نقد بیرحمانه لایتهیل به پایان رسید و نشان داد که پیشرفتهای تبلیغشده، کاربرد تجاری و عملی گستردهای ندارند. این گزارش دقیقاً همان بهانهای بود که دولت بریتانیا برای توقف تزریق بودجه به مراکز تحقیقاتی نیاز داشت؛ رویدادی که دههها طول کشید تا جامعه هوش مصنوعی از زیر آوار آن بخشیدگی بودجه بیرون بیاید.





