در تاریخ رایانش، کمتر برنامهای بهاندازه «نظریهپرداز منطق» (Logic Theorist) از اعتبار و وزن نمادین برخوردار است. این برنامه که در سال ۱۹۵۶ به دست آلن نیوول، هربرت ای. سایمون و کلیف شاو تکمیل شد، نخستین نرمافزار مهندسیشده برای انجام استدلال خودکار بود و امروزه بهعنوان نخستین برنامه هوش مصنوعی شناخته میشود. شگفتانگیزتر آنکه خالقان این اثر در سال ۱۹۵۵ کار خود را آغاز کردند؛ месяцуهایی پیش از آنکه اصطلاح «هوش مصنوعی» زاده شود. آنچه این سه تن در شرکت رَند (RAND) در کالیفرنیا ساختند، سرآغاز فصلی نوین در علم رایانش بود: ماشینی که میتوانست مهارتهای حل مسئله یک انسان را شبیهسازی کند.
تلاقی علوم انسانی و فناوری در شرکت رَند
همکاری که به خلق نظریهپرداز منطق انجامید، ترکیبی کمنظیر از تخصصهای متفاوت بود. هربرت سایمون، دانشمند علوم سیاسی، پیشتر عملکرد دیوانسالاریها را بررسی کرده و نظریه «عقلانیت محدود» (Bounded Rationality) را بسط داده بود؛ دستاوردی که در سال ۱۹۷۸ جایزه یادبود نوبل در علوم اقتصادی را برای او به ارمغان آورد. سایمون عمیقاً باور داشت که شناخت سازمانهای تجاری، درست مانند توسعه هوش مصنوعی، نیازمند درک دقیقی از فرایندهای تصمیمگیری و حل مسئله در ذهن انسان است.
نقطه عطف فکری سایمون در اوایل دهه ۱۹۵۰ رقم خورد. او هنگام مشاوره در شرکت رَند، دستگاه چاپگری را دید که با استفاده از حروف و علائم نگارشی معمولی، یک نقشه را روی کاغذ میچاپید. این صحنه الهامبخش ایدهای بزرگ شد: اگر ماشینی بتواند نمادها را دستکاری کند، قطعا میتواند فرایند تصمیمگیری و حتی خود تفکر انسانی را بازسازی کند.
برنامهای که آن نقشه را تولید میکرد، نوشته آلن نیوول بود؛ پژوهشگر ارشد رَند در حوزه لجستیک و نظریه سازمان. لحظه بیداری فکری نیوول اما در سال ۱۹۵۴ فرا رسید. زمانی که الیور سلفریج درباره سیستم تطبیق الگو (Pattern Matching) سخنرانی کرد، نیوول دریافت که ارتباط و تعامل واحدهای ساده و قابل برنامهریزی، چگونه میتواند رفتارهای پیچیده و هوشمندانه را خلق کند. او این تجربه را یک مکاشفه علمی میدانست و در کتاب ماشینهایی که میاندیشند نوشته پاملا مککوردوک چنین به یاد میآورد:
«چنان احساس روشنی و وضوحی داشتم که فهمیدم این مسیری کاملا تازه است و من قرار است آن را دنبال کنم... ده تا دوازده ساعت کاملاً غرق آن بودم.»
نیوول و سایمون همفکر شدند تا的可能性 آموزش تفکر به ماشینها را عملی کنند. هدف اولیه آنها بسیار بلندپروازانه بود: ساختن برنامهای برای اثبات قضایای ریاضی موجود در کتاب سترگ اصول ریاضیات (Principia Mathematica) نوشته برتراند راسل و آلفرد نورث وایتهد. برای پیادهسازی این ایده، جان کلیفورد شاو، برنامهنویس برجسته رایانه به آنها پیوست. نیوول بعدها با افتخار اشاره میکرد که از میان این سه نفر، کلیف دانشمند واقعی علوم رایانه بوده است.
روزی که خانوادهای تبدیل به پردازنده رایانه شد
نخستین نسخه از نظریهپرداز منطق هیچگاه روی یک سیستم الکترونیکی اجرا نشد؛ بلکه بهصورت کاملا دستی و شبیهسازی شده عمل کرد. توسعهدهندگان، دستورالات برنامه را روی کارتهای کوچک ۳ در ۵ اینچی نوشتند و در ژانویه ۱۹۵۶، یکی از شنیدنیترین رویدادهای تاریخ فناوری را رقم زدند. سایمون این اتفاق را چنین توصیف میکند:
«در ژانویه ۱۹۵۶، همسرم و سه فرزندم را همراه با چند دانشجوی تحصیلات تکمیلی گرد هم آوردیم. به هر یک از اعضای گروه یکی از کارتها را دادیم تا هر نفر عملاً به یکی از اجزای برنامه رایانهای تبدیل شود... اینجا طبیعت در حال تقلید از هنری بود که خود از طبیعت تقلید میکرد.»
این آزمایش دستی با موفقیت کامل انجام شد و گروه ثابت کرد که این منطق میتواند همچون یک ریاضیدان ماهر، گامبهگام قضایا را اثبات کند. مدتی بعد، شاو موفق شد این برنامه را با موفقیت روی رایانههای موجود در تأسیسات رَند در سانتا مونیکا اجرا کند.
انتخاب کتاب اصول ریاضیات بهعنوان زمینه تست برنامه، کاملاً تصادفی بود. سایمون بعدها اعتراف کرد که نسخهای از این کتاب اتفاقاً در قفسه کتابهای او قرار داشته است. با این حال، هدف اصلی تیم، مشارکت در منطق نمادین نبود؛ بلکه آنها میخواستند ثابت کنند رایانه میتواند با جستوجوی خلاقانه و استفاده از راهبردهای اکتشافی انسانگونه، راهحل مسائل پیچیده و غیرعددی را کشف کند.
کنفرانس دارتموث و واکنشهای سرد
در تابستان ۱۹۵۶، 时间 برای معرفی رسمی این دستاوردها فرا رسید. جان مککارتی، ماروین مینسکی، کلود شانون و ناتان рожن بلندКомпания کنفرانس تاریخی دارتموث را برگزار کردند؛ رویدادی که طی آن برای اولین بار عبارت «هوش مصنوعی» (Artificial Intelligence) به جهانیان معرفی شد. نیوول و سایمون نیز با هدف ارائه دستاوردهای خود، به این کنفرانس دعوت شدند.
با وجود پیروزیهای بزرگ در پیادهسازی نظریهپرداز منطق، کنفرانس دارتموث میزبان استقبالی سرد و غیرمنتظره بود. مککارتی و مینسکی که در حال تلاش برای تعریف مرزهای این علم تازه متولد شده بودند، رویکرد نیوول و سایمون را بیش از حد متمرکز بر شبیهسازی تفکر انسانی میدیدند و معتقد بودند که هوش مصنوعی باید به دنبال ایدهآلهای جبری و ریاضیاتی خالصتر باشد. این تفاوت دیدگاه، سرآغاز رقابتهای علمی طولانیمدتی شد که دههها بر جوامع پژوهشی هوش مصنوعی سایه انداخت.
با این حال، هیچ نزاع علمی نتوانست ارزش بنیادین کار تیم رَند را زیر سوال ببرد. آنها به اثبات این موضوع دست یافتند که ماشینها قابلیت استدلال دارند. سالها بعد، میراث ماندگار آلن نیوول و هربرت سایمون با اهدای جایزه معتبر تورینگ (جایزه نوبل رایانش) در سال ۱۹۷۵ به این دو دانشمند، برای همیشه در تاریخ علم ثبت و تقدیر شد. نظریهپرداز منطق تنها یک نرمافزار ساده نبود، بلکه اولین قاطعانه پاسخ به این پرسش بود که آیا ماشینها میتوانند بخلق الگوهای انسانی بیندیشند یا خیر.





