گوش سپردن به یک نجوا: تاریخچه سِتی و معمای ماندگار سیگنال «واو!»

بیش از یک قرن است که بشر گوش‌های خود را به سوی کیهان گرفته و از خود می‌پرسد آیا کسی یا چیزی در حال فرستادن پیامی است. جست‌وجوی هوش فرازمینی که در سراسر جهان با نام سِتی (SETI) شناخته می‌شود، مجموعه‌ای از تلاش‌های علمی گوناگون برای شناسایی سیگنال‌های بیگانگان یا هرگونه مدرکی از وجود حیات هوشمند در ورای زمین را در بر می‌گیرد. پژوهشگران تابش‌های الکترومغناطیسی را زیر نظر می‌گیرند، در جست‌وجوی سیگنال‌های نوری هستند و آثار احتمالی فرازمینی را برای یافتن نشانه‌هایی از پیام‌های تمدن‌های دیگر جهان‌ها بررسی می‌کنند. برخی طرح‌ها حتی کوشیده‌اند پیام‌هایی از سوی ما ارسال کنند؛ مانند صفحه طلایی ناسا. این حوزه، علم دقیق و سخت‌گیرانه را با یکی از کهن‌ترین پرسش‌های بشر درمی‌آمیزد: آیا ما تنها هستیم؟

تصویری از کهکشان و تلسکوپ‌های رادیویی در جستجوی هوش فرازمینی

پیشگامان: تسلا، مارکونی و مقابله بزرگ مریخ در سال 1924

مدت‌ها پیش از آنکه رصدخانه‌های رادیویی اختصاصی وجود داشته باشند، مخترعان و آینده‌نگران متقاعد شده بودند که امواج رادیویی می‌توانند فاصله میان جهان‌ها را پر کنند. نیکولا تسلا در سال 1896 پیشنهاد کرد که شاید بتوان از نسخه‌ای بسیار قدرتمند از سامانه انتقال بی‌سیم برق او برای برقراری تماس با موجودات مریخ استفاده کرد. سپس در سال 1899، هنگامی که در ایستگاه خود در کلرادو اسپرینگز آزمایش می‌کرد، گمان برد که واقعاً سیگنالی مریخی را شناسایی کرده است؛ پارازیتی عجیب و تکرارشونده که ظاهراً با غروب مریخ در آسمان شب قطع می‌شد. تحلیل‌های بعدی از کار تسلا توضیحات گوناگونی ارائه کردند: اینکه او صرفاً فناوری جدیدی را که با آن کار می‌کرد به‌درستی درک نکرده بود، شاید سیگنال‌های آزمایش‌های رادیویی اروپایی گولیلمو مارکونی را دریافت کرده بود، یا حتی ممکن بود نویز رادیویی طبیعی ناشی از حرکت قمر مشتری، آیو، درون مغناطیس‌سپهر این سیاره غول‌پیکر را دریافت کرده باشد.

تسلا در این شور و اشتیاق تنها نبود. در اوایل دهه 1900، خود مارکونی نیز همراه با لرد کلوین و دیوید پک تاد اعلام کردند که به امکان استفاده از رادیو برای تماس با مریخی‌ها باور دارند. مارکونی حتی مدعی شد ایستگاه‌هایش سیگنال‌هایی را دریافت کرده‌اند که احتمالاً از مریخ آمده‌اند.

این شیفتگی در روزهای 21 تا 23 اوت 1924 به اوجی چشمگیر رسید؛ زمانی که مریخ در وضعیت مقابله‌ای قرار گرفت که طی صد سال پیش از آن و هشتاد سال پس از آن، نزدیک‌تر از آن به زمین نشده بود. در ایالات متحده، طی یک بازه 36ساعته، برنامه‌ای با عنوان «روز ملی سکوت رادیویی» ترتیب داده شد که بر اساس آن، همه رادیوها در ابتدای هر ساعت به مدت پنج دقیقه خاموش می‌شدند. در رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده، یک گیرنده رادیویی با کشتی هوایی تا ارتفاع سه کیلومتری زمین بالا برده و روی طول موجی بین 8 تا 9 کیلومتر تنظیم شد. در این آزمایش از یک «دوربین رادیویی» ساخته کالج امهرست و چارلز فرانسیس جنکینز استفاده شد. دیوید پک تاد هدایت برنامه را بر عهده داشت و دریاسالار ادوارد دبلیو. ابرل، رئیس عملیات نیروی دریایی، پشتیبانی نظامی آن را فراهم می‌کرد. در جزئیاتی که بیشتر به داستان‌های تخیلی شباهت دارد، ویلیام اف. فریدمن، رمزنگار ارشد ارتش ایالات متحده، مأمور شد هر پیام احتمالی مریخی را ترجمه کند.

تولد سِتی مدرن و پروژه اوزما

این حوزه در سال 1959 پایه‌ای واقعاً علمی پیدا کرد؛ زمانی که فیلیپ موریسون و جوزپه کوکونی، فیزیک‌دانان دانشگاه کرنل، مقاله‌ای بنیادین منتشر کردند و امکان جست‌وجو در طیف ریزموج را مطرح ساختند. آنان پیشنهاد کردند هر تمدن فرازمینی که بخواهد از طریق امواج رادیویی ارتباط برقرار کند، ممکن است به‌طور منطقی از فرکانس 1420 مگاهرتز استفاده کند؛ خط طیفی 21 سانتی‌متری که به‌طور طبیعی از هیدروژن گسیل می‌شود. هیدروژن رایج‌ترین عنصر جهان است و بنابراین احتمالاً همه تمدن‌های برخوردار از فناوری پیشرفته با آن آشنایی دارند.

تنها یک سال بعد، در 1960، فرانک دریک، اخترشناس دانشگاه کرنل، نخستین آزمایش مدرن سِتی را انجام داد. او با لحنی خیال‌انگیز نام «پروژه اوزما» را، برگرفته از ملکه سرزمین اوز در کتاب‌های فانتزی ال. فرانک باوم، برای آن برگزید. دریک از یک تلسکوپ رادیویی به قطر 26 متر در گرین بنکِ ویرجینیای غربی استفاده کرد تا ستاره‌های تاو نهنگ و اپسیلون جوی را در نزدیکی فرکانس شاخص 1.420 گیگاهرتز بررسی کند؛ ناحیه‌ای از طیف رادیویی که به دلیل مجاورت با خطوط طیفی هیدروژن و رادیکال هیدروکسیل، شاعرانه «آبشخور» نامیده می‌شود.

رصدخانه رادیویی گرین بنک محل انجام پروژه اوزما

ظهور معمای سیگنال «واو!»

با گذشت زمان و توسعه تجهیزات رصدخانه‌ای، پروژه‌های مختلفی برای رصد آسمان شکل گرفت. یکی از این پروژه‌ها، برنامه رصد رادیویی دانشگاه ایالتی اوهایو بود که در سال 1977 به نتیجه‌ای شگفت‌انگیز دست یافت. در 15 اوت همان سال، اخترشناس جری اِمن در حال بررسی داده‌های چاپ‌شده‌ای بود که تلسکوپ رادیویی Big Ear در چند روز قبل ثبت کرده بود. او متوجه چیزی غیرعادی شد: یک سیگنال رادیویی با قدرت بالا که دقیقاً در فرکانس مورد انتظار، یعنی 1420 مگاهرتز، شناسایی شده بود.

امن در کنار داده‌های چاپ‌شده دایره‌ای دور واکنش‌های خود نوشت: «Wow!» (واو!). این واژه بعدها به نام رسمی این رویداد تبدیل شد. سیگنال 72 ثانیه به طول انجامید، که دقیقاً با مدت زمانی که تلسکوپ زمین برای رصد یک نقطه ثابت در آسمان نیاز دارد، مطابقت داشت. با وجود تلاش‌های فراوان برای تمرکز مجدد تلسکوپ‌ها به سمت همان ناحیه از آسمان، این سیگنال دیگر هرگز تکرار نشد.

تا امروز، منشأ سیگنال واو همچنان یکی از بزرگ‌ترین معما‌های نجوم باقی مانده است. فرضیه‌های متعددی از تداخل سیگنال‌های زمینی، عبور از سیارک‌ها، تا نشانه‌هایی از تمدن‌های پیشرفته در فاصله 220 سال نوری از زمین مطرح شده‌اند. هیچ‌کدام تا به حال به‌طور قطعی ثابت نشده‌اند. این سیگنال تنها یک کُد مرموز نیست، بلکه نمادی از امید و پافشاری بشر برای یافتن هم‌صحبتی در اعماق تاریکی‌های کیهان است. با تکیه بر تلسکوپ‌های نسل جدید و توان پردازشی هوش مصنوعی، پروژه ستی هنوز به گوش‌سپردن به نجواهای فضا ادامه می‌دهد و شاید روزی، سکوت کیهان با پاسخی قطعی شکسته شود.