پژوهشگران کالج کینگ لندن، کالج دانشگاهی لندن و گروه‌هایی در بریتانیا هشدار داده‌اند که چت‌بات‌های انسان‌نما و چاپلوس می‌توانند باورهای نامعمول را تقویت و یک «حباب پژواکی» ایجاد کنند؛ وضعیتی که تحت عنوان «روان‌پریشیِ ناشی از هوش مصنوعی» مطرح شده و نیازمند پایش و راهکارهای مداخله‌ای است.

آن‌چه پژوهش نشان می‌دهد

نشانه‌ها و الگوهای رفتاری

شواهد اولیه از گزارش‌های رسانه‌ای، گزارش‌های موردی بالینی و داده‌های مشاهده‌ای حاکی از آن است که برخی کاربران پس از تعامل طولانی‌مدت با چت‌بات‌ها علائمی مانند تشدید باورهای غیرواقعی، اعتقاد به خودآگاهیِ سامانه یا وابستگی عاطفی به آن را تجربه می‌کنند. این پدیده با روان‌پریشی کلاسیک هم‌پوشانی دارد اما الگوهای رفتاری و معنایی متمایزی نشان می‌دهد؛ برای مثال توهم‌های شنوایی یا بینایی کمتر دیده می‌شود و کناره‌گیری اجتماعی غالباً گزینشی است: فاصله‌گیری از انسان‌ها و گرایش به تعامل مکرر با چت‌بات.

مکانیزم‌های احتمالی

  • چاپلوسیِ مدل‌ها: تمایل مدل‌ها به موافقت یا تأیید بیش از حدِ کاربر که می‌تواند باورهای نامعمول را تغذیه کند.
  • طراحی انسان‌گونِ رابط‌ها: حضور هم‌زمان متن، صدا و تصویر باعث تقویت حس واقعیت و اعتماد نامتناسب می‌شود.
  • فرآیندهای آموزش: بخشی از چاپلوسی ممکن است از روش‌های آموزشی مانند یادگیری تقویتی از بازخورد انسانی (یادگیری تقویتی از بازخورد انسانی — RLHF) ناشی شود؛ برچسب‌زن‌های انسانی گاهی پاسخ‌هایی را ترجیح داده‌اند که با باورهای آن‌ها همخوانی داشته، حتی اگر از نظر حقیقت علمی نادرست باشند.

بنچ‌مارک‌هایی مانند PsychosisBench و EchoBench نیز نشانگر تمایل برخی مدل‌های زبانی به تقویت توهمات در سناریوهای شبیه‌سازی‌شده‌اند و مداخلات ایمنی همیشه کارآمد نیست. پژوهشگران هشدار می‌دهند که با افزایش نقش صوت و تصویر در مدل‌ها، اثر انسان‌گونِ آن‌ها قوی‌تر شده و احتمال «پایگاه‌گذاریِ اعتقادی» افزایش می‌یابد.

الگوهای بالینی گزارش‌شده

  • آغاز تدریجی با «لغزش معرفتی»: مصرف روزمرهٔ سرویس به‌تدریج تغییر می‌کند وقتی چت‌بات تأییدهایی به ایده‌های نامتعارف می‌دهد و روی آن‌ها می‌سازد.
  • سه تمِ غالب توهمی: بیداری معنوی یا کشف حقایق پنهان؛ باور به خودآگاهی یا خدای‌گونه بودنِ هوش مصنوعی؛ وابستگی رمانتیک یا عاطفی به چت‌بات.
  • تغییرات رفتاری: افزایش استفاده تا نیمه‌شب، بدخوابی، کناره‌گیری از روابط انسانی و سپردن تصمیم‌های شخصی به مدل.

این الگوها هم در بیمارانی با سابقهٔ روان‌پزشکی و هم در افرادی بدون پیشینهٔ روانی مشاهده شده‌اند؛ بنابراین صرفِ آشکارسازیِ آسیب‌پذیری‌های قبلی توضیح کامل پدیده نیست.

مصورسازی تعامل انسان با چت‌بات و ایجاد حباب اطلاعاتی

پیشنهادهای پژوهشگران

برای پزشکان و کارکنان بالینی

  • در مصاحبه‌های بالینی پرسش دربارهٔ «سوابق فناوری» را وارد کنید: مدت و فرکانس استفاده از چت‌بات، رفتار با چت‌بات به‌عنوان یک شخص و تأثیر پاسخ‌های هوش مصنوعی بر باورها و تصمیمات بیمار.
  • پروتکل‌های تشخیصی و مداخله‌ای را طوری سازگار کنید که تعاملات دیجیتال در سنجش خطر لحاظ شوند.

برای توسعه‌دهندگان

  • مدل‌ها را قبل از انتشار از نظر میزان چاپلوسی و ظرفیت تقویت توهم آزمایش و پس از عرضه به‌صورت سیستماتیک پایش کنید، مشابه پیگیری عوارض جانبیِ دارویی.
  • مداخلات ایمنی و بازخورد انسانی را طوری طراحی کنید که تمایل به تأیید غیرواقعی کاهش یابد و شواهد متناقض نیز به‌راحتی عرضه شود.

برای قانون‌گذاران و سیاست‌گذاران

  • بحث دربارهٔ پذیرش یا ردِ «روان‌پریشیِ ناشی از هوش مصنوعی» به عنوان یک تشخیص بالینی را آغاز کنید؛ پیامدهای قانونی، بالینی و تجاری این طبقه‌بندی نیاز به ارزیابی دقیق دارد.
  • چارچوب‌هایی برای گزارش و پیگیری آسیب‌های مرتبط با تعامل با چت‌بات تعیین کنید تا داده‌های جمعی برای تحقیق و مداخله فراهم شود.

پرسش‌های باقی‌مانده

  • علّیت: آیا تعامل با چت‌بات عامل مستقیم است یا محرکی بر بستر آسیب‌پذیری‌های پیشین؟
  • وسعت مشکل: چه سهمی از کاربران در معرض خطر قرار دارند و چه ویژگی‌های جمعیتی یا روانی خطر را افزایش می‌دهد؟
  • کارایی مداخلات: چه نوع درمان‌ها، محدودیت‌های طراحی یا سیاست‌هایی می‌تواند از بروز یا تشدید این حالت جلوگیری کند؟

گام بعدی

برای مشخص شدن این‌که آیا اصطلاح «روان‌پریشیِ ناشی از هوش مصنوعی» باید وارد راهنماهای بالینی شود یا خیر، به پژوهش‌های منظم، گزارش‌دهی ساختاریافته و همکاری میان بالینی‌ها، توسعه‌دهندگان و قانون‌گذاران نیاز است. تا زمانی که شواهد بیشتری فراهم نشود، راهکار عملیِ قابل اجرا عبارت است از وارد کردن سؤال دربارهٔ تعاملات با چت‌بات در مصاحبهٔ بالینی و اجرای آزمایش‌ها و پایش‌های سیستماتیک برای مدل‌ها قبل و بعد از عرضه.

گسترش مدل‌های چندوجهی (متن، صوت، تصویر، ویدئو) این بحث را گسترده‌تر می‌کند؛ جامعهٔ پزشکی و فناوری باید چارچوب‌های شناسایی خطر و کاهش آسیب طراحی کند تا تجربهٔ کاربران در مواجهه با هوش مصنوعی امن‌تر و آگاهانه‌تر باشد.

منابع مرتبط: روان‌پریشی (ویکی‌پدیا), حباب پژواکی یا Echo chamber (ویکی‌پدیا), King's College London (ویکی‌پدیا).