راز بقا در جهان اولیه

به اطراف نگاه کنید. هر آنچه می‌بینید از صندلی‌های چوبی تا ستارگان کهکشانی، مدیون یک ترجیح عمیق و مرموز در قوانین بنیادین طبیعت است. در کیهان‌شناسی فیزیکی، این معما به‌عنوان مسئله عدم تقارن باریونی شناخته می‌شود. فیزیکدانان با چالشی روبرو هستند که مستقیماً به وجود ما ربط دارد: چرا جهان فعلی ما تقریباً کاملاً از ماده ساخته شده و ردی از پادماده باقی نمانده است؟ طبق نظریه مه‌بانگ، این انفجار کیهانی باید مقادیر تقریباً برابری از ماده و پادماده را خلق کرده باشد. مسئله اینجاست که برخورد این دو ذره، آن‌ها را به طور کامل با هم ادغام و نابود می‌کند. اگر تقارن کاملی حکم‌فرما بود، کیهان تنها یک دریای انرژی خالص می‌بود. در واقع، به ازای هر 1 میلیارد جفت ماده-پادماده که در لحظات نخستین کیهان از بین رفت، تنها 1 ذره ماده جان به در برد. همان بازمانده‌های شانس‌مند امروز کهکشان‌ها، ستارگان و حیات را تشکیل می‌دهند.

شکاف در دانش فعلی

عمق این معما زمانی مشخص می‌شود که بدانید نه مدل استاندارد ذرات بنیادی و چه نظریه نسبیت عام اینشتین، پاسخ قانع‌کننده‌ای برای چرایی این برتری ماده ارائه نمی‌دهند. بسیاری از متخصصان این مسئله را یکی از کلیدی‌ترین گره‌های فیزیک مدرن می‌دانند که نشان می‌دهد معادلات فعلی ما هنوز ناقص هستند.

دستورالعمل ساخاروف: 3 شرط برای تولد جهان مادی

آندری ساخاروف، فیزیکدان نظریه‌پرداز روس، در سال 1967 برای حل این معما فرمولی سه‌مرحله‌ای ارائه داد. به گفته وی، هر مکانیسم کیهانی که بخواهد ماده را بر پادماده ترجیح دهد، باید 3 شرط سخت‌گیرانه را همزمان فراهم کند. این شرایط که بعدها توسط محققان آزمایشگاه‌هایی مانند اسلاک توسعه یافتند، نقشه راه جستجوهای فیزیک‌دانان امروزی هستند.

1. نقض عدد باریونی

نخستین شرط، امکان تغییر تعداد باریون‌هاست. در واکنش‌های ذره‌ای معمولی، تعداد کوارک‌ها در ورودی و خروجی برابری می‌کند. ریاضیات این مدل نشان می‌دهد که عملگر کوانتومی عدد باریونی با هامیلتونی سیستم جابه‌جا می‌شود، اما برای تولد یک جهان مادی، طبیعت باید اجازه می‌داد این قانون بنیادین در لحظات اولیه کیهان شکسته شود. اگرچه تاکنون در آزمایشگاه‌ها شاهد شکست مستقیم این قانون نبوده‌ایم، اما پدیده‌هایی مانند ناهنجاری‌های کوانتومی راه را برای فراتر از مدل استاندارد باز کرده‌اند. نظریه‌های وحدت بزرگ و ابرتقارن پیش‌بینی می‌کنند که بوزون‌های بسیار سنگینی مانند بوزون X، می‌توانستند در کیهان اولیه پروتون‌ها را به پادذرات تبدیل کنند و شرط نخست را برآورده سازند.

2. نقض تقارن C و CP

طبیعت در قوانین خود اغلب متقارن عمل می‌کند، اما این تقارن گاهی شکسته می‌شود. شرط دوم نیازمند آن است که قدرت‌های طبیعت نسبت به ماده و پادماده رفتار یکسانی نداشته باشند. اگر نیروی ضعیف در واپاشی ذرات، بین چپ و راست تمایز قائل نشود یا اگر بار الکتریکی و جهت‌گیری فضایی ذرات به طور متقارن عمل کنند، هر واکنشی که مازاد ماده تولید کند، واکنشی معکوس مازاد پادماده بسازد و نتیجه خنثی خواهد شد. در مدل استاندارد، نقض CP از طریق فاز پیچیده‌ای در ماتریس اختلاط کوارک‌ها رخ می‌دهد.

نمودار فاینمن نشان‌دهنده برهم‌کنش‌های ذره‌ای در مدل استاندارد و نقض تقارن

کشف تاریخی چی-ین و شیونگ-و در سال 1956 نشان داد که نیروی ضعیف تاخور را نقض می‌کند؛ رویدادی که راه را برای آزمایش فیچ و کرونین و کشف نقض CP در سیستم کائون‌های خنثی در سال 1964 هموار سازد و نهایتاً باعث دریافت نوبل فیزیک 1980 شود. اگرچه مدل استاندارد مقدار بسیار کمی نقض CP پیش‌بینی می‌کند، اما کاملاً ناکافی است تا آن عدم تقارن عظیم مشاهده‌شده در کیهان را توضیح دهد و به زنگ خطری برای فیزیک فراتر از استاندارد تبدیل می‌شود.

3. خروج از تعادل گرمایی

کیهان در حال سرد شدن و انبساط است. اگر این فرآیندها در تعادل گرمایی کامل رخ می‌دادند، بازخوردهای معکوس به سرعت مازاد ماده تولیدی را از بین می‌بردند. انبساط سریع جهان اولیه و واکنش‌های زنجیره‌ای خارج از تعادل، مانند فرآیندهای سدی‌توی، به این واکنش‌ها اجازه دادند تا به سمت تولید ماده سوق پیدا کنند و نتایج آن منجمد شود.

ساختن کیهان‌شناسی جدید: گنج‌یابی در آشکارسازها

امروزه جستجو برای پاسخ به سوال ساخاروف به صحنه‌های آزمون‌های زیرزمینی و شتاب‌دهنده‌های غول‌پیکر کشیده شده است. پروژه‌هایی مانند آزمایشگاه نوترینوی جنیوا، آشکارسازهای دقیق ژاپن و ارتقای پیشرفته شتاب‌دهنده هادرونی بزرگ قرار است با دقتی هرچه باورنکردنی‌تر به دنبال ذرات بنیادی جدید یا برهم‌کنش‌های ناشناخته بگردند. حتی رصد موج‌های گرانی در جهان اولیه می‌تواند ردپای انتقال فاز کیهانی‌ای را نشان دهد که شرط دما را به طور رادیکال تقویت کرده است.

کشف جزئیات این عدم تقارن، تنها توضیح چرایی وجود ما نیست؛ بلکه کلیدی است برای بازشدن درب‌های فیزیک فراتر از استاندارد. اگر فیزیکدانان بتوانند دقیقاً محاسبه کنند که کدام فاکتور میکروسکوپی در کسری از میلی‌میلیاردم ثانیه پس از مه‌بانگ، تاس را به نفع ماده انداخت، دروازه‌های درک ما از تکامل کیهان و ماهیت واقعی زمان کاملاً باز خواهد شد. آینده‌ی کیهان‌شناسی در گرو کشف همین گمشده‌های بنیادین است و هر کشف جدید در آزمایشگاه‌های پیشرفته، قطعه‌ای از پازل وجود ما را کامل‌تر می‌کند.