راست (Rust) به زبانِ لحظه برای برنامه‌نویسی سیستم‌ها تبدیل شده است. پروژه‌های متن‌باز و غول‌های تکنولوژی در صف طولانی قرار گرفته‌اند تا هسته‌های نرم‌افزاری خود را به این زبان ببرند؛ وعده‌ی امنیت حافظه بدون جمع‌آور زباله (Garbage Collector) و عملکردی در سطح C++، طعمه‌ی جذابی است که کم‌کس می‌تواند از آن بگذرد. اما داستان امروز تنها «انتخاب زبان» نیست؛ داستان این است که دو غول صنعت — گیت‌هاب و انتروپیک — برای اولین بار خود را به عنوان «مشتری اول» ابزارهای عامل‌کننده (Agentic) خود عرضه کرده‌اند تا بزرگ‌ترین بازنویسی‌های تاریخ اخیر را به انجام برسانند.

گیت‌هاب: ۸۰۰ هزار خط، یک توسعه‌دهنده، ۱۲۸ درخواست کشش

گیت‌هاب (زیرمجموعه مایکروسافت) اعلام کرد که زمان اجرا (Runtime) عامل گیت‌هاب کوپایلوت — که تا دیروز روی تایپ‌اسکریپت، Node.js و موتور V8 می‌دوید — به طور کامل به بیش از ۸۰۰،۰۰۰ خط کد Rust در محیط تولید بازنویسی شده است. نکته‌ی کلیدی در پست وبلاگ مهندس ارشد مایکروسافت، استیون توب این است: «عامل‌های هوش مصنوعی اکثر کد را نوشته‌اند.»

این بازنویسی در ۱۲۸ درخواست کشش (Pull Request) مجزا، به صورت تدریجی و در طول حدود ۱۴ و نیم هفته ادغام و مستقر شد. رویکرد افزایشی به تیم اجازه داد رگرسیون‌ها را در همین حین بگیرند و برطرف کنند، در حالی که توسعه قابلیت‌های جدید محصول متوقف نشد. توب می‌نویسد: «پروژه‌ای که قبل از عصر عامل‌ها یک تیم کامل را یک تا دو سال مشغول می‌کرد، اکنون عمدتاً توسط یک توسعه‌دهنده واحد، در فقط چند ماه تکمیل شده است.» ابزارهای به کار رفته: برنامه دسکتاپ گیت‌هاب کوپایلوت و Copilot CLI.

بان (Bun): ۱۱ روز، چندین عامل موازی، نیم میلیون خط زیگ (Zig)

در طرف دیگر میز، بان (Bun) قرار دارد — زمان اجرای جاوااسکریپتی که انتروپیک در دسامبر ۲۰۲۵ خریداری کرد. بنیان‌گذار جارد سامنر (Jarred Sumner) در جولای فاش کرد که ۵۳۵،۴۹۶ خط کد Zig را با کمک یک مدل پیش‌انتشار کلاد (Claude) و هماهنگی چندین عامل Claude Code به طور همزمان، به راست پورت کرده است. نتیجه: در ۱۱ روز، نسخه راست کلیه تست‌های موجود بان را روی تمام شش پلتفرم پشتیبانی‌شده می‌گذراند.

انگیزه سامنر، «پایداری» بوده است. بان از یک پروژه «پیش از LLM» در آپارتمانی در اکلند به رن‌تایمی رسیده بود که CLI آن ۲۲ میلیون دانلود ماهانه دارد. اما رشد دامنه، طوفان حافظه را به همراه آورده بود: نشت‌ها، کرش‌ها و باگ‌های مدیریت حافظه در مرز Zig و موتور جاوااسکریپت نهفته. سامنر صراحتاً از مقصر خواندن Zig خودداری کرد، اما تأکید کرد: «ما می‌توانستیم این باگ‌ها را تا بی‌نهایت یکی‌واحد برطرف کنیم، اما به کاربرانمان بدهکار هستیم که به طور سیستماتیک جلوی تکرار آن‌ها را بگیریم.» راست، با مدل مالکیت و استعاره (Ownership & Borrowing)، تضمین‌های قوی‌تری در این جبهه می‌دهد.

دو کتابچه بازی (Playbook)، یک اصل اقتصادی

هر دو شرکت استدلال اقتصادی مشابهی دارند: «بازنویسی با این مقیاس قبل از عامل‌ها مقرون‌به‌صرفه نبود.» اما استراتژی اجرا، قطب‌به‌قطب متفاوت است:

  • بان (Big-Bang Parallel): ترجمه همزمان کل کدبیس Zig به راست توسط ده‌ها عامل موازی، سپس ادغام یک‌جا (Merge) پس از پاس کردن تست‌ها. سرعتِ خیره‌کننده، اما ریسک ادغام کلان.
  • گیت‌هاب (Incremental Slice-by-Slice): تقسیم ران‌تایم به قطعات کوچک، بازنویسی و مستقرسازی هر قطعه در یک PR جداگانه (۱۲۸ PR)، با توسعه هم‌زمان ویژگی‌های جدید. ایمنی بیشتر، زمان کل طولانی‌تر.

مقایسه‌ی «۱۱ روز در برابر ۱۴ هفته» معیار سنجش کلاد در برابر کوپایلوت نیست. بان یک پورت زبان-به‌زبان (Zig → Rust) با تست‌های آماده انجام داد؛ گیت‌هاب یک مایگریشن پلتفرم (TypeScript/Node.js → Rust) را در حالی که محصول زنده است و به روز می‌شود، مدیریت کرد. المشترک: عامل‌ها بازنویسی‌های کلان را از حُلم «غیرممکن/گران» به حوزه‌ی «ممکن/اقتصادی» منتقل کردند.

تناقض منافع؟ هر دو فروشنده‌ی ابزار هستند

نکته‌ی ظریف: انتروپیک (فروشنده کلاد/کلاد کد) و گیت‌هاب (فروشنده کوپایلوت) هر دو بنیان‌گذاران و اولین مشتریانِ سنگین ابزارهای عامل‌کننده‌ی خودند. این «Dogfooding» در مقیاس صنعتی، سیگنال قدرتمند به بازار است: ابزارها به بلوغ رسیده‌اند که بتوانند بار مهندسی واقعی را به دوش بکشند — نه فقط دموهای توییتر.

چه چیزی برای تیم‌های مهندسی معنا دارد؟

  • بازنویسی بزرگ (Big Rewrite) دیگر تابوی مطلق نیست: با عامل‌های کدنویسی، هزینه و ریسک به شدت کاهش می‌یابد.
  • استراتژی مهم‌تر از سرعت خام مدل است: افزایشی با CI/CD قوی (گیت‌هاب) یا موازی با تست‌گذاری پیش‌نیاز (بان) — هر کدام با ریسک‌های خاص خود.
  • راست، هدفِ پیش‌فرضِ ایمنی حافظه شده: وقتی ابزارها مانع تولید کد نامناسب می‌شوند، انتخاب راست به «پیش‌فرضِ عقلانی» تبدیل می‌شود.
نمودار مقایسه استراتژی بازنویسی گیت‌هاب و بان با عامل‌های هوش مصنوعی

ما در آستانه‌ی دوره‌ای هستیم که «بازنویسی از صفر» (Greenfield Rewrite) نه یک پروژه‌ی چندساله‌ی تیمی، بلکه یک اسپرینت چندهفته‌ایِ یک مهندس با Orkestratorهای هوش مصنوعی است. گیت‌هاب و انتروپیک اثبات کردند که این آینده، در حال حاضر اتفاق می‌افتد.