بانکهای اروپایی بهطور کلی از اعطای وام به پروژههایی که بر تقاضای آینده بازار تکیه دارند اجتناب میکنند. آنها ترجیح میدهند منابع مالی را به طرحهایی اختصاص دهند که خریدار مشخص، اتصال فیزیکی مستقیم یا جانشینی روشن برای هیدروژن مبتنی بر سوختهای فسیلی داشته باشند. این رویکرد شکلگیری بازار هیدروژن اروپا را کند میکند و نیاز به ابزارهای مالی و سیاستگذاری جدید را برجسته میسازد.
تعارضِ تعریف «تجاری» با تأمین مالی
نمونهٔ بارز این اختلاف، نصب الکترولایزر AEM در بندر آنتورپ-بروژ است؛ سامانهای نیممگاواتی که هیدروژن با خلوص صنعتی تولید میکند. این موفقیت مهندسی نشانگر بلوغ فناوری است، اما تجاریبودن پروژه به معنای وجود یک مدل درآمدی و قراردادهای قابلقبول برای وامدهندگان است، نه صرفاً توان فنی تولید.
آزمون هولتهاوزن: وقتی سابقهٔ عملیاتی کافی نیست
شرکت خانوادگی هلندی Holthausen بیش از هفتاد سال در گازهای صنعتی فعال بود و شبکه توزیع و مشتریان ثابت داشت. با اینحال، هنگام تقاضای تأمین مالی برای الکترولایزرهای بزرگتر، بانکهای متعارف — حتی بانک خود شرکت — وام ندادند. علت اصلی این بود که فعالیتهای تولید و عرضهٔ هیدروژن تا آن زمان زیانده باقی مانده بود و خرید هیدروژن از منابع دیگر صرفاً به رشد درآمد کمک میکرد، اما سودآوری کافی فراهم نمیساخت.
هولتهاوزن در نهایت ترکیبی از وامهای مأموریتی، سرمایهٔ توسعه و حمایت دولتی را به خدمت گرفت تا پروژه اجرا شود. این الگو نشان میدهد گذار صنعتی به منابع غیروابسته به وامهای تجاری و تضمینهای عمومی نیاز دارد؛ اما از منظر وامدهندگان، فقدان چارچوب درآمدی با ریسکپذیری پایین، عامل بازدارندهٔ اصلی است.
عوامل ریسک که وامدهندگان میبینند
گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی و ارزیابیهای اتحادیهٔ اروپا بر چند نکتهٔ کلیدی تأکید میکنند:
- تقاضای بلندمدت نامشخص و پراکندگی متقاضیان.
- مقاومت خریداران در پرداخت پریمیوم «سبز» برای هیدروژن.
- مشکل تبدیل اعلامیههای تقاضا (intentions) به قراردادهای بلندمدت و الزامآور.
کاهش هزینهٔ سرمایهٔ الکترولایزر و بهبود عملکرد تولید برای تولیدکننده مفید است، اما تضمینکنندهٔ امضای قراردادهایی که کل زنجیرهٔ ارزش را پوشش دهد نیست.
چه پروژههایی شانس وام گرفتن دارند؟
وامدهندگان پروژههایی را ترجیح میدهند که ریسک درآمدی کمتری دارند. معیارهای کلیدی شامل موارد زیر است:
- خریدار داخلی و مشخص؛
- جانشینی مستقیم یک مصرف هیدروژن فسیلی موجود (مثلاً پالایشگاهها)؛
- اتصال فیزیکی یا خطوط انتقال که جریان عرضه به مصرفکننده را تضمین کند؛
- قراردادهای خرید بلندمدت (PPA یا offtake agreements) یا تضمینهای دولتی.
مثال مشهود، وامی است که بانک سرمایهگذاری اروپا برای پروژهٔ OMV تصویب کرد: 450 میلیون یورو برای نیروگاه هیدروژن سبز 140 مگاواتی در اتریش که از طریق خط لوله به پالایشگاه Schwechat منتقل میشود و هیدروژن فسیلی پالایشگاه را جایگزین میکند. این مدل، بهدلیل مصرفکنندهٔ شناختهشده، جانشینی محصول و ارتباط فیزیکی، اطمینان درآمدی کافی برای وامدهندگان فراهم میآورد. در مقابل، بازارهای جدید مانند حملونقل جادهای، گرمایش یا تولید برق همچنان نیازمند تضمین تقاضا و ابزارهای مالی نوآورانهاند.
پیشنهادها برای تقویت بازار هیدروژن اروپا و جذب سرمایه
برای اینکه بازار هیدروژن اروپا بهعنوان یک اقتصاد مستقل شکل بگیرد، همزمان باید در سه محور اقدام شود:
- ابزارهای مالی جدید برای بانکها: توسعهٔ معیارهای ریسک متناسب با خصوصیات تولید هیدروژن، پوششهای بیمهای، گارانتیهای درآمد و ابزارهای مبتنی بر درآمد پروژه.
- نقش فعال دولت و نهادهای توسعهای: تضمینهای قیمتی، قراردادهای خرید تضمینی، یارانههای هدفمند برای پر کردن شکاف بازار در دوران انتقال.
- تمرکز تولیدکنندگان بر زنجیرهٔ ارزش: ایجاد قراردادهای offtake با خریداران موجود، اتصال فیزیکی به شبکههای توزیع و همکاری با صنایع مصرفکننده برای تضمین تقاضا.
همچنین پیشنهاد میشود ابزارهای زیر توسعه یابند:
- قراردادهای خرید بلندمدت با مشارکت دولت (یا تضمین جزئی دولتی) برای کاهش ریسک خریداران.
- مکانیسمهای بازار برای شفافسازی قیمتگذاری و تخصیص پریمیوم سبز.
- طرحهای مشترک بین بانکهای توسعهای و بخش خصوصی برای اشتراک ریسک فناوری و بازار.
افق پیش رو
پیشرفت سریع فناوری الکترولایزر فرصت بزرگی برای بازار هیدروژن اروپا فراهم کرده است، اما تبدیل این فرصت به صنعتی مقیاسپذیر مستلزم تکامل همزمان سازوکارهای بازار و ابزارهای مالی است. تا وقتی ساختارهای درآمدی قابلاطمینان و ابزارهای کاهش ریسک توسعه نیابند، بخش عمدهای از سرمایهٔ تجاری به پروژههایی خواهد رفت که خریدار و جریان درآمد مشخص دارند، و هیدروژنِ پیشبینیشده همچنان منتظر نوآوریهای مالی و سیاستی خواهد ماند.





