ویلیامز و شِورون؛ نفت و گاز در خدمت دیتاسنترها
بهواسطه رشد شدید تقاضا برای محاسبات و هوش مصنوعی، ویلیامز و شِورون میلیاردها دلار در پروژههایی برای تأمین برق دیتاسنترها سرمایهگذاری کردهاند. این شرکتها این تحول را بهعنوان فرصت جدیدی برای فروش گاز، توسعه خطوط لوله و راهاندازی نیروگاهها معرفی میکنند.
دیتاسنترها؛ محرک نوین تقاضای انرژی
تحلیلگران BloombergNEF میگویند نیاز به گاز طبیعی در آمریکا تا میانه دههٔ 2030 میتواند تا 36% افزایش یابد که بخش قابلتوجهی از آن به رشد دیتاسنترها مربوط است. دیتاسنترها اکنون نقش تعیینکنندهای در تقاضای برق و گاز بازی میکنند؛ همین موضوع شرکتهای سنتی انرژی را به شتاب برای ورود به این بازار واداشته است. برای اطلاعات تکمیلی درباره ساختار دیتاسنترها میتوانید به صفحهٔ Wikipedia درباره دیتاسنتر مراجعه کنید.
چه پروژههایی در جریان است؟
ویلیامز در حال ساخت شش نیروگاهِ تأمینِ برقِ مستقل (پشتِ کنتور) برای دیتاسنترها در سراسر ایالات متحده است؛ از جمله چهار نیروگاه برای دیتاسنترهای متا در اوهایو. این شرکت بیش از پنج میلیارد دلار به توسعه زیرساختها اختصاص داده و در برخی طرحها سرمایهگذارانی مانند KKR حضور دارند. ویلیامز همچنین یک خط لولهٔ 9 مایلی در حومهٔ اوهایو میسازد تا شبکهٔ عرضهٔ محلی را تقویت کند.
شِورون قراردادی 20 ساله با مایکروسافت امضا کرده و برنامهریزی برای پروژهای 2.67 گیگاواتی در تگزاس را آغاز کرده است؛ براساس مجوزها این پروژه میتواند سالانه تا حدود 11.5 میلیون تن معادل دیاکسیدکربن تولید کند. شِورون اعلام کرده نیروگاه طبق استانداردهای محیطزیستی طراحی شده و در آینده امکان ترکیب منابع تجدیدپذیر نیز وجود دارد.
اعداد و مجوزها
- براساس درخواستهای مجوز، پنج تا از هفت نیروگاه مرتبط با دیتاسنترها میتوانند مجموعاً تا 21 میلیون تن گازهای گلخانهای در سال منتشر کنند؛ رقمی نزدیک به انتشار سالانهٔ یک کشور کوچک.
- چهار نیروگاه ویلیامز در اسناد مجوز تا 9.6 میلیون تن در سال انتشار اعلام کردهاند؛ ویلیامز میگوید مدلسازی داخلی نشان میدهد انتشار واقعی ممکن است تا دو سوم کمتر باشد.
- مدت قراردادها متفاوت است: قراردادهای ویلیامز با متا بین 10 تا 12.5 سال و قرارداد شِورون با مایکروسافت 20 ساله است که ثبات درآمدی طولانیمدت فراهم میکند.
پیامدهای اقلیمی
گسترش نیروگاههای گازسوز در کنار دیتاسنترها پیامدهای مهمی برای اقلیم دارد. حتی وقتی این تأسیسات «جزیرهای» و پشتِ کنتور کار میکنند، احتراق مستقیم گاز طبیعی انتشار قابلتوجهی ایجاد میکند. برای زمینهٔ فنی بیشتر در مورد گازهای گلخانهای ببینید: Wikipedia درباره گازهای گلخانهای.
فعالان محیطزیست هشدار میدهند که اتحاد بین صنعت فناوری و شرکتهای نفتی میتواند بهانهای برای ادامهٔ سرمایهگذاری در زیرساختهای سوختهای فسیلی شود. لوکاس شانکار-راس از Friends of the Earth این روند را تهدیدی برای اهداف کاهش انتشار میداند و خواستار محدودیتها و بازبینی سیاستهاست.
چرایی ورود شرکتهای نفتی به بازار دیتاسنتر
چند عامل اصلی، شرکتهای نفت و گاز را به این بازار کشانده است:
- پایداری درآمد: قراردادهای بلندمدت خرید برق درآمد ثابت و قابلپیشبینی فراهم میکنند.
- استفاده از زیرساخت موجود: خطوط لوله و نیروگاههای موجود را میتوان بهسرعت برای تامین دیتاسنترها تطبیق داد.
- راهکارهای پشتِ کنتور: شرکتهای فناوری برای کاهش زمان انتظار اتصال به شبکه و اجتناب از فشار بر قیمت برق مصرفکننده، به تأمین برق مستقل رو میآورند.
چالشها و مسیر پیش رو
در کوتاهمدت، این قراردادها رشد سریع مراکز داده را تسهیل میکنند؛ اما در میان و بلندمدت سوالهای اساسی باقی میماند: چگونه میتوان افزایش تقاضای انرژی را بدون افزایش محسوس انتشار گازهای گلخانهای مدیریت کرد؟ آیا ترکیب گستردهتر انرژیهای تجدیدپذیر و ذخیرهسازی با این پروژهها ممکن و مقرونبهصرفه است؟ نقش سیاستگذاری در تعیین حدود انتشار، شفافیت و مشوقهای پاک چه خواهد بود؟
نکات کلیدی
- سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری شرکتهای نفتی، دیتاسنترها را به یک بخش استراتژیکِ تقاضای انرژی تبدیل کرده است.
- مجوزهای کنونی نشاندهندهٔ پتانسیل انتشار بالا هستند، اما شرکتها طرحهای کاهش انتشار را مطرح میکنند که نیاز به بررسی و پایش مستقل دارد.
- تعادل میان نیازهای فناوری و اهداف اقلیمی بستری برای تعامل سیاستگذاران، سرمایهگذاران و اپراتورهای دیتاسنتر فراهم میآورد.
راهکارهای عملی شامل اعمال استانداردهای انتشار سختگیرانهتر، تسهیل ترکیب منابع تجدیدپذیر و ذخیرهسازی در کنار نیروگاهها، و الزام به گزارشدهی شفاف دربارهٔ انتشارهاست. تصمیمگیریهای آینده تعیین خواهد کرد که رشد دیتاسنترها با کاهش واقعی انتشار همراستا شود یا به گسترش طولانیمدت زیرساختهای سوختهای فسیلی بینجامد.





