سرقت هویت معمولاً با دزدیدن اطلاعات حساس یک فرد واقعی و جعل هویت او همراه است، اما مدل خطرناکتری به نام کلاهبرداری هویت مصنوعی وجود دارد که تشخیص آن بهمراتب دشوارتر است. مهاجم در این روش هویتی جدید میسازد و با ترکیب دادههای واقعی و جعلی، موجودی را خلق میکند که اصلاً وجود خارجی ندارد. از آنجا که قربانی واقعیای برای نظارت بر این سوءاستفاده وجود ندارد، هویت جعلی میتواند در سکوت مجوزها و اعتبار خود را افزایش دهد. این اصل دارای مشابهت ناشناختهای با هویتهای غیرانسانی (NHI) یا همان هویتهای ماشینی است.
تیمهای امنیتی و هویتهای جعلی
تمرکز تیمهای امنیتی اغلب بر سرقت هویتهای غیرانسانی است، اما معادل ماشینمحورِ کلاهبرداری هویت مصنوعی بهندرت مورد توجه قرار میگیرد. در این سناریو، مهاجم حساب سرویس موجود را هیکج (Hijack) نمیکند؛ بلکه آن را جعل میکند. ویژگیهای واقعی محیط با ویژگیهای جعلی ترکیب میشوند تا هویت جدید کاملاً بومی و متعلق به همان شبکه به نظر برسد. سرعت رشد هویتهای غیرانسانی در سازمانها بهقدری بالاست که ردیابی آنها دشوار میشود و در صورت ضعف در حاکمیت امنیتی، یک هویت جعلی بهراحتی در میان هزاران حساب پنهان میشود.
ساختار کلاهبرداری هویت مصنوعی برای ماشینها
برای انسانها، هویت مصنوعی مونتاژ میشود تا بررسیهای امنیتی را دور بزند. همین منطق برای هویتهای ماشینی نیز کار میکند. مهاجم بهجای استفاده از یک حساب سرویس قانونی، یک هویت جدید در سطح مدیر با ساختار نامگذاری مشابه ثبت میکند و امتیازاتی به آن میدهد. چون هیچ هیکجی رخ نداده، هیچ کاربر آسیبدیدهای برای هشدار دادن وجود ندارد و رفتار مشکوکی برای علامتگذاری دیده نمیشود.
دلیل متقاعدکننده بودن این هویتها، ترکیب دقیق ویژگیهای واقعی و اختراعشده است. هویت جعلی از قراردادهای نامگذاری محیط پیروی میکند، در دامنه صحیح قرار دارد و مجوزهایی شبیه به سایر هویتها درخواست میکند. برای مدیری که دهها هزار حساب سرویس را بررسی میکند، این تنها یک ورودی عادی در دفترچه ثبت سیستم است.
روشهای ساخت هویتهای ماشینی جعلی
تکنیکهای استفادهشده چندان جدید نیستند، اما بهکارگیری آنها بهعنوان الگویی برای درج یک هویت غیرقانونی در محیطی که به آن اعتماد دارد، رویکردی مبتکرانه است. مهاجمان از چند روش اصلی برای این کار استفاده میکنند:
حساب سرویس یاغی (Rogue Service Account)
مهاجم پس از دسترسی به سیستم، حساب جدیدی ایجاد میکند که شبیه به حسابهای موجود است. این حساب که هرگز تأیید نشده اما مانند یک حساب قانونی رفتار میکند، خالصترین شکل جعل هویت ماشینی است.
تکنیک DCShadow
در سطح زیرساخت، مهاجم به جای یک حساب، منبع اعتبار را جعل میکند. او یک کنترلکننده دامنه یاغی بهطور موقت ثبت میکند تا تغییرات مخرب شبیه به ترافیک همگامسازی قانونی به نظر برسد. هر آنچه این زیرساخت جعلشده منتشر کند، اعتبار خود سیستم را به ارث میبرد.
اعتبارنامههای سایه (Shadow Credentials)
مهاجم احراز هویت جعلی را روی یک شیء موجود جایدری میکند و موادی را تزریق میکند تا هر زمان بخواهد بهعنوان آن شیء احراز هویت کند. از آنجا که هویت از قبل وجود دارد و دستنخورده به نظر میرسد، این نامحسوسترین روش جعل هویت است.
آینده امنیت هویتهای غیرانسانی
شناخت و ردیابی این هویتهای مونتاژشده نیازمند تغییر نگاه تیمهای امنیتی از حفاظت صرفِ اعتبارنامهها به نظارت بر منشأ و اعتبار خودِ هویتهاست. تا زمانی که سازمانها نتوانند میان حسابهای قانونی و کلونهای جعلی با ظاهر بینقص تفاوت قائل شوند، این هویتهای خاموش بهعنوان بمبهای ساعتی در زیرساختها باقی خواهند ماند.





