عصر طلایی علمیتخیلی و زایش سینمای دیجیتال
دهه 1990 نقطه عطفی برای سینمای علمیتخیلی به شمار میرود. با ورود فناوری شخصیتهای کامپیوتری (CG)، ابزارهای فیلمسازی دستخوش تحولی بیسابقه شدند. ایدههایی که پیشتر در قالب فیلم بلند غیرقابل اجرا به نظر میرسیدند، اکنون روی پرده سینما جان میگرفتند. البته فناوری تنها یک ابزار است که مسیر را هموار میکند، اما داستان و شخصیتها هستند که تعیین میکنند یک فیلم ماندگار خواهد شد یا خیر. فیلمسازان بزرگی چون جیمز کامرون، استیون اسپیلبرگ، لوک بسون و خواهران واچوفسکی از این ابزارهای نوین بهره بردند و آثاری خلق کردند که هنوز هم تماشاگران را میخکوب میکنند.
ظهور عصر دیجیتال، ترسهای نوینی را در ذهن عمومی نهادینه کرد. اضطراب از قیام رباتها یا تسلط کامپیوترها بر جهان، به داستانهای هیجانانگیز و وهمآلودی تبدیل شد که با جهانی در حال تغییر سریع، ارتباط عمیقی برقرار میکردند. دهه 90 میلادی یکی از پربارترین دورههای تاریخ سینمای علمیتخیلی است. در همین راستا، نگاهی به آثار کمارزششده اما درخشان از این دهه میاندازیم که نشاندهنده تنوع و عمق این ژانر هستند.
۲۵. اسکریمرز (Screamers) - 1995
کارگردان: کریستین دوگاری
بازیگران: پیتر ولر
فیلم «اسکریمرز» در پسزمینه جنگ سردی روی سیارهای ویرانشده توسط جنگ هستهای روایت میشود. نگاهی تاریک و ویرانگر به آینده دارد و روی سربازانی متمرکز است که پس از پایان جنگ توسط دولتشان رها شدهاند. روی سیاره سیریوس 6B، افسر فرمانده جو هندریکسون (پیتر ولر) با کشف این حقیقت که زمین آنها را در پاسگاههای دورافتاده برای مرگ رها کرده، عزم سفر برای مذاکره صلح با جنگجویانش میکند. اما سیریوس 6B آکنده از «اسکریمرها» است؛ سلاحهای هوش مصنوعی ساخته دست بشر که فراتر از آنچه انسان قصد داشت، تکامل یافتهاند.
هنگامی که هندریکسون و تیمش از میان بیابان عبور میکنند، در هر گام با خطرات ناشی از شکلهای گوناگون و فریبنده اسکریمرها روبهرو میشوند. کارگردان با افزایش تنش و درام موجود، کاری درخشان در ساختار صحنههای تعقیب و گریز انجام میدهد. «اسکریمرز» اصالت علمیتخیلی جدی دارد که بر داستان کوتاهی از فیلیپ کی. دیک نویسنده بزرگ و فیلمنامهای همنوشتهشده توسط دن اوبنان (نویسنده بیگانه) استوار است. این فیلم هرگز به آن قول بزرگ عمل نمیکند، اما نگاهی تازهنفس و جدی به چیزی است که بهراحتی میتوانست یک فیلم درجه بِ ارزانقیمت شود و هر بار که رباتهای قاتل همنامش حمله میکنند، هیجانهای بصری و تپندهای ارائه میدهد.
۲۴. فرار از ال.ای. (Escape from L.A.) - 1996
کارگردان: جان کارپنتر
بازیگران: کرت راسل
در حالی که «فرار از نیویورک» یک کلاسیک علمیتخیلی با تدوین دقیق و پرشگفتآفرین بود؛ از نظر سیاسی ویرانگر، از نظر مفهوم جدی و از نظر تصویری سرشار از خلاقیت، «فرار از ال.ای.» عمدتاً شیطنتآمیزتر و ارزانقیمتتر بهنظر میرسد. البته این به آن معنا نیست که مأموریت دوم اسنیک پلیسکین (کرت راسل) از سیاستهای چپگرایانه خاص جان کارپنتر تهی است، اما با زیباییشناسی بسیار پر سر و صداتری ارائه میشود. خاکستریها و آبیهای تاریک فیلم اول جای خود را به زرد، نارنجی و قرمز دادهاند.
این تغییر زیباییشناسی بازتاب تفاوت میان دو شهر و اسطوره آنهاست. نیویورک قلمری خطرناکی پر از قاتلان، باندها و دزدان خشن تصور میشود، در حالی که لسآنجلس زمین بازی پفکنندگان، سادیستهای پنهان، کلاهبرداران و خودشیفتههاست. این امر به نوعی تعلیقنویسی درباره ورود کارپنتر به سیستم هالیوود است، بسیار دور از روزهای ابتداییاش بهعنوان فیلمساز فرقهای که مجبور بود برای بودجههای ناچیز خود سخت تلاش کند. در «فرار از ال.ای.»، پلیسکین مردی با اسم و شهرت است که با مشت و گلوله از جزیرهای پر از دیوانگان و ولاگردانهای ساحل غربی بیرون میزند و فقط سعی میکند کاری را به پایان برساند.
۲۳. استارگیت (Stargate) - 1994
کارگردان: رولند امریش
بازیگران: جیمز اسپیدر، کرت راسل
از آثار اولیه رولند امریش، «استارگیت» فیلمی است که زمینهای برای فیلمهای پاپکورنی مقیاس بزرگ فراهم کرد و قرار بود شغل او را تعریف کند. فیلم پس از کشف یک وسیله انتقال فرازمینی روایت میشود که ماده را از زمین به سیارهای بیگانه در فاصلهای دوردست با طعم کاملاً مصری باستانی منتقل میکند. وقتی دانیل جکسون (جیمز اسپیدر)، مصرشناس، نحوه کار آن را کشف میکند، او و سرهنگ جک اونیل (کرت راسل) با تیمی نظامی به آن سوی دروازهی ستارگان میروند.
«استارگیت» با وجود نقدهای متفاوت، به دلیل ترکیب اسطورههای باستانی با مفاهیم علمیتخیلی و جلوههای ویژه نوآورانه برای آن زمان، به یک فرنچایز بزرگ تبدیل شد و راه برای سریالهای تلویزیونی بسیار موفقی هموار کرد.
غولهای علمیتخیلی دهه 90
البته فهرست آثار برتر علمیتخیلی دهه 90 به این سه مورد محدود نمیشود. این دهه شاهد تولد غولهایی بود که سینمای جهان را برای همیشه تغییر دادند. آثاری که با تکیه بر داستانهای عمیق و جلوههای ویژه انقلابی، مرزهای تخیل را جابهجا کردند.
ماتریکس (The Matrix) - 1999
خواهران واچوفسکی با این فیلم، مرزهای فیلمبرداری و داستانگویی سایبرپانک را جابهجا کردند و مفهوم واقعیت مجازی و هوش مصنوعی را به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشیدند. ماتریکس نه تنها یک فیلم علمیتخیلی، بلکه یک بیانیه فلسفی درباره واقعیت و آزادی انسان بود.
پارک ژوراسیک (Jurassic Park) - 1993
استیون اسپیلبرگ با استفاده از فناوری CG، دایناسورها را زنده کرد و استانداردی جدید برای جلوههای ویژه تعیین نمود. این فیلم نشان داد که چگونه تکنولوژی میتواند گذشته را با چنان واقعگرایی به تصویر بکشد که تماشاگران باور میکنند آنچه میبینند واقعی است.
نابودگر 2: روز داوری (Terminator 2: Judgment Day) - 1991
جیمز کامرون با ترکیب CGI و فیلمبرداری عملی، یکی از بهترین دنبالههای تاریخ سینما را ساخت. خلق شخصیت T-1000 و استفاده از جلوههای دیجیتال برای مورفینگ بدن او، نقطه عطفی در تاریخ سینما محسوب میشود.
عنصر پنجم (The Fifth Element) - 1997
لوک بسون با این فیلم، دنیایی رنگارنگ و پر از تخیل و خلاقیت خلق کرد. طراحی صحنه و لباسهای این فیلم، بهویژه لباس معروف میلا یوووویچ، تأثیر عمیقی بر سینمای علمیتخیلی پس از خود گذاشت.
تماس (Contact) - 1997
بر اساس رمانی از کارل ساگان، این فیلم به بررسی مسائل فلسفی و علمی درباره حیات فرازمینی میپردازد. رویکرد جدی و علمی این فیلم به موضوع حیات هوشمند در کیهان، آن را از دیگر آثار بلاکباستر دهه 90 متمایز میکند.
دوازده میمون (Twelve Monkeys) - 1995
تری گیلیام با این فیلم، داستانی پیچیده و وهمآلود درباره سفر در زمان و پایان جهان روایت کرد. بازی درخشان بروس ویلیس و برد پیت، در کنار کارگردانی هنری گیلیام، این اثر را به یک کلاسیک غیرقابل انکار تبدیل کرد.
آینده علمیتخیلی که در دهه 1990 شکل گرفت، امروز در آثار بلاکباستری معاصر خود را نشان میدهد. شاید تکنولوژی پیشرفت کرده باشد، اما ایدههای بنیادین آن دوره — ترس از تکنولوژی، تنهایی انسان در برابر ماشین و امید به نجات از طریق اتحاد — همچنان قلب تپنده ژانر علمیتخیلی در قرن 21 محسوب میشوند.






