مقایسه هر سریالی با «بریکینگ بد» (Breaking Bad) برای بسیاری از تولیدات تلویزیونی در حد یک دستاورد بزرگ تلقی می‌شود؛ اما اینکه سریالی بتواند از موفقیت اصلی این اثر نمادین پیشی بگیرد، تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد. با این وجود، «بهتره با سول تماس بگیری» (Better Call Saul) موفق به انجام این کار شد. اگرچه این پیش‌درآمد ساخته وینس گیلیگان و پیتر گولد نتوانست جایگاه نمادین پیشینی خود را بازتولید کند، اما در نمره نهایی منتقدان به نتیجه‌ای چشمگیر دست یافت و سریال پیشین را_far_ پشت سر گذاشت.

این فاصله اندک به بحث بی‌پایان درباره اینکه کدام سریال عینیاً بهتر است پایان نمی‌دهد، اما نشان می‌دهد که «بهتره با سول تماس بگیری» چقدر فوق‌العاده شده است. چیزی که به عنوان پیش‌درآمدی با محوریت وکیل کمدی‌ساز سول گودمن (با بازی باب اودنکیرک) آغاز شد، به یکی از غنی‌ترین مطالعات شخصیتی تاریخ تلویزیون تبدیل شد و ثابت کرد که ریتم کندتر، داستان‌گویی آرام‌تر و درگیری عاطفی عمیق‌تر می‌تواند به همان اندازه انفجارها، درگیری‌های مسلحانه و مبارزات قدرت در امپراتوری مواد مخدر جذاب باشد.

تبدیل شخصیت فرعی محبوب به بزرگترین تراژدی تلویزیون

وقتی بریکینگ بد سول را معرفی کرد، او کسی بود که افراد مقصر وقتی همه چیز از قبل اشتباه پیش رفته بود با او تماس می‌گرفتند. لباس‌های جیغ، اخلاقیات قابل‌تردید و شوخی‌های بی‌پایان او را به یک بازیگر نقش مکمل فراموش‌نشدنی تبدیل کرد، اما کمتر کسی تصور می‌کرد که بتواند بار کل یک سریال را به دوش بکشد. به جای اینکه صرفاً سول بیشتری به مخاطبان ارائه دهد، «بهتره با سول تماس بگیری» لایه‌ها را کنار زد تا جیمی مک‌گیل را نشان دهد؛ وکیلی در تلاش که ناامیدانه سعی می‌کرد از شهرت گذشته خود فرار کند.

سریال تحول تدریجی او را از مدافع عمومی صادق به وکیل جناییِ با اخلاقیات مسئله‌دار که مخاطبان از قبل می‌شناختند دنبال می‌کند، اما هر شکست، خیانت، مصالحه و میان‌بُری مانند گام کوچک دیگری به سوی آینده‌ای است که بینندگان ناامیدانه امید دارند از آن اجتناب کند، حتی اگر می‌دانند جاده به کجا ختم می‌شود.

جیمی مک‌گیل در بهتره با سول تماس بگیری

تفاوت جیمی مک‌گیل و والتر وایت

این اجتناب‌ناپذیری تراژیک است که جیمی مک‌گیل را از والتر وایت (با بازی برایان کرنستون) متمایز می‌کند. بریکینگ بد داستان معلم شیمی‌ای را روایت کرد که تاریکی درون خود را در آغوش کشید، در حالی که «بهتره با سول تماس بگیری» می‌پرسد که آیا جیمی واقعاً هرگز اجازه یافت مردی شود که می‌خواست باشد. رابطه سمی او با برادر بزرگترش چاک (با بازی مایکل مک‌کین)، عشق پیچیده‌اش با کیم وکسلر (با بازی ریا سیهورن) و تلاش‌های مکررش برای انجام کار درست، تحول نهایی او را دل‌شکسته‌کننده به جای شوکه‌کننده می‌سازد.

کامل کردن آنچه بریکینگ بد آغاز کرده بود

کندی ریتم «بهتره با سول تماس بگیری» به عنوان جدی‌ترین انتقاد در فصل‌های اولیه آن ذکر شده است. در حالی که بینندگان به دنبال یک هیجان‌انگیز جنایی دیگر بودند، همه چیزی که دریافت کردند بحث‌های دادگاهی، پرونده‌های حقوقی مربوط به سالمندان، تعارضات خواهر و برادری و تمرکز بر شخصیت‌پردازی دقیق به جای صحنه‌های خشونت‌آمیز با کارتل مواد مخدر بود.

به جای عجله به سمت نسخه‌ای از سول که مخاطبان می‌شناختند، سریال به بینندگان اعتماد کرد تا با شخصیت‌های پشت این افسانه درگیر شوند. رابطه جیمی و کیم به تدریج به قلب عاطفی سریال تبدیل شد، در حالی که چاک به یکی از جذاب‌ترین آنتاگونیست‌های تراژیک تلویزیون تکامل یافت. در همین حال، مایک ارمنترات (با بازی جاناتان بنکس)، گاس فرینگ (با بازی جیانکارلو اسپوزیتو)، ناچو وارگا (با بازی مایکل ماندو) و لالو سالامانکا (با بازی تونی دالتون) جهان زیرزمینی جنایی را گسترش دادند بدون آنکه هرگز حس شود خدمتی اجباری به هواداران هستند.

شخصیت‌های اصلی بهتره با سول تماس بگیری

تلفیق خطوط داستانی و تماشای مجدد

نتیجه سریالی است که در آن تقریباً هر خط داستانی به دیگری می‌پیوندد. فصل‌های اولیه در تماشای مجدد به عنوان پایه‌های دقیقی برای نتایج عاطفی ویرانگر سال‌ها بعد آشکار می‌شوند. این یکی از دلایلی است که بسیاری از هوادارانی که ابتدا بریکینگ بد را ترجیح می‌دادند، «بهتره با سول تماس بگیری» را دوباره تماشا کرده‌اند و با دیدگاه متفاوتی از آن خارج شده‌اند.

یکی از زیباترین سریال‌های کارگردانی‌شده تاریخ تلویزیون

نوشته‌ها به درستی بیشترین توجه را جلب می‌کنند، اما تصاویر «بهتره با سول تماس بگیری» ممکن است حتی چشمگیرتر باشند. گیلیگان، گولد و کارگردانان از ترکیب‌بندی‌های حساب‌شده، رنگ‌های مؤثر و سکانس‌های طولانی استفاده می‌کنند که در آن‌ها روایت با دریافت تصاویر توسط مخاطب تداخل ندارد. نبوغ آن‌ها هنگام انجام کارهای روزمره‌ای مانند درست کردن قهوه، کار روی مدارک حقوقی، ساخت آزمایشگاه مت یا فقط کشیدن سیگار آشکار می‌شود.

سکانس سینمایی در بهتره با سول تماس بگیری

هر قاب تصویر با دقت طراحی شده تا هم تنالیته رنگی خاص خود را داشته باشد و هم روایت را بدون نیاز به دیالوگ پیش ببرد. این رویکرد بصری، «بهتره با سول تماس بگیری» را از یک سریال معمولی به اثری تبدیل می‌کند که هر سکانس آن ارزش بررسی و تحلیل دارد. استفاده هوشمندانه از سکوت، نگاه‌های طولانی و فضاهای خالی، زبانی بصری می‌سازد که گاهی بیش از هزار کلمه دیالوگ می‌گوید.

تاثیر ماندگار بر فرهنگ تلویزیونی

«بهتره با سول تماس بگیری» تنها یک پیش‌درآمد موفق نبود، بلکه نشان داد که داستان‌گویی کند و دقیق می‌تواند مخاطبانی را که به هیجان‌های سریع عادت کرده‌اند، مجذوب خود کند. این سریال استاندارد جدیدی برای شخصیت‌پردازی تعریف کرد و ثابت کرد که بینندگان تشنه عمق عاطفی هستند، نه فقط صحنه‌های اکشن خیره‌کننده.

جیمی مک‌گیل و کیم وکسلر

شاید بزرگترین دستاورد «بهتره با سول تماس بگیری» این باشد که ما را وادار کرد به داستان‌های آشنا با چشمانی جدید نگاه کنیم و درک کنیم که گاهی آرام‌ترین صداها最深ترین تاثیر را دارند. این سریال نه تنها در سایه بریکینگ بد دوام آورد، بلکه هویتی مستقل و درخوان یافت که آن را به یکی از برترین آثار تاریخ تلویزیون تبدیل می‌کند.