پرش کمدیها به پرده نقرهای
گروه کمدی اسکچ نیویورکی سیمپل تاون پس از 10 سال فعالیت منظم در استیجهای زنده و ویدیوهای کوتاه آنلاین، رسماً چمدانهایش را برای ورود به سینمای بلند جمع کرده است. فیلم بیگ بریک همان گام پرسروصدا و سرگرمکننده است. در این اثر، تیم بازیگران به ظاهر نقش خودشان را ایفا میکنند و در یک عمارت حومهای گرد هم میآیند. هدف 3 نفر از اعضای گروه، جشن گرفتن موفقیت شغلی هماتاقیشان و در عین حال، متقاعد کردن او برای تقسیم ثروت و شهرت جدید است. اما میهمانان از وجود یک مهمان ناسازگار در خانه بیخبرند و حتی در همین جمع کوچک، بیش از یک ذهن بیمار و قاتل پنهان شده است.
دستمایههای طنز و ترس در کنار هم
طنز بیگ بریک بر پایه شوخیهای تصویری یا پانچلاینهای کوتاه استوار نیست. این اثر بر شیمی گروهیِ دقیقِ بازیگران میچرخد که با ظرافت، خودمحوری نسل زد، سکوتهای ناخوشایند اجتماعی و رقابتهای منفعلانه را به باد طنز میگیرد. فرمولِ کار خندههای لرزانِ تئاتر را به وجود نمیآورد و موقعیتها گاه از تکرار کلیشههای ژانر وحشت فراتر نمیروند. با این حال، نتیجه نهایی بهشدت سرگرمکننده است و بازیهای خودانتقادیِ بازیگران، در قالبی تند و پولیششده در نخستین تجربه بلند کارگردانیِ ایان فاریا قرار گرفته است. فضای داستان به شکلی هوشمندانه در ژانر کمدی ترسناک لانه زده و ساختار روایی آن را آزمایش میکند.
دیدار مجدد با سم، همکار قدیمی که ارتباطش با بقیه قطع شده، برای کارو، فیلیپ و ویل اهمیت ویژهای دارد. آنها باید وانمود کنند که برای آخر هفتهای در ملک مجلل دوست صمیمیشان در فاصله 2 ساعتی منهتن خوشحالاند. با این حال، طمع پنهان و حسرت عمیق در رگهایشان جریان دارد. دلیل اصلی ثروت هالیوودی سم، نویسندگی فیلم انیمیشنی به نام The Gummy Bear Movie است که بخش بزرگی از ایدههای گروهی را بدون ذکر نام سرقت کرده است. تقاضای فیزیکی سه دوست، وقتی ویل با سرعت و الکلی زیاد درخواست سهم خود را فریاد میزند، به تنش تبدیل میشود.
هیجان، سوءتفاهم و انتقام خونین
اما لایه تاریک ماجرا هنوز کشف نشده است. موفقیت به سر بازیگر اصلی رفته و قاتل زنجیرهایِ درونش را بیدار کرده است. آخرین قربانی که توسط جفرسون وایت بازی شده، در سکانسی کلاسیک و فرارِ محکومبهمرگِ میان جنگل معرفی میشود. عمارت پر از سیاهچالهای شکنجهای است که خوشبختانه میهمانان تا این لحظه از آن بیخبرند. بهزودی همه چیز آشکار میشود و یک اسیر موفق به فرار میشود. او دلیلی محکم برای کینهتوزی دارد، اما شنودهای ناقص او این تصور غلط را به وجود میآورد که همه ساکنان در جرایم میزبان شریکاند. وحشتِ مسلحانه جای بحث و استدلال را میگیرد و بازیگران با حرکاتی سریع و پرتنش، خود را در موقعیتهای جسمی خطرناک مییابند.
بوی دیالوگنویسی آزاد و موسیقی پایانی
اگرچه نام سم لانیر بهعنوان نویسنده انحصاری فیلمنامه روی پرده ثبت شده، اما نحوه بازی درخشان نقش اولها بوی دیالوگنویسی مبتنی بر ایمپروو را میدهد. حسِ خودجوش و کمی ابزوردِ دیالوگها، با ریتمهای لرزان اما حسابشده کارگردانی و تدوین دقیقِ کارولین یوست هماهنگ شده است. این اثر نمونهای از فیلمهای مستقل است که با منابع محدود اما خلاقیت بالا ساخته میشود. تکآهنگ Get It از گروه آلتر-متال Helmet در سال 1992، انتخابی بینقص برای خداحافظی با تماشاگران در تیتراژ پایانی است. بیگ بریک ثابت میکند که ترکیب کمدی گروهی با عناصر تریلر روانشناختی، زمانی که ستون فقراتش بازی هماهنگ و ریتم صحیح باشد، میتواند لحظات خوشگذرانی سینمایی خلق کند. شاهد پروژههای بیشتری در این سبک خواهیم بود که مرزهای باریک میان کمدیهای سطحی و ترسهای عمیق را به شکلی حسابشده میشکنند.





