مستند «بورمن و شیطان» تصویری نزدیک و طناز از ساخت یکی از نامآشناترین دنبالههای ناموفق تاریخ سینما ارائه میدهد: جنگیر 2: مرتد (1977). دیوید کیتردج با مصاحبههای تازه و نگاهی بازنگرانه نشان میدهد چرا پروژهای که قرار بود ادامهٔ ترسِ محض فیلم اول باشد، به اثری همزمان خنثی و مضحک تبدیل شد.
چرایی شکلگیری فاجعه
جان بورمن (John Boorman) پس از موفقیت Deliverance پیشنهاد ساخت دنبالهٔ «جنگیر» را پذیرفت، اما هدف او تکرار خشونت و شوک نسخهٔ اول نبود. بورمن بهدنبال تأملی متافیزیکی و ایدههایی مانند هیپنوتیسم همزمان و تأثیر افکار جمعی بود و تلاش کرد فیلمی دربارهٔ «مرحلهٔ بعدی تکامل انسان» بسازد؛ مفاهیمی که در اجرا به صحنههایی خشک و دور از احساس بدل شدند.
سبک و جاهطلبی
بورمن که از موج نو بریتانیا برخاسته، پیشتر آثاری جسورانه مانند Zardoz ساخته بود. مستند نشان میدهد ترکیب ایدئالیسم متافیزیکی و نمایشهای شاعرانه برای یک فرنچایز تجاری وحشت نامناسب بود. حتی گفته میشود استنلی کوبریک به او هشدار داده بود: «اگر دنبالهٔ ‘جنگیر’ میسازی، خون و خشونت بیشتری بگذار.» بورمن اما مسیر دیگری را انتخاب کرد و نتیجه فاصلهای بزرگ با انتظار مخاطب ایجاد کرد.
چگونه مستند روایت میکند
«بورمن و شیطان» سرشار از لحظات طنزآمیز ناخواسته است. حضور بورمن در خانهٔ زمستانیاش در کانتی و روایت مصمم او از تصمیماتش، مستند را به کمدی موقعیت واقعی نزدیک میکند؛ جایی که سازندهها از اشتباهات آگاهاند اما دلیل شکست را هنوز بهروشنی درک نکردهاند. مصاحبهها با فیلمسازان و بازیگران دیگر، از جمله جملات کنایهآمیز جو دانته، به فیلم طعمی دلسوزانه و در عین حال بامزه میدهد.
اشتباههای محوری «جنگیر 2»
- عدم تطابق با انتظار تماشاگر: مخاطبِ 1977 بهدنبال ترس و شوک نسخهٔ اول بود، اما با فیلمی تأملی روبهرو شد.
- متن و اجراهای نامتوازن: دیالوگها و مونولوگهای اغلب تصنعی و اجراهایی خسته، کشش روایت را کاهش دادند.
- ایدههایی که در پرده مُردند: مفاهیمی مانند هیپنوتیسم همزمان در نظر جالب بودند اما در اجرا نمایشی ایستا ایجاد کردند.
بازیها و عناصر بصری
ریچارد برتون و لیندا بلر حضور مؤثری در فیلم دارند، اما حتی بازیِ کارکشتهای چون برتون هم نتوانست ضعفِ روایت و دیالوگ را جبران کند. تصاویر نمادین و دیالوگهای سنگین بدون پشتوانهٔ روایی کافی، اجراها را بهسمت پارودی سوق میدهد. در مقابل، برخی تصمیمات فیلمبرداری و طراحی صحنه نشان از جسارت بصری دارد که با قصهای نامنسجم همجهت نشدهاند.
آنچه مستند نشان میدهد
مستند فراتر از شمارش خطاهای فنی، به پرسشی عمیقتر میپردازد: وقتی کارگردانان بااستعداد اختیار گستردهای در دورهٔ موج جدید هالیوود داشتند، چه عواملی باعث شد جاهطلبی به فاجعه بدل شود؟ رویکرد مستند آموختنی است—نه برای استهزا، بلکه برای درک معنادار شکست؛ هرچند لحظاتی آنقدر واضح خندهدارند که تماشاگر را به تردستی تاریخی سینما میخندانند.
نتیجهگیری و چشمانداز
«بورمن و شیطان» هم سندی از یک شکست سینمایی است و هم آیینهای برای تحلیل مرز میان جسارت هنری و غرورِ نابجا. اگر به تاریخ سینما، فرایند تصمیمگیری پشت صحنه و درسهایی که شکستها میآموزند علاقه دارید، این مستند هم آموزنده است و هم سرگرمکننده؛ یادآوریای دربارهٔ اینکه گاهی بزرگترین شکستها بهترین درسها را به همراه دارند.
برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ سازندگان و فیلم به صفحات جان بورمن و جنگیر 2 در ویکیپدیا مراجعه کنید.





