براد پیت، ستاره‌ای که با اسکار و ده‌ها نقش ماندگار تاریخ سینما را رقم زده، همچنان معتقد است ناکارآمدترین بازی عمر هنری‌اش را در یکی از زیباترین فیلم‌های دهه ۹۰ ثبت کرده است. بازیگر در مصاحبه‌ای با Entertainment Weekly در سال ۲۰۱۱ اعتراف کرد که در «یک رودخانه از میان می‌گذرد» (۱۹۹۲)، اثر رابرت ردفورد، نتوانسته به اندازه انتظارات عمل کند.

براد پیت در نقش پال مک‌لین در فیلم یک رودخانه از میان می‌گذرد

فشار نقش واقعی و سایه‌ی ردفورد

پیت در یک دوراه реши بود: باید پال مک‌لین را بازی کند، پسر جوانِ یک خانواده واقعی که همچنان در مونتانا زندگی می‌کردند. خانواده مک‌لین گاه و بی‌گاه در لوکیشن حضور داشتند، و خود ردفورد — قهرمان جوانی پیت — پشت دوربین قرار داشت. «فکر می‌کنم می‌توانستم بهتر بازی کنم»، پیت با صدایی پر از پشیمانی گفت. «شاید فشار نقش، و بازی کردن کسی که یک فرد واقعی بود... و نخواستن ردفورد را ناامید کنم، السبب بود.»

گذشته بیست سال از آن مصاحبه، اما نگاه پیت به این نقش تغییر نکرده. در حالی که مخاطبان و منتقدان، ایفای نقش پال مک‌لین ــ آن پسر پرانرژی، جذاب و درونی ــ را یکی از قوی‌ترین نمایش‌های اولین دهه حیات هنری او می‌دانند، خود بازیگر همچنان در قفسِ قضاوتِ سخت‌گیرانه‌ی خودش مانده است.

منتقدان با پیت موافق نیستند: یک بازی «سازنده کارنامه»

فیلم با امتیاز ۸۲ درصد در راتن توماتوز و سه نامزدی اسکار (برنده اسکار بهترین تدوین) روبروی دیدگاه پیت قرار دارد. راجر ایبرت در نقد خود نوشت: «پیت با طبیعیتی شگفت‌انگیز، زیبایی و نابودی را در یک جسد ترکیب می‌کند.»

  • امتیاز راتن توماتوز: ۸۲٪ (نقدها) / ۹۱٪ (مخاطبان)
  • نامزدی‌های اسکار: بهترین تدوین (برنده)، بهترین فیلمبرداری، بهترین موسیقی
  • نقد راجر ایبرت: ۳.۵ از ۴ ستاره

تناقض جذاب بین نورمن (کریگ شفر)، برادر بزرگِ منطقی و آینده‌نگر، و پال (پیت)، هنرمندِ پرشور و خودشیفته، ستون فقرات احساسی فیلم است. این تضاد تنها از طریق کچ‌کشِ مخفیِ دو بازیگر زنده می‌شود؛ پیت با خنده‌ای که پوست می‌پوسته، و نگاهی که رازهایش را نمی‌گوید، پال را تبدیل به نمادِ زیباییِ فرساینده‌ی زمان می‌کند.

صحنه‌ی پل‌و در فیلم یک رودخانه از میان می‌گذرد

رابرت ردفورد: معمار یک کلاسیک جاودانه

ردفورد با دقتی شاعرانه، خاطرات نورمن مک‌لین را به تصاویر سینمایی تبدیل کرد که فراتر از یک درام خانوادگی می‌روند. مونتانا اوایل قرن بیستم، با رودخانه‌های مه‌گرفته، جنگل‌های بی‌کران، و ریتوالِ ماهیگیری با موشک، شخصیتِ اصلیِ فیلم می‌شود. تدوینِ استیون رازنفیکر و موسیقی مارک ایشان، حس نوستالژی برای روزگاری را القا می‌کنند که مخاطب در آن زندگی نکرده، اما در دل می‌دارد.

تأثیر این دیدگاهفرینی تا امروز ادامه دارد. تیلور شرودان، خالق «یلوستون» و «مک‌آلستر»، در سریال جدیدش «مادیسون» مستقیماً از زیبایی‌شناسی و روح «یک رودخانه از میان می‌گذرد» الهام گرفته است.

آیا بازیگر می‌تواند بدترین قاضیِ کار خودش باشد؟

پیت بعدها در «افسانه سقوط» (۱۹۹۴) دوباره به مونتانا بازگشت، این بار در نقشی مشابه اما پر از خشونت و انتقام. اما «یک رودخانه از میان می‌گذرد» همچنان منحصر به فرد است: اثری که در آن یک ستاره در حال تکامل، برای اولین بار از لایه‌های بازیگری فراتر رفت و به «هنر» رسید.

شاید پیت هرگز نتواند آنچه ما در پرده می‌بینیم را ببیند. اما برای ما، آن بازیِ «ناقابل»، گوهری است که ماهیتِ گذرا بودنِ جوانی، خانواده، و طبیعت را جاودانه کرده است. فیلم اکنون در پرایم ویدیو برای اجاره دیجیتال در دسترس است — فرصت تازه‌ای برای قضاوت مجدد، بدون سایه‌ی قضاوتِ خودِ بازیگر.