معادله چهار نفر و یک نامه در قلب گیشه چین

چهار نفر، یک نامه و اقیانوسی که آن‌ها را از هم جدا می‌کند.

در دهه 1950 میلادی ارسال یک نامه از بانکوک به خانواده‌ی چینی‌های دور از وطن نیازمند زنجیره‌ای دقیق بود. فرستنده، خوشنویس، خواننده در مقصد و شنونده در خانه. لان هونگچون معادله‌ی انسانی این ارتباط قدیمی را پایه‌ی ساختاری برای فیلم عزیزمن قرار داد و به‌خوبی نشان داد که همین واسطه‌گری‌ها چقدر می‌توانند پر تنش باشند.

عزیزمن که فصل پایانی را بر جشنواره فیلم آسیایی نیویورک گذاشت، با بودجه‌ی پایین و دیالوگ‌های تقریباً کاملاً به زبان محلی تئوچو ساخته شد. مخاطبان نسل جدید کمتر با این شیوه‌ی مکاتبه آشنا بودند؛ اما همین اصالت به این اثر کمک کرد تا در نخستین هفته‌های اکران، جایگاه دوم فروش سال چین را پس از پگاسوس 3 تسخیر کند و با 285 میلیون یوان فروش داخلی و 6 میلیون یوان در بازارهای بین‌المللی، رکوردهای کارگردان را جابه‌جا کند.

شکستن کلیشه‌های بودجه و زبانی

لان هونگچون که نویسندگی و تدوین را نیز بر عهده داشت، پیش از اکران سناریوی فروش خود را در بازه‌ی 100 تا 200 میلیون یوان پیش‌بینی کرده بود. آنچه اتفاق افتاد رقمی ده برابر بالاتر بود و همچنان در حال صعود به مرز 2 میلیارد یوان است.

کارگردان این انحراف معیار را به تغییر ذائقه‌ی مخاطبان نسبت می‌دهد. بازار سینما در سال‌های اخیر به شدت غیرقابل پیش‌بینی شده است و سلیقه‌ی تماشاگران به‌سرعت در حال تحول است. حدس دقیق اینکه مخاطب امشب چه چیزی را به سینما می‌کشاند، کار هنرمندان را دشوار می‌کند اما همین آشفتگی ساختگی فرصتی برای ظهور آثار بکر می‌شود.

تصویری از جوایز و مراسم نمایش فیلم عزیزمن در جشنواره نیویورک

مهندسی درام از دل خاطرات شفاهی

لایه‌ی تاریخی داستان به سیستم کیائوپو کیائوپو بازمی‌گردد. یک نامه در آن دوران حداقل به چهار نفر نیاز داشت. لان هونگچون این زنجیره‌ی انسانی را صرفاً یک جزئیات دوره‌ای نمی‌داند. او هر جابجایی نامه را سه لایه‌ی فرصت برای خلق تنش دراماتیک می‌داند. نامه‌هایی که با کلاسیک‌ترین واژگان چینی فشرده می‌شدند، زیبایی تاریک و باستانی خود را حفظ کردند اما بار معنایی آن‌ها گاهی در مسیر تغییر می‌کرد.

لان سال‌ها را در تایلند و مالزی صرف جمع‌آوری خاطرات شفاهی از جوامع چینی مقیم کرد. شخصیت‌های فیلم مانند مو شن، نان‌ژی و یک‌گو شولو، تصویرِ کسی خاص نیستند. کارگردان در این چهره‌ها ترکیبی از شرافت، ارجمندی خانواده و تعهد اخلاقی را به تصویر کشیده است. او معتقد است این صفات مشترک اجدادشان بوده که در قالب یک تراژدی ملودرامیک اما پخته روایت می‌شود.

عزیزمن سومین بخش از سه‌گانه‌ی تئوچوی لان به شمار می‌رود. او پیش از این با محصول 2018 خود ثابت کرده بود که دیالوگ‌های محلی می‌توانند در سینمای تجاری چین حضور پیدا کنند. لی سی‌تونگ، بازیگر جوانی که بازیگری‌اش را درست با این اثر آغاز کرده، شگفت‌زده‌ی واکنش‌های گرم تماشاگران است و موفقیت پروژه را مدیون حمایت مستقیم هواداران می‌داند. تحلیگران سینمای آسیا معتقدند رویکرد لان هونگچون الگویی جدید رسم می‌کند. زبان بومی بهانه‌ای برای خلق فضایی اصیل است نه مانعی برای فروش. تا زمانی که ایده‌ها پخته و ساختار روایی کارآمد باشد، لهجه‌ی منطقه‌ای می‌تواند به قدرتمندترین ابزار عاطفی در سینما تبدیل شود و سینمای چین را در دهه‌ی آینده به سمت تنوع واقعی‌تر سوق دهد.