سینمای جنگ همیشه با نام‌های بزرگ شناخته می‌شود. فیلم‌هایی مثل «نجات سرباز رایان»، «آپوکالیپس اکنون»، «جوخه» و «غلاف تمام‌فلزی» سال‌هاست که گفتمان این ژانر را در دست دارند و به حق نیز چنین جایگاهی دارند. اما همین محبوبیت بی‌پایان سبب شده آثار بی‌رحمانه، هوشمند و از نظر احساسی ویرانگر دیگری به حاشیه رانده شوند.

برخی از این فیلم‌ها برای تبدیل شدن به محبوب جریان اصلی بیش از حد تاریک بودند، برخی دیگر در زمان نامناسبی اکران شدند و بعضی هرگز تأثیر فرهنگی حماسه‌های جنگی بزرگ‌تر را پیدا نکردند. با این حال، بسیاری از آن‌ها همان تنش، عمق شخصیت‌پردازی و قدرت ضدجنگی را دارند که در کلاسیک‌های مشهور تحسین می‌کنیم. در ادامه، چند فیلم جنگی فراموش‌شده با رتبه سنی R را مرور می‌کنیم که از ابتدا تا انتها شاهکار هستند.

فیلم‌های جنگی فراموش‌شده با رتبه R

«به اسپارتایی‌ها بگو» (Go Tell the Spartans) - 1978

«به اسپارتایی‌ها بگو» فیلم جنگی مقاومت تا آخرین نفس را می‌گیرد و با تلخی دید در گذشته آن را مسموم می‌کند. داستان با سرهنگ آسا بارکر با بازی برت لنکستر آغاز می‌شود؛ افسری خسته که از ارتقا جا مانده و به همراه گروهی از مشاوران نامناسب به پاسگاه متروکه فرانسوی در ویتنام سال 1964 فرستاده می‌شود. هیچ‌کس آنجا نمی‌خواهد باشد. همه احساس می‌کنند مردانی هستند که در تصمیمی که شخص دیگری گرفته، پرتاب شده‌اند.

مکان اهمیت زیادی دارد زیرا کل فیلم حول همان پاسگاه خاکی تخریب‌شده، محیط جنگلی اطراف و گورستانی می‌چرخد که 300 سرباز فرانسوی که در تلاش برای حفظ همان زمین کشته شدند، به جا گذاشتند. آن‌ها تنها یک تابلوی چوبی زنگ‌زده بر جای گذاشتند: «غریبه، به اسپارتایی‌ها بگو که ما اینجا می‌مانیم، مطیع قانونشان.»

صحنه‌ای از فیلم Go Tell the Spartans با بازی برت لنکستر

این کتیبه زشت‌ترین و تلخ‌ترین ضربه حقیقت فیلم است؛ هشداری که بارکر بسیار پیش از آنکه ماشین جنگی کور آن را درک کند، می‌فهمد. در کنار او، سرجوخه کورسی با بازی کرگ واسون هنوز آن‌قدر جوان است که باور کند شاید مأموریت منطقی باشد. اما بارکر بهتر می‌داند. قامت افتاده و چشمان توخالی او همه چیز را فریاد می‌زنند.

وقتی حمله اجتناب‌ناپذیر در نهایت رخ می‌دهد و به طول می‌انجامد، دستورات رادیویی از سوی مافوق‌هایی که در آرامش به سر می‌برند، پخش می‌شوند. در همین حال، مردان به دام افتاده متحرساز می‌کنند، خونریزی می‌کنند و خفه می‌شوند تا زمانی که فرماندهانشان در نهایت آن‌ها را رها می‌کنند. فیلم ذاتاً خشمگین است زیرا همه کسانی که در زمین حضور دارند می‌بینند که موقعیت محکوم به شکست است. اما سیستم اهمیت نمی‌دهد. سیستم فقط بدن می‌طلبد.

«تپه همبرگر» (Hamburger Hill) - 1987

صحنه‌ای از فیلم Hamburger Hill

«تپه همبرگر» یکی از خالص‌ترین فیلم‌های آسیاب گوشت نبردی است که تا به حال ساخته شده. وقتی به مردان لشکر 101 هوابرد دستور داده می‌شود از همان ستون خاکی شیب‌دار و مستحکم بالا بروند، فیلم بیننده را مجبور می‌کند حرکت مزلق‌باز و وحشتناک یکسانی را تجربه کند: بالا برو، بلغز، اصابت بپذیر، کسی را به عقب بکش، دوباره برو.

فیلم استوار یکم آدام فرانتز با بازی دیلان مک‌درموت را دنبال می‌کند که خسته است اما در عین حال تلاش می‌کند جوانان را در میان دستوراتی که مدام آن‌ها را می‌جوید و له می‌کند، زنده نگه دارد. در میان این جوانان، سرباز ساده واشبرن با بازی دان چیدل و داک جانسون با بازی کورتنی بی. ونس، پیش از آنکه تپه شروع به سلب کردن هر دو کند، چهره‌ای به ترس و تازگی گروه می‌بخشند.

سربازان در فیلم Hamburger Hill در شرایط سخت جنگی

گل‌ولای ستاره اصلی سلاح‌ها در اینجاست. چکمه‌ها را به زیر می‌کشد، صورت‌ها را می‌پوشاند، حرکت را مسدود می‌کند و با خون مخلوط می‌شود تا جایی که سربازها به نظر می‌رسد تپه آن‌ها را در خود جذب می‌کند. در حالی که زمین آن‌ها را از پایین می‌بلعد، عناصر طبیعی و دشمن از بالا کابوس را تشدید می‌کنند. باران‌های سیل‌آسا تفنگ‌ها را غیرقابل اعتماد می‌کند، دست‌ها به دور سلاح‌ها می‌لرزند، آتش ارتش ویتنام شمالی دامنه را در هم می‌کوبد و بالگردهای خودی لایه‌ای دیگر از وحشت می‌افزایند.

اینجا سخنرانی‌های بزرگ و حمله‌های پیروزگرایانه سنتی وجود ندارد. از ابتدا تا انتها، تنها رنجی وجود دارد که با اینچ اندازه‌گیری می‌شود. فیلم هیچ‌گونه قهرمان‌سازی نمی‌کند و دقیقاً همین ویژگی است که آن را به یکی از صادق‌ترین فیلم‌های ضدجنگ دهه 1980 تبدیل می‌کند.

«84 چارلی موپیک» (84 Charlie Mopic) - 1989

پوستر فیلم 84 Charlie Mopic

«84 چارلی موپیک» ترفندی دارد که باید به طرز بدی کهنه می‌شد، اما در عوض ملموس‌تر و تکان‌دهنده‌تر از بسیاری از فیلم‌های بزرگ ویتنامی به نظر می‌رسد. داستان با ورود «موپیک»، فیلم‌بردار با بازی بایرون تیمز، به جنگل در کنار یک گشت ویژه شناسایی طولانی‌برد آغاز می‌شود تا فیلم آموزشی ضبط کند. فیلم کاملاً به آنچه لنز او می‌بیند متعهد است.

این انتخاب مخاطب را در دنباله‌ای از تصاویر خام و بی‌پرده گرفتار می‌کند؛ تجربه‌ای که شبیه به آنچه یک فیلم‌بردار واقعی در مأموریت شناسایی تجربه می‌کرده است. سبک تصاویر یافته‌شده در این فیلم پیش از آنکه به یک مد رواج تبدیل شود، با هدفی کاملاً متفاوت به کار رفته: ایجاد حس حضور بی‌واسطه در قلب جنگل و تجربه وحشت از نگاه اول‌شخص.

صحنه‌ای از فیلم 84 Charlie Mopic با سبک تصاویر یافته‌شده

دوربین دست‌لرزان، صدای آتش متقابل، نفس‌های تند سربازان و نگاه‌های ترسیده به لنز، همگی به ایجاد فضایی کمک می‌کنند که در آن مرز بین تماشاگر و شرکت‌کننده از بین می‌رود. فیلم هیچ تلاشی برای زیبایی‌سازی یا درام‌سازی نمی‌کند و همین بی‌رحمی در فرمت روایت، آن را به سندی خام از تجربه جنگ تبدیل می‌کند.

وقتی فیلم‌های بزرگ‌تر با بودجه‌های کلان به ساختن صحنه‌های اکشن پرشکوه مشغول بودند، «84 چارلی موپیک» با کمترین امکانات و هوشمندانه‌ترین فرمت، وحشتی واقعی‌تر از هر گرافیک جنگی خلق کرد. شاید همین سادگی علت ماندگاری آن است؛ فیلمی که پس از ده‌ها سال همچنان تازه و تکان‌دهنده به نظر می‌رسد.

نمادهای فیلم‌های جنگی فراموش‌شده سینما

چرا این فیلم‌ها اهمیت دارند؟

سینمای جنگ همواره با کشمکش میان نمایش پرشکوه و حقیقت دست‌وپنج‌نرم می‌کند. فیلم‌های بزرگ‌تر معمولاً به سمت نمایش‌های پرشکوه می‌گرایند و خشونت را در بسته‌بندی زیبا ارائه می‌دهند. اما فیلم‌هایی مثل «به اسپارتایی‌ها بگو»، «تپه همبرگر» و «84 چارلی موپیک» مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کنند: آن‌ها بیننده را در گل، خون و بی‌معنایی جنگ رها می‌کنند و هیچ دست‌گاهی برای فرار ارائه نمی‌دهند.

شاید زمان آن فرا رسیده که فراتر از فهرست‌های همیشگی بگردیم و فیلم‌هایی را کشف کنیم که بدون تشویق و جشن، جنگ را به همان بی‌رحمی که دارد به تصویر کشیده‌اند. این آثار صرفاً سرگرمی نیستند؛ آن‌ها سندی هستند از اشتباهاتی که بشر تکرار می‌کند و صدایی از میان سکوت فرماندهانی که هیچ‌گاه خود در خط مقدم حضور نداشتند.