نیمهی سال ۲۰۲۶ را پشت سر گذاشتهایم و تا اینجای کار، تلویزیون روزهای خوبی را سپری کرده است. اچبیاو امسال با فصلهای جدید سریالهای پربینندهای مثل «پیت» و «خاندان اژدها» در کانون توجه بوده و بازگشت سریال «بازگشت» را هم جشن گرفته است. پایان کمدی محبوب «هکس» نیز یکی دیگر از نقاط عطف امسال بود. با چنین ترکیب قدرتمندی، اچبیاو برای سریالهای تازه هم وقت گذاشته است.
نکتهی جالب این است که از ابتدای سال تا امروز، تنها پنج سریال جدید از این شبکه پخش شده؛ اما تقریباً همهشان در سطح بالایی قرار دارند. یک مینیسریال معمایی جسورانه، یک مجموعهی اسکچ از لری دیوید، دنبالهی «بچه گوزن» ساختهی ریچارد گد، یک کمدی غمگین با بازی استیو کارل از سازندگان «تد لاسو» و «شرینکینگ»، و اسپینآف مورد انتظار «بازی تاجوتخت». در این مطلب، این پنج عنوان را از ضعیفترین به قویترین رتبهبندی کردهایم.
۵. «زندگی، لری و تعقیب نارضایتی» (Life, Larry, and the Pursuit of Unhappiness)
امسال مصادف با دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده بود. بسیاری از شبکهها برنامههای ویژهای تدارک دیدند، اما اچبیاو دست به دامن لری دیوید شد تا تاریخ کشور را با زبانی طنز روایت کند. دیوید در این پروژه باراک اوباما و میشل اوباما را هم همراه خود داشت. مجموعهای با نام «زندگی، لری و تعقیب نارضایتی: یک تاریخ تقریبی آمریکا» که توسط شرکت هایر گراند پروداکشنز تولید شده، بهجای روایتی دقیق و محترمانه، جانشین مفهومی سریال «اخمکردنهایت را کنترل کن» محسوب میشود و نقاط عطف تاریخ آمریکا را از فیلتر وسواسها و گلایههای همیشگی دیوید عبور میدهد.

دیالوگها در این سریال عمدتاً بداههاند و اگر از طرفداران «تاریخ مستگونه» باشید، ممکن است آن را کمی تکراری بیابید. ساموئل ال. جکسون راوی این مجموعه است و بازیگران مهمان فوقالعادهای از جیمی کیمل و جری ساینفلد گرفته تا کاترین هان و بیل هیدر در آن حضور دارند. تاکنون سه قسمت از هفت قسمت این سریال پخش شده که به موضوعاتی مانند اولین پیشنویس اعلامیه استقلال، انصراف جرج واشنگتن از دور سوم و جلسات استماع ارتش-مککارتی پرداخته است. این آخرین نقشآفرینی تصویری راب راینر نیز بود. اگر طرفدار کمدی اسکچ نیستید، احتمالاً این سریال را دوست نخواهید داشت.
۴. «نیمهمرد» (Half Man)
ریچارد گد پس از موفقیت «بچه گوزن» سراغ پروژهای دشوار رفته است. «نیمهمرد» یک مینیسریال شش قسمتی بریتانیایی است که رابطهی سمی و چنددههای دو نابرادری به نامهای نیال (جیمی بل) و روبن (گد) را روایت میکند. داستان از عروسی نیال آغاز میشود؛ جایی که روبن بهطور غیرمنتظره ظاهر میشود و رویارویی خشونتآمیزی شکل میگیرد که داستان را سی سال به عقب برمیگرداند. این سریال بهصورت غیرخطی به آثار تروما، پرخاشگری و مردانگی سرکوبشده از دیدگاه دگرباشی میپردازد و فضایی خام و ناراحتکننده دارد. بازیهای درخشان جیمی بل و ریچارد گد از نقاط قوت آن است. «نیمهمرد» قطعاً برای همه مناسب نیست، اما اگر به دنبال درام روانشناختی عمیق و تاریک هستید، این اثر شما را شگفتزده خواهد کرد.
۳. «اون شخص» (That Person)
یکی از شگفتیهای امسال، سریال «اون شخص» است؛ یک مینیسریال معمایی از جید بارتلت که با الهام از زندگی واقعی ساخته شده. داستان دربارهی زنی به نام میا است که بهتازگی شغل خود را از دست داده و در یک مدرسهی شبانهروزی به عنوان معلم موسیقی مشغول به کار میشود. ورود یک دانشآموز جدید به نام لوسی، وقایع غیرمنتظرهای را رقم میزند. تریلری آهسته و مالیخولیایی که بیشتر بر شخصیتپردازی تکیه دارد تا تعلیقهای کلیشهای. بازیهای شارلوت رمپلینگ و جسیکا هنسویک تحسینبرانگیز است. اگر از طرفداران «داستان عامهپسند» یا جوایز اسکار باشید، احتمالاً این سریال را دوست خواهید داشت.
۲. «جادهی طولانی رو به پایین» (The Long Slow Down)
این کمدی مالیخولیایی با بازی استیو کارل و هریت والتر، داستان دو غریبه را روایت میکند که در یک کلاس ادبیات بزرگسالان با هم آشنا میشوند و ارتباطی غیرمنتظره شکل میدهند. «جادهی طولانی رو به پایین» از سازندگان «تد لاسو» و «شرینکینگ» ساخته شده و همان تعادل بین طنز و درام را حفظ کرده است. داستان در یک فضای برفی و سرد روایت میشود و به موضوع تنهایی، سوگ و خوشبختی در دههی ششم زندگی میپردازد. استیو کارل در این سریال بهترین بازی خود را از زمان «ماه عسل» ارائه داده است. این سریال در ژوئن ۲۰۲۶ پخش شد و یکی از بهترین آثار امسال است.

۱. «شوالیهی هفت پادشاهی» (A Knight of the Seven Kingdoms)
اگرچه تا انتشار این مطلب تنها دو قسمت از «شوالیهی هفت پادشاهی» پخش شده، اما همین دو قسمت کافی بود تا آن را در صدر فهرست ما قرار دهد. این اسپینآف از دنیای «بازی تاجوتخت» (که خود بر اساس رمانهای جرج آر. آر. مارتین ساخته شده) داستان سر دانکن بلندقامت و اگ را دنبال میکند؛ یک شوالیهی دورهگرد و یک نوجوان مرموز که صد سال پیش از وقایع سریال اصلی در وستروس سفر میکنند. لحن این سریال نسبت به «خاندان اژدها» سبکتر و ماجراجویانهتر است و بیشتر یادآور «ارباب حلقهها» است تا «بازی تاجوتخت». این سریال در گذشتهای دورتر روایت میشود، جایی که اژدهایان تازه از وستروس رخت بربستهاند و تنشهای سیاسی رو به افزایش است. کارگردانی اوهان مکالین، که رویکردی سینمایی و پرمایه دارد، از سریال یک اثر هنری ساخته است. هر طرفدار «بازی تاجوتخت» باید این سریال را ببیند.






