دیستوپی پنام دوباره زنده میشود، اما این بار بدون سایه کتنیس اوردین. لایونزگیت تریلر رسمی «بازیهای گرسنه: طلوع بر دره» را رونمایی کرد و مخاطبان را دههها پیش از رویدادهای سهگانه اصلی، به قلب تاریکترین فصل تاریخ این جهان داستانی میبرد. فیلمسازان سراغ قصة پیشآغاز همیت آبرناتی رفتهاند؛ مردی که سالها بعد، با یک مشت مشروب و خندهی تلخ، به منتور پیروزهایش تبدیل میشود.
خودنمایی ۵۰مین بازیهای گرسنه: تراژدیای از پیش تعیینشده
روایت «طلوع بر دره» بر پایه رمان اخیر سوزان کالینز متمرکز است و رویدادهای دوره دومین قوربانیها (Second Quarter Quell) را در پیش میگیرد. در این نسخه هراسناک، نه ۲۴، بلکه ۴۸ نوجوان به ارنا میروند. تریلر فضایی خفقانکننده ترسیم میکند: پایتخت با تمام شکوه مصنوعیاش، آمادگیهای یک کشتار عامدانه را نهایی میکند و همیت جوان — بازیگری از جیلمر ماککینی — در میان آهوهای مترسیده، تلاشی بینامانده برای بقا آغاز میکند.
چرا این پیشوق از آثار قبلی متمایز است؟
برخلاف «آواز پرندگان خزندگان و مارها» که ریشههای شروریت اسنوی را کاوید، «طلوع بر دره» نگاهی 앤тропولوژیک و روانشناسانه به مکانیزمهای کنترل و سرکوب دارد. فرانسیز لارنس، کارگردان سه قسمت پیشین، مجدداً پشت دوربین نشسته و با نگارنده اصلی، مایکل آرنِت، تلاش کرده تا وحشت را از سطح اکشن به لایه اخلاقی بکشد. تریلر نشان میدهد که سیژهای روانی، خیانتهای اجباری و نمایشیسازی رنج، سالها قبل از انقلاب کتنیس، به اوج خود رسیده بودند.
بازیگران و تیم ساخت: نامهای آشنا، چهرههای تازه
- جیلمر ماککینی در نقش همیت آبرناتی جوان
- ویولا دیویس در نقش doktor وال گال (انگار دسیسهگر اصلی)
- فرانسیز لارنس در کارگردانی، با سناریوی مایکل آرنِت و مایکل لسلی
- تولید: لایونزگیت و کالر فورس انترتینمنت
تاریخ اکران و انتظار مخاطبان
«بازیهای گرسنه: طلوع بر دره» قرار است در نهم مه ۲۰۲۶ (۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵) در سینماهای جهان اکران شود. با توجه به سوابق بکسآفیس سری — بیش از ۳ میلیارد دلار درآمد جهانی — و وفاداری قشر جوان به این فرنشایز، انتظار میرود رکوردها مجدداً شکسته شود. اما چالش اصلی لایونزگیت این است: آیا میتواند بدون قدرت ستارهگری جنیفر لارنس، همان شدت احساسی و استقبال انتقادی را حفظ کند؟
پاسخ در سالنهای سینما منتظر ماست، اما تریلر پیامدهای یک دیکتاتوری را که از رنج کودکان برای سرگرمی میسازد، با صداقت بیرحمانهای به نمایش میگذارد که یادآوری میکند: پنام همیشه وحشتناک بوده، ما فقط اکنون ریشههایش را میبینیم.





