کریستوفر نولان، کارگردان نامآشنای سینما، در آستانه اکران حماسه هومری خود «ادیسه»، ما را به یادآوری یکی از بحثبرانگیزترین و هوشمندانهترین فیلمهای علمی-تخیلی خود میاندازد: «میانستارهای». در این فیلم، برخلاف شرورهای کلیشهای هالیوود، دشمن اصلی نه یک بیگانه فضایی و نه یک ابرشرور، بلکه خود زمان است – یا به بیان دقیقتر، نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین.

در سال 2014، در حالی که بلاکباسترهایی مانند «ترانسفورمرها: عصر انقراض» و «کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» شرورهای سنتی خود را داشتند، نولان مسیری متفاوت را انتخاب کرد. او با تکیه بر علم فیزیک و به ویژه نظریه نسبیت عام، داستانی خلق کرد که در آن قوانین جهان هستی، نه یک موجود خیالی، به دردناکترین شکل ممکن با شخصیتهای داستان بازی میکنند.
وسواس نولان بر زمان
نولان همواره شیفته مفهوم زمان بوده است. از روایت معکوس در «یادگاری» (Memento) گرفته تا جریان زمانی دوگانه در «تنت» (Tenet)، او هرگز به روایت خطی اکتفا نکرده است. حتی در فیلم جنگی «دانکرک» (Dunkirk)، سه خط داستانی با سرعتهای متفاوت پیش میروند. اما ظلم زمان در هیچیک از آثار او به اندازه «میانستارهای» مشهود نیست. همانطور که شخصیت آمیلیا برند (با بازی آن هاتاوی) میگوید: «زمان نسبی است. میتواند کشیده و فشرده شود، اما هرگز به عقب برنمیگردد.»

از پروژه اسپیلبرگ تا شاهکار نولان
جالب است بدانید که «میانستارهای» در ابتدا قرار بود فیلمی به کارگردانی استیون اسپیلبرگ باشد. کیپ تورن، فیزیکدان برجسته، این پروژه را با لیندا اوبست آغاز کرد و اسپیلبرگ حتی برادر کوچکتر نولان، جونا نولان را برای نوشتن فیلمنامه استخدام کرد. اما اسپیلبرگ در نهایت از پروژه کناره گرفت. جونا نولان در این باره میگوید: «به اسپیلبرگ گفتم اگر تصمیم به ساخت این فیلم نداری، برادرم کریس آن را خواهد گرفت. فردای همان روز که اسپیلبرگ انصراف داد، کریس وارد کار شد.» خود اسپیلبرگ نیز بعدها اعتراف کرد که فیلم در دستان نولان بسیار بهتر از آب درآمده است. برای اطلاعات بیشتر درباره تاریخچه ساخت این فیلم میتوانید به گزارش اختصاصی مجله امپایر مراجعه کنید.

داستان فیلم: بشریت در برابر زمان
داستان فیلم در آیندهای نزدیک روایت میشود که زمین در حال نابودی است. طوفانهای گرد و غبار محصولات کشاورزی را از بین برده و بشریت را با تهدید انقراض مواجه کرده است. در این میان، بقایای سازمان ناسا که به ناچار به فعالیت مخفیانه روی آورده، یک کرمچاله پایدار در نزدیکی سیاره زحل کشف کرده است که به کهکشانی دیگر راه دارد. جوزف کوپر (متیو مککانهی)، خلبان سابق و کشاورز فعلی، برای یک مأموریت سرنوشتساز به این تیم پیوسته و فرزندانش را پشت سر میگذارد.
سیاره میلر: جایی که یک ساعت برابر با هفت سال است
نقطه اوج ظلم زمان در فیلم، در سیاره میلر رقم میخورد. این سیاره به دور یک سیاهچاله عظیم به نام «گارگانتوا» میچرخد. گرانش شدید سیاهچاله باعث پدیده اتساع زمان میشود؛ به طوری که هر یک ساعت ماندن در سطح سیاره میلر، معادل هفت سال در زمین است. این صحنه یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال تلخترین لحظات سینمای علمی-تخیلی را خلق میکند، جایی که شخصیتها مجبور به انتخاب بین وظیفه و عواطف انسانی میشوند.

نتیجهگیری: نسبیت به عنوان بزرگترین شرور تاریخ سینما
نولان با «میانستارهای» به مخاطب خود یادآوری میکند که گاهی اوقات، بزرگترین دشمنان نه موجودات فرازمینی و نه دیکتاتورهای شرور، بلکه قوانین تغییرناپذیر جهان هستند. ترکیب علم فیزیک، روایت احساسی و جلوههای بصری خیرهکننده، این فیلم را به اثری ماندگار در تاریخ سینما تبدیل کرده است. تماشای این فیلم نه تنها یک سرگرمی، بلکه یک سفر فلسفی به اعماق هستی و مفهوم زمان است.





