جفری ناچمانوف در فیلم علمی-تخیلی «جانشینان» (Replicas)، کیانو ریوز را در نقش متخصصی درخشان علوم اعصاب به تصویر میکشد که در سوگ از دست دادن خانوادهاش غرق شده است. پس از تصادفی وحشتناک که جان همسر، پسر و دو دخترش را میگیرد، ویلیام فاستر تصمیمی جسورانه و جنجالی برای بازسازی زندگیاش میگیرد. اما در پیچشی شبیه به سریال آینه سیاه، اوضاع برای این پدر بیوه آنطور که برنامهریزی کرده پیش نمیرود. برنامهای که فاستر با عجله و بیدقتی چسبانده بود، به سرعت از هم میپاشد و او را در تقابل با قانون و شاخههای مختلف علمی میاندازد که روزگاری پرستش میکرد. این فیلم سال 2018 که گاهی مملو از کلیشههای ارزانقیمت است، روایتی پیچیده و در عین حال هیجانانگیز از ناامیدی، سوگ و اکشن جذاب را روایت میکند.
«جانشینان» کوکتل تاریکی از فیلمهای مختلف است؛ ترکیبی از Ex Machina و Her با کمی طعم فرانکنشتاین. محور اصلی داستان حول تلاشی ناموفق برای بازآفرینی آگاهی انسانی در کالبدی بیروح و تکنولوژیک میچرخد. با وجود حضور بازیگران ماهری چون کیانو ریوز در نقش اول، این اثر برخلاف همتایان خود، بیشتر به عنوان یک فیلم فرار از واقعیت و سطحینگر ثبت میشود. بنابراین، میتوان به سادگی نشست و از دیالوگهای پر از اصطلاحات علمی و پیرنگ کلیشهای، دقیقاً به عنوان سرگرمی خالص لذت برد.
مفهوم جذاب و اجرای بیمحابای فیلم جانشینان
تراژدی موتور محرک پیرنگ این فیلم است. وقتی خانواده فاستر بر اساس یک تصمیم آنی به تعطیلات میروند، در تصادف ماشین خشن و کشندهای درگیر میشوند که منجر به مرگ تمام فرزندان ویلیام (سوفی، مت و زو) و همسرش مونا (با بازی آلیس ایو) میشود. به جای الهام گرفتن از داستانهای مشابه مانند «موزه سیاه» از آینه سیاه که در آن فردی آگاهی همسرش را در مغز خود قرار میدهد، «جانشینان» مسیر دلخراشتر و وهمآورتری را طی میکند.
اولین فکر ویلیام شبیهسازی عزیزانش است. او تنها چند ثانیه پس از درک مرگ آنها به این تصمیم میرسد. برای انجام این کار، باید جسد خانوادهاش را در زیرزمین پنهان کند و با عجله تلاش نماید آگاهیشان را در کالبدی جدید بازآفرینی کند. این امر ابهام آشاری در اخلاقیات ویلیام ایجاد میکند. تشخیص این موضوع که آیا او قهرمانی است که باید از او حمایت کرد یا دانشمندی دیوانه که غم دلخراشش به جنون کشانده، دشوارتر میشود. واژهای کامل برای توصیف فیلم با پیشرفت داستان، مضحک است. با اینکه لزوماً بازگویی هنرمندانهای از یک ایده کلاسیک نیست، دقیقاً به همین دلیل جذاب است.
ترکیب اکشن و فلسفه در قالب کلاس B
این هیجانانگیز علمی-تخیلی با وجود واکنشهای ضعیف منتقدان، با جذابیت نمایشی و کلاس B خود مخاطبان را مجذوب کرد. برخی به جلوههای بصری تار و پیرنگ باورنکردنی آن به عنوان نقاط ضعف اشاره کردند. با این حال، برای کسانی که به دنبال سرگرمی خالص هستند، همین موارد ویژگیهای تعریفکننده فیلم هستند. مفاهیم سنگینی مثل انتقال آگاهی و بارگذاری ذهن در کنار صحنههای اکشن سریع قرار میگیرند و چیزی جز سرگرمی نمیسازند.
«جانشینان» چرخ را اختراع نمیکند، اما برای کسانی که به دنبال یک فیلم نیمهشب و عذابوجدانآور هستند، گزینهای برتر است.
شاید «جانشینان» در فهرست شاهکارهای سینمای علمی-تخیلی جای نگیرد، اما جسارت آن در ترکیب اکشنهای شبیه به جان ویک با مفاهیم فلسفی بلید رانر نشان میدهد که سینمای فرار از واقعیت همچنان میتواند با طرح پرسشهای اخلاقی پیچیده درباره مرگ و فناوری، مخاطب را همراه خود نگه دارد.





