نانی مورتتی با «It Will Happen Tonight» یک رمانس ملایم و نوستالژیک ساخته که میان لحظات دلنشین و کلیشههای آشنای ژانر در نوسان است. فیلم از نظر بازیها ارزش تماشا دارد اما در ریتم و برخی انتخابهای تصویری دچار لغزش میشود.
موسیقی آغاز؛ نشانهٔ کهنهپسندی
آغازی با موسیقیِ آلبرتو ایگلسیاس، که از همان ثانیههای نخست نشان میدهد با رمانسی سنتی روبهرو هستیم. قاببندی بوسه کنار دریا و موسیقیِ گرم، مخاطب را سریع به فضای خاطرهمحور فیلم میبرد؛ فضایی که گاهی دلنشین و گاهی آغشته به کلیشههای قدیمی است.
خلاصهٔ روایت
فیلم برگرفته از مجموعهٔ داستان Hungry Heart نوشتهٔ اشکول نوو، تقاطع زندگیهای ماتئو (لوئیس گارل) و گرتا (یاسمین ترینکا) را دنبال میکند: دو نفر که در لحظاتی سرنوشتساز انتخابهای متفاوتی میکنند، سالها به تردید میگذرانند و در نهایت دوباره یکدیگر را میبینند. ساختار روایت شامل پرشهای زمانی متعدد—۷ سال، باز هم ۷ سال و سپس ۳ سال—است که تأثیر قابلتوجهی بر ریتم کلی اثر میگذارد.
بازیها و شیمیِ دو بازیگر اصلی
لوئیس گارل و یاسمین ترینکا حضور قابللمسی دارند و بار احساسی بسیاری از سکانسها را به دوش میکشند. لحظاتی که این زوج با هم هستند از جذابیت قابلتوجهی برخوردارند؛ با این حال گاهی موسیقی اغراقشده و برخی حرکات دوربین مصنوعی، شیمی میان آنها را تحتالشعاع قرار میدهد.
نقاط قوت
- دقت در انتخاب لحظات کلیدی: مورتتی میداند کدام لحظات زندگی شخصیتها تصویری شوند و تمرکز روی دوراهیها و تردیدها جذابیتهای خاصی به فیلم میدهد.
- فضاسازی موسیقایی: کار آلبرتو ایگلسیاس اغلب بار عاطفی صحنهها را تقویت میکند و به ایجاد جو کمک میکند.
- بازیهای قابلاعتماد: گارل و ترینکا توانایی همراه کردن تماشاگر با موقعیتهای احساسی را دارند و از تبدیل اثر به یک درام سست جلوگیری میکنند.
نواقصِ بارز
فیلم بهصورت متناوب به سمت کلیشههای شناختهشدهٔ رمانس میلغزد: حضور مادران مداخلهجو، شوخیهای تکراری مرتبط با باروری و صحنههایی که بیشتر زمان فیلم را پر میکنند تا روایت را پیش ببرند. سکانسهای کنسرت بروس اسپرینگستین در سن سباستین، از جمله بخشهایی است که طولانی و کماثر به نظر میرسد و ریتم کلی اثر را کند میکند.
صحنهٔ بحثبرانگیز در بمبئی
در یکی از سکانسهای بمبئی، تصویر کودکی خیابانی کنار دختری پوشیده از مگسها و استفاده از پروتزهای پیری روی گرتا نه به همدلی منتهی میشود و نه به تحلیل اجتماعی؛ این انتخاب تصویری نتوانسته عمق درونی شخصیت آنا را توضیح دهد و به جای تقویت سوژه، تضادها را سطحیتر نشان میدهد.
مقایسه با آثار همدوره
در قیاس با آثاری مانند Past Lives ساختهٔ سلین سونگ که با دقت و اجتناب از احساساتیسازی، پتانسیلِ «آنچه میتوانست باشد» را پرورش میدهد، کار مورتتی رمانسیتر و نوستالژیکتر است. این سبک برای مخاطبان محلی میتواند مطلوبتر باشد، اما در محافل جهانی ممکن است به دلیل پیشبینیپذیری و اتکا به کلیشهها مورد نقد قرار گیرد.
جمعبندی
It Will Happen Tonight فیلمی است میان نوستالژی و کلیشه: بازیهای قوی و چند صحنهٔ ماندگار سطح فیلم را بالا میکشد، اما ریتم نامتوازن و چندین انتخاب تصویری ضعیف مانع از تبدیل شدن آن به اثری برجسته در کارنامهٔ مورتتی میشود. مورتتی اینبار مسیر امنتری را انتخاب کرده؛ فیلمی که طرفداران او از آن لذت خواهند برد اما احتمال کمی برای جذب تحسین جهانی دارد و پرسشهایی درباره نسبت نوستالژی و نوآوری در سینمای رمانتیک مدرن برمیانگیزد.
برای بررسی بیشتر دربارهٔ نانی مورتتی و آثارش: Nanni Moretti.





