۲۸ سال پس از آن شبهای پاییزی که سالی و جیلیان اونز در کلبه مادربزرگشان شیرینسرکار شدند، صدای کولان طلایی مجدداً به سینماها بازگشت. اما برخلاف «تاپگان: ماوریک» یا «کرید» که توانستند روح فیلمهای اصلی را در قالب مدرن باززنده کنند، «جادوی عملی ۲» بیشتر شبیه به یک جلسه روحطلبی است که ارواح گذشته را احضار کرده، اما نفس حیات در آنها نهفته نیست.
لعنت تکرار: وقتی سناریو خود قربانی جادو میشود
مشکل اصلی فیلم نه در بازیگریهاست و نه در تدوین، بلکه در کاغذ و ساختار داستان نهفته است. آکیوا گلدسمن و نویسندگان همکار، داستانی ساختهاند که هم با قانون درونی فیلم ۱۹۹۸ در تضاد است و هم آرکهای شخصیتیِ به پایان رسیده را به بیدردی میکشد. کتابهای جادو با راهحلهای راحت، خانی ناشناس که ریشه در پیشینه داستان ندارد، و انگیزههای واهی سالی برای پنهان کردن ریشههای دخترانش، سوراخهایی در روایت ایجاد میکنند که هیچ تعویذ گفتمانی نمیتواند تلك را بپوشاند.

دیالوگها سطحی و تشریحیاند؛ شخصیتها مدام آنچه مخاطب دیده را تکرار میکنند، انگار فیلم برای مخاطبانی نوشته شده که با گوشی در دست، نیمیدید تماشا میکنند. حتی لحظات زندگی و مرگ درگیر هیچ پایداری عاطفی ندارند و طنزها هم بیش از حد سعی شده و بینتیجهاند.
ستارگان در اوج بازی، اما سناریو آنها را پایین میکشد
نیکول کیدمن و سندرا بولاک با کاریزمای روز اول ظاهر میشوند. خواهرخواهیشان در لحظات تنش و شوخی، تنها چیزی است که اصالت فیلم اول را یادتان میآورد. لی پیس در نقش آکادمیک ایان، با بولاک دیالوگهای جذابی دارد، هرچند شخصیتش در پایان نارس و اجباری میشود. اما پیش از همه، جوئی کینگ در نقش کایل، نقطه قوت فیلم است. او غم، ترس و جسارت را با کمپوزیتی شگفتانگیزی بازی میکند و بار دراماتیک داستان را به دوش میکشد — فضایی که سناریو به ندرت به سایر شخصیتها میدهد.

مقایسه با رقبای ۲۰۲۶: درسهایی که یاد نگرفته شد
سال ۲۰۲۶ تا کنون دو سیکوال ارثی قوی देखा: «۲۸ سال بعد» و «شیطان پرادا میپوشد ۲». هر دو فهمیدند که نوستالژی تنها با احترام به ماضی کار نمیکند؛ باید مضامین جدید، ریسکهای روایی و تطور واقعی شخصیت داشته باشند. «جادوی عملی ۲» در همه سه مورد کوتاه میآید. فیلم ترجیح میدهد در منطقه امنِ تکرار بماند، به جای اینکه جهانبندی جادو را گسترش دهد یا سیستمهای اجتماعی جدید را در آن بازتاب دهد.
- توسعہ شخصیت: شخصیتهای اصلی در ستون خود فرو رفتهاند و پیشرفتی ندارند.
- جهانسازی: قوانین جادو برای راحتسازی پلت شکسته شدهاند.
- مضامین معاصر: filmi برای مخاطب امروز مطلب تازهای در خصوص mayoری، ترس یا آزادی ندارد.
تصویربرداری و موسیقی: جادوی بصری بدون روح
دوربین آندرو دان و موسیقی آلن سیلووستری زیباییهای بصری و شنیداری خلق میکنند که یادآور فیم اول هستند. کلبه، جنگل، و خیابانهای لندن با نوری رویایی ثبت شدهاند. اما وقتی داستان پوست و پوست است، حتی زیباترین تصاویر هم نمیتوانند تجربه سینمایی را نجات دهند.

آیا باید ببینیم؟
اگر پرچمدار سینمای خالص هستید که فقط میخواهد دو ساعت در همراهی کیدمن و بولاک بگذرد، بلیط بخرید. اما اگر دنبال داستانی هستید که لایهی نوینی به عالمهی «جادوی عملی» بیفزاید، خستگیی پیشبینیپذیر را تجربه خواهید کرد. شاید بهترین جادو این باشد که فیلم اول را دوباره ببینید — آنجا هنوز لعنت شکسته نشده، و قلبِ داستان تپنده است.





