استاد خلق تعلیق؛ بازگشت جورج کی به ژانر جنایی

جورج کی در خلق معما و داستان‌های جنایی مهارت بی‌نظیری دارد. موفقیت سریال «لوپن» محصول نتفلیکس و درام «هی‌جک» از اپل تی‌وی، به‌خوبی نشان داد که او چقدر در ساخت داستان‌های پرتعلیق تواناست. اکنون با جدیدترین مجموعه جنایی خود به نام «رفته» از شبکه بریت‌باکس، که با الهام آزاد از کتاب جنایی واقعی «شکار یک قاتل» نوشته جولی مکای و رابرت مورفی ساخته شده، کی بار دیگر ثابت می‌کند که استاد خلق تنش است. این مجموعه که ابتدا در قالب یک درام معمایی آغاز می‌شود، به‌تدریج لایه‌های خود را باز کرده و به روایتی از وسواس، ناتوانی عاطفی و رفتارهای وحشتناکی تبدیل می‌شود که مردان در صورت عدم حصول خواسته‌هایشان مرتکب می‌شوند.

ناپدید شدن در مدرسه سنت بارتولومو

داستان «رفته» در شهر بریستول انگلستان روایت می‌شود و با یک مسابقه راگبی در مدرسه خصوصی و معتبر سنت بارتولومو آغاز می‌گردد. درست در لحظه‌ای که تیمش گل پیروزی را ثبت می‌کند، مایکل پولی (با بازی به‌یادماندنی دیوید موریسی)، مدیر و مربی مدرسه، با بدنی خشک و چهره‌ای بی‌تفاوت به زمین مسابقه خیره می‌ماند. هیچ نشانه‌ای از شادی در چهره او دیده نمی‌شود. پس از پایان بازی، مایکل به‌دلیل رفتاری که آن را برخلاف روحیه ورزشی می‌داند، دیلان سجویک (با بازی بیلی بارات)، ستاره تیم را سرزنش می‌کند و سپس به‌همراه دختر 25 ساله‌اش آلانا (با بازی اما اپلتون) که او نیز در همین مدرسه تدریس می‌کند، راهی خانه می‌شوند. این خانواده دهه‌هاست که در محوطه مدرسه و در خانه‌ای مختص مدیر زندگی می‌کنند.

اما عصرگاه آن روز، اتفاقات غیرعادی رخ می‌دهد. سارا (با بازی هالی بیلی)، همسر مایکل و معلم موسیقی مدرسه، ناپدید شده است. عینک مطالعه و فنجان چای سردش در دفتر کار باقی مانده، اما هیچ اثری از خود برجای نگذاشته و تماس‌های تلفنی‌اش به پیامگیر صوتی وصل می‌شود. صبح روز بعد و با بازنگشتن سارا، آلانا به وحشت می‌افتد و از پدرش می‌خواهد ناپدید شدن مادر را به پلیس گزارش دهد.

کارآگاهی در دل خانواده‌ای پنهانکار

گروهبانان کارآگاه آنی کسیدی (ایو مایلز) و بکی هموند (جنیفر مک‌بث)، اولین بار زمانی با مایکل روبه‌رو می‌شوند که او برای اعلام ناپدید شدن همسرش به ایستگاه پلیس ردلند مراجعه می‌کند. پاسخ‌های سرد و بی‌احساس مایکل درباره همسرش و جدول زمانی خود، بلافاصله آنی را بدبین می‌کند. برای کارآگاهان کاملاً روشن است که مایکل چیزی را پنهان می‌کند.

آنی و بکی که هنوز تمایلی به صدور هشدار عمومی ندارند، پرونده سارا را در دسته افراد مفقود شده با ریسک پایین قرار می‌دهند و برای انجام مصاحبه‌های رسمی‌تر راهی مدرسه سنت بارثز می‌شوند. پیش از آنکه آنی بتواند راز ناپدیدی سارا را کشف کند، مجبور می‌شود نقش جدیدی به‌عنوان رابط خانواده بپذیرد. او شبانه‌روز پدر و دختر را زیر نظر می‌گیرد تا سرنخی از اتفاقات آن شب به دست آورد. با گذر زمان، آلانا از نظر احساسی فرومی‌پاشد، در حالی که مایکل به درون خود می‌خزد، با نیروی پلیس همکاری نمی‌کند و زندگی عادی را ادامه می‌دهد.

کارآگاه آنی کسیدی در سریال رفته

لایه‌برداری از ظاهر فریبنده

با وجود اینکه آنی احساس می‌کند نقش او به یک نگهبان بچه تقلیل یافته است، به‌تدریج تصویر واقعی خانواده پولی را ترسیم می‌کند. او متوجه می‌شود ظاهر بی‌نقص این خانواده با حقیقت درونی‌شان کاملاً متفاوت است. به‌دلیل پیوند عمیق زندگی‌شان با مدرسه، مسائل پنهان دیگری نیز مشخص می‌شود؛ از جمله تنش میان مایکل و دیلان و رابطه عاشقانه مخفیانه آلانا با پل ویچرچ (نیکلاس نان)، استاد همکارش.

در همین حال، آنی خود با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند. پرونده سرد 20 ساله ناپدید شدن دوستش همچنان ذهنش را آزار می‌دهد و بازگشت همسر سابقش، بازرس کریگ استانهوپ (پیتر مک‌دونالد)، که نشانه‌های ناپایداری و خشمگینی را در خود دارد، حواس او را پرت می‌کند. با این وجود، آنی در برابر احیا کردن رابطه با او مقاومت نمی‌کند.

تنش نفس‌گیر تا قسمت آخر

مجموعه «رفته» تنها در شش قسمت به پایان می‌رسد و مخاطب سرانجام می‌فهمد که چه بر سر سارا آمده است. سازندگان اثر با مهارت تمام، شک و بدبینی را در جهات مختلفی هدایت می‌کنند؛ شک‌ها تنها به مایکل محدود نمی‌شوند و به افراد دیگری در اطراف سارا نیز گریبان می‌زنند که تنها زمانی چهره واقعی خود را نشان می‌دهند که در گوشه‌ای گیر افتاده باشند. رازهای بزرگ یکی‌یکی فاش می‌شوند و ریتم داستان تا پایان، نفس را در سینه مخاطب حبس می‌کند. هرچه آنی به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود، درک عمیق‌تری از این موضوع پیدا می‌کند که خشونت همیشه چهره‌های متنوعی دارد و در پنهان‌ترین شکل‌های خود، مخرب‌تر است.