سالی ریچاردسون-وایتفیلد به‌عنوان نخستین زنی که هم‌زمان دو نامزدی در شاخه کارگردانی سریال درام امی دریافت کرد، وارد تاریخ تلویزیون شد. امسال نام او برای کارگردانی قسمت ماقبل آخرِ درام جنایی «Task» و فینال فصل سوم «The Gilded Age» اعلام شد؛ هر دو تولید شبکه HBO.

آغاز در یوریکا؛ یک آزمون تعیین‌کننده

اولین تجربهٔ کارگردانی ریچاردسون-وایتفیلد به سال ۲۰۱۱ بازمی‌گردد، زمانی که پشت دوربین سریال سای‌فای «یوریکا» قرار گرفت. او درباره آن روز می‌گوید که چاره‌ای جز پیش‌روی نداشت و تا پایان اولین قسمت اطمینان یافت از عهدهٔ کار برمی‌آید. همان تجربهٔ ابتدایی نقطهٔ عطفی برای تعهد طولانی‌مدت او به کارگردانی و تولید تلویزیون شد.

سالی ریچاردسون-وایتفیلد روی صحنه فیلمبرداری

از نخستین نامزدی زن سیاه‌پوست تا رکوردی تازه

سال گذشته او نخستین زن سیاه‌پوستی بود که در شاخهٔ کارگردانی درام نامزد امی شد. حالا با دو نامزدی هم‌زمان، رکورد جدیدی ثبت کرده است. خودِ ریچاردسون-وایتفیلد می‌گوید آرزو دارد هیچ‌کس مجبور نباشد «اولین» باشد، اما هم‌زمان مسئولیتی سنگین نسبت به هر پروژه حس می‌کند: عملکرد او می‌تواند تأثیر غیرمستقیم و ناعادلانه‌ای بر قضاوت دربارهٔ سایر کارگردانان سیاه‌پوست یا زنان داشته باشد، بنابراین همیشه نهایت تلاشش را به‌کار می‌گیرد.

چرایی تأثیرگذاری قسمت نامزدشدهٔ «Task»

قسمتی که برای «Task» نامزد شد، در نقطهٔ عطف روایت قرار دارد: پس از زیان‌ها و عقب‌نشینی‌ها، مأمور اف‌بی‌آی تام براندیس (با بازی مارک روفالو) سرانجام به هدف نزدیک می‌شود. محور بخش بزرگی از قسمت، یک تعقیب پیاده در جنگل است که در پایان بیش از یک شخصیت اصلی را قربانی می‌کند. ریچاردسون-وایتفیلد تأکید می‌کند که کارگردانی این سکانسِ فشرده و پرتنش، به‌خاطر متنِ برد اینگلسبی و تمرکز روی پیچیدگی‌های شخصیتی، تجربه‌ای رضایت‌بخش بود. یکی از مدیران اچ‌بی‌او به شوخی گفته بود: «این باید بهترین صحنهٔ جنگل و ۲۰ دقیقهٔ درگیری باشد که تا به حال دیده‌ام.» او این چالش را پذیرفت و نتیجهٔ کار با استقبال روبه‌رو شد.

عناصر کلیدی صحنهٔ جنگل

  • ساخت تنش مرحله‌ای با ضرب‌آهنگ تصویری و صوتی
  • تعادل بین اکشن فیزیکی و پرداخت دراماتیک شخصیت‌ها
  • تصمیم‌های صحنه‌ای که سرنوشت چند شخصیت اصلی را رقم می‌زند
سکانسی از سریال Task؛ تعقیب و گریز در جنگل

نقش تهیه‌کنندگی اجرایی در شکل‌دهی به چشم‌انداز سریال

ریچاردسون-وایتفیلد تنها کارگردان نبوده؛ او به‌عنوان تهیه‌کنندهٔ اجرایی در هر دو سریال نقش مؤثری در تعیین زبان بصری و جهت‌گیری روایی ایفا کرده است. در فصل اول «Task» اکثر قسمت‌ها توسط او یا جرمایا زاگر کارگردانی شد و برای فصل دوم برنامه دارد بازگردد و این‌بار کنار یک فهرست کارگردانی کاملاً زنانه حضور یابد. این تداوم حضور به او امکان می‌دهد حتی در قسمت‌هایی که خودش کارگردان نیست، یکپارچگی و انسجام سریال را حفظ کند.

کار بر «The Gilded Age»؛ ترکیبِ لوکسِ بصری و پرداخت اجتماعی

در «The Gilded Age»، ساختهٔ جولیان فِلوِز، ریچاردسون-وایتفیلد نقشی فراتر از کارگردان داشت و به‌عنوان نیروی خلاق چندوجهی در صحنه فعال بود. برای فینال فصل سوم او می‌خواست تصویری شبیه «پذیرایی» بسازد: تلفیق پوشش‌ها، فضای خانه‌های مجلل و بازیگری در سطحی که هم زیبایی‌شناسی را برجسته کند و هم پلِ ارتباطی میان طبقات اجتماعی و حلقه‌های نژادی ایجاد نماید. این هم‌پوشانیِ جلوه‌های بصری و پرداخت اجتماعی از ویژگی‌های کار او به‌عنوان کارگردان-تهیه‌کننده است. برای مشاهدهٔ تاریخچهٔ سریال می‌توانید به صفحهٔ ویکی‌پدیا دربارهٔ The Gilded Age مراجعه کنید.

چشم‌انداز حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری

ریچاردسون-وایتفیلد پروژه‌ها را فرصتی برای گسترش دامنهٔ کاری خود می‌داند؛ از کمدی‌های محلی تا درام‌های جنایی و درام‌های تاریخی پرزرق‌وبرق. این گوناگونی او را به سمت تجربه‌های جسورانه هدایت می‌کند و هر بار پشت دوربین، بیشترین توان را به‌کار می‌گیرد. نامزدی‌های امسال نه تنها موفقیتی فردی‌اند، بلکه نمودِ تغییراتی در صنعت تلویزیون برای بازکردن فضا به روی صداها و دیدگاه‌های تازه نیز هستند. برای آشنایی با تاریخچهٔ جوایز امی می‌توانید به سایت رسمی امی سر بزنید.

نگاهی به آینده

سالی ریچاردسون-وایتفیلد اکنون در مرحله‌ای از حرفه‌اش قرار دارد که می‌تواند مسیر یک سریال را شکل دهد. اهمیتِ کار او فراتر از جوایز است؛ تأثیرش بر روایت‌ها و فرصت‌هایی که برای نسل بعدی کارگردانان زن و کارگردانان سیاه‌پوست فراهم می‌کند، دستاوردی پایدار است.