تابستان 2016 بود که «چیزهای عجیب» (Stranger Things) با نوستالژی دهه هشتاد، وحشت و علمی-تخیلی چنان غوغایی به پا کرد که کمتر کسی تصور میکرد یک سریال اینترنتی بتواند تا یک دهه، مرکز گفتگوهای روزمره باشد. اما شاید مهمترین میراث این سریال، فراتر از هیولاهای دنیای وارونه و دوچرخهسواریهای نوستالژیک، تأثیر عمیق آن بر نگرش نسل جدید به علم باشد.
دنیای وارونهای برای علاقه به فیزیک
همانطور که «پارک ژوراسیک» نسلی را شیفته دیرینهشناسی کرد، «چیزهای عجیب» هم جرقهای برای کشف نظریه جهانهای موازی و کرمچالهها زد. چند نفر از ما با دنیای وارونه برای اولین بار با مفهوم «چندجهانی» آشنا شدیم؟ حتی درسهای ساده آقای کلارک در کلاس علم، درک پدیدههای پیچیدهای مثل wormhole را از فیلمهای گنگ «میانستارهای» هم آسانتر کرد.
کارستن ولش، استاد فیزیک دانشگاه لیورپول، در گفتگو با NPR میگوید: «ارجاعات به جنگ ستارگان دیگر برای دانشجویانم جذاب نبود، اما علم چیزهای عجیب پلی شد برای ارتباط با نسل جدید. معمولاً به محض اینکه حرف فیزیک یا مهندسی میشود، نوجوانان فرار میکنند. این سریال راهی عالی برای صحبت از علم است.»
از وزارت انرژی تا کلاس درس
لوئیس بیرسون، مدیر مؤسسه فیزیک بریتانیا، به تایمز میگوید: «فیزیک باید نماینده جامعه بزرگتری باشد. اگر از طریق سریالی مثل چیزهای عجیب بتوانیم طیف وسیعتری از مردم را به فیزیک علاقهمند کنیم، این به نفع همه است.» جالبتر اینکه وزارت انرژی آمریکا هم از مفهوم دنیای وارونه برای توضیح تحقیقات خود درباره ابعاد دیگر استفاده کرد. اطلاعاتی که همیشه وجود داشت، اما حالا به لطف سریال، مخاطب داشت.
نردها، قهرمانان جدید داستان
اولیویا ریشتر، روزنامهنگار دانشجویی، در سال 2017 در ستون خود نوشت که چگونه گروه هاوکینز در سریال «تشنگی زیادی برای دانش» نشان دادند. او گفت: «این سریال فرهنگ کنجکاوی و یادگیری را ترویج میدهد. بسیاری از علوم در آن تخیلی است، اما در نشان دادن این که باهوش بودن جذاب است، بسیار موفق عمل میکند.»
در شبکههای اجتماعی مثل Reddit، هواداران جوان به بحث درباره نظریههای علمی سریال میپرداختند و به همدیگر مفاهیم را توضیح میدادند. این نوع گفتگوی هوشمندانه در دنیای پر از ترول آنلاین، اتفاقی نادر و ارزشمند بود.
میراثی فراتر از سرگرمی
در عصری که والدین و نهادهای دولتی مدام از اثرات منفی سرگرمی میگویند، کمتر به قدرت الهامبخشی آن اشاره میشود. سریالی مانند «چیزهای عجیب» نشان داد که داستانگویی خوب میتواند نگاه یک نسل را به علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) تغییر دهد. شاید تا ده سال دیگر، دانشمندانی را ببینیم که اولین جرقه علاقهشان به فیزیک را مدیون دنیای وارونه باشند. این یعنی Science Fiction واقعاً میتواند Science را Fiction نکند، بلکه آن را واقعیتر و دستیافتنیتر نشان دهد.





