برای پیروزی در پیکلبال نیازی به ضربات ویرانگر نیست؛ این سادهترین درسی است که فیلم «دینک» (The Dink)، کمدی ورزشی جاش گرینباوم، با نرمی و سوارهای سینمایی خود به مخاطب منتقل میکند. نام این اثر اختصاصی Apple TV از ضربه امضای ظریف این ورزش راکتی با رشد فزاینده وام گرفته شده است. داستان فیلم حول محور یک نابغه سابق و خودشیفته تنیس میچرخد که گروهی از بازیکنان آماتور و مشتاق پیکلبال، درس فروتنی را به او میآموزند.
تلاقی دو دنیای متفاوت در زمین بازی
این فیلم به دنبال بازتولید حس و حال بدون تنشی است که اغلب مردم آن را با این بازی نوپا مرتبط میدانند، اما در عین حال بازیکنانش را رقبای سرسختتری نسبت به انتظار نشان میدهد. حضور بن استیلر به عنوان تهیهکننده و در یک نقش مکمل عجیب و بیروح، شباهتهایی میان این اثر و فیلم «دودجبال» محصول ۲۰۰۴ ایجاد میکند؛ شاهکاری که به همان شیوه به ورزشی که اساساً نمیتوانست روی پرده سینما جذاب جلوه کند، کنایههای ظریفی میزد.
با این حال، تفاوتهای آشکاری میان این دو اثر وجود دارد. در حالی که «دودجبال» با دیوانگیهای آشوبانگیزش اغلب خندهدار بود و شوخیها را با سرعتی رگباریوار ردیف میکرد که اصلا مهم نبود اگر بسیاری از آنها به هدف نمیخورد، «دینک» از انرژی جنونآمیز بسیار کمتری برخوردار است؛ یا بهتر بگویم، اصلا انرژی خاصی ندارد.
جذابیت آرام جیک جانسون در نقش یک آنتیهرو
فیلم بیشتر از اینکه واقعاً خندهدار باشد، سبک و بیخیال است و عمدتاً به جذابیت دوستداشتنی و متواضعانه جیک جانسون، ستاره سریال «دختر جدید» تکیه کرده است. او لنگرگاهی قابل تحسین برای پیشرفت داستان به شمار میرود، بهویژه با توجه به اینکه شخصیتش دستکم در نیمی از مواقع یک فرد احمق و بیادب است. جیک جانسون توسط گروهی از بازیگران مکمل سطح بالا تقویت میشود که همگی کمتر از عرصه ظرفیتشان به چالش کشیده شدهاند. شاید تنها استثنا بازیکنان حرفهای و خوشمشرب تنیس، اندی رودیک و جان مکانرو باشند که در نقش خودشان ظاهر میشوند. در میان این جمع، دستکم مری استینبرگن با چهره همیشه درخشانش بیشترین نقش را به عنوان نقطه مقابل نهچندان عاشقانه جانسون ایفا میکند.
روایت عاشقانهای که فرمولها را میشکند
امکان یک رابطه عاشقانه که موازین عرفی را زیر و رو میکرد، آن هم بین جانسون ۴۸ ساله و استینبرگن ۷۳ ساله، خیلی گذرا به چشم میخورد. این دو بازیگر باید اعتراف کرد که شیمی بینهایت جذاب و پرشوری با هم دارند و این عنصر تقریباً تنها غافلگیری فیلمنامهای است که در غیر این صورت کاملاً کلیشهای و فرمولبندی شده است. اثری از شان کلمنتس، میزبان پادکست «هالیوود هندبوک» که این نخستین تجربه نگارش فیلم بلندش محسوب میشود.
مسیر داستان از همان لحظهای قابل پیشبینی میشود که داستی بوید (جانسون)، که به عنوان مربی تنیس در باشگاه اختصاصی راکت که توسط پدر آهنینش چاک (اد هریس) اداره میشود کار میکند، به کندیس (استینبرگن)، بازیکن کهنسال پیکلبال، وقتی توپ کجرفتگیاش در زمین او فرود میآید داد میزند و کینهاش را از ورزشی که خودش و پدرش پستتر از خود میدانند، خالی میکند.
تاریخی از ناامیدی و کینه ورزشی
داستی کینه بسیار زیادی برای خالی کردن دارد. او که زمانی یک نابغه نوجوان تنیس بود و پدرش با سختگیری تمام او را برای قهرمانی مربیگری میکرد، سالها پیش در یک مسابقه جوانان در برابر رودیک این رؤیا را به خاطر مصدومیت از دست داد. نه او و نه چاک که هرگز نمیبخشد و گذشت نمیکند، از این ناامیدی عبور نکردهاند. این روزها، تنها پیجی (آرون چن)، دستنشانده ناشی و غیرورزشکار چینی-استرالیایی باشگاه به او احترام میگذارد.
در یک سناریوی بسیار مصنوعی، گروههای تنیس و پیکلبال باشگاه برای داشتن فضای بیشتر از زمینها با هم درگیر میشوند که این امر مستلزم برگزاری یک دوئل سرنوشتساز بین بازیکنان ستارهشان است. داستی که از اینکه پدرش او را به طور خودکار برای نمایندگی تیمشان انتخاب نکرده احساس تحقیر میکند، در یک بازی مقدماتی مهارتش را ثابت میکند اما در نهایت مصدومیت قدیمیاش دوباره درد میگیرد.
تولد دوباره در زمین پیکلبال
پزشک عجیب و غریبش (استیلر، که با یک شوخی روانِ بدون خنده درباره اپهای سکس گره خورده است) پیشنهاد میکند که او در حین بهبود، پیکلبال را آغاز کند. اینگونه داستی به طور غیرمحتمل به لیگی وارد میشود که عمدتاً با زنان در سن بازنشستگی پر شده است، از جمله کندیس که با مهربانی او را به عنوان شریک دوبل خود میپذیرد. طبیعتاً او متوجه میشود که این ورزش سختتر از چیزی است که انتظار داشت و در نهایت همانطور که مهارت پیدا میکند لذتبخشتر هم میشود.
رقابت با پایانی کمارتفاع
این موضوع او را در رابطه با وفاداری به پدرش در جایگاهی مبهم قرار میدهد. با این حال میزان ریسک و تنش در فیلم «دینک» هرگز از ارتفاع تور پیکلبال بالاتر نمیرود و این موضوع به دوستی نوپای او با کندیس که ابتدا آن را یک کشش عاشقانه میان افراد با اختلاف سنی زیاد میپندارد نیز تسری مییابد. پویایی رو به رشد و لطیف میان این جوانِ مغرور و زنی فرسودهتر، جذابترین عنصر فیلم است؛ رابطهای که اگر فیلمنامه شجاعت بیشتری داشت میتوانست فراتر از مرزهای کلیشهها پیش برود و اثر را به جایگاه متفاوتی ارتقا دهد.
«دینک» در نهایت اثری است که بدون جاهطلبیهای بزرگ، روی جذابیتهای کوچک و ارگانیک خود حساب باز میکند. شاید نتواند در خاطره مخاطب حک شود یا سطحی از هیجان تولید کند که فیلمهای کلاسیک این ژانر میسازند، اما با همان نگاه آرام و بیادعایش، دستکم برای مدت کوتاهی، حتی مخاطب بدبین را هم به لبخند مینشاند.





