مواجهه هنریِ مستمرِ سینمای ایرلند با بدرفتاری شدید کلیسای کاتولیک با مادران مجرد و فرزندانشان، در فیلم «فرزندان گمشده توم» به فاز جدیدی وارد می‌شود. این درام خویشتن‌دار اما عمیقاً تأثیرگذار، وحشت‌های گذشته را عمدتاً در پس‌زمینه نگه می‌دارد و به جای آن، آگاهی فزاینده یک زن معاصر را نسبت به تراژدی عظیمی که در زادگاهش مدفون شده، دنبال می‌کند.

فیلم فرانک بری، برداشتی مستقیم از تیترهای اخیر دارد. ماجرای فیلم به کشف کاترین کورلس، مورخ محلی، برمی‌گردد که متوجه شد صدها کودک در گوری بدون نشان در محل سابق یک خانه مادر و کودک کاتولیک در شهر توم گالوی به خاک سپرده شده‌اند.

کاوشی صبورانه برای کشف حقیقت

فیلم‌نامه ربکا لنکیویچ، نویسنده فیلم «او گفت»، عمدتاً بر اساس مقاله‌ای در سال 2017 از دن باری، روزنامه‌نگار نیویورک تایمز نوشته شده است. با این حال، این اثر به دنبال نمایش دراماتیک افشاگری‌های خبرنگاری نیست؛ بلکه رویکردی رویه‌مند و صبورانه در پیش می‌گیرد تا کارهای طاقت‌فرسا و پایه‌ای لازم برای کشف حقیقت‌های تلخ در جوامع ساکت را به تصویر بکشد.

در این مسیر، پیگیری رسمی و پاسخ‌گویی نهادی در گرو همین تلاش‌های ریشه‌ای قرار دارد. انتخاب مونیکا دولان، بازیگر شخصیت‌پرداز خستگی‌ناپذیر، برای نقش اصلی کاملاً بجا و مناسب است. او که پیش از این در فیلم‌هایی چون «غرور» و «حفاری» درخشیده بود، به‌ندرت چنین تمرکزی را در کارنامه خود داشته است. نقش‌آفرینی بدون پیرایه و دلخراش او در نقش زنی که برای چهره شدن یک جنبش آماده نیست اما مسئولیت آن را می‌پذیرد، به این اثر خویشتن‌دار، ستون فقراتی حساس و پرکشش می‌بخشد.

صحنه‌ای از فیلم فرزندان گمشده توم

از یک کلاس شبانه تا افشای رسوایی

کاترین، ساکن توم، همسر و مادری ساده با سابقه‌ای پر فراز و نشیب از افسردگی بالینی است. او یک فرد آکادمیک نیست و علاقه‌اش به تاریخ محلی در سال 2010 در سطح یک سرگرمی با یک کلاس شبانه در کالج اجتماعی آغاز می‌شود. او برای مقاله پایانی خود، سن‌مری را انتخاب می‌کند؛ پناهگاهی تحت نظر کلیسای کاتولیک برای مادران مجرد و فرزندانشان که در سال 1961 تعطیل شد. علاقه او به این موضوع عمدتاً از نامشروع بودن تولد مادرش نشأت می‌گیرد و به‌سختی انتظار دارد چیزی نادرست کشف کند.

هرچه او با پشتکار مودبانه اما غیرقابل انعطاف بیشتر کاوش می‌کند، داستان بزرگ‌تر و ناگفته‌ بیشتری آشکار می‌شود. استخوان‌هایی که در دهه 1970 در این مکان کشف شدند، با عجله به عنوان متعلق به دوران قحطی توجیه شدند و دیگر بررسی نشدند. دفتر ثبت محلی، تعداد غیرعادی زیادی از گواهی‌های فوت کودکان را از 36 سال فعالیت این خانه پیدا می‌کند، در حالی که هیچ گور یا محل دفن متناظری یافت نمی‌شود. به مرور زمان، بازماندگان مسن این خانه با داستان‌های خود از سوءاستفاده و تروما به جلو می‌آیند و شهادت‌های منقطع و درهم‌شکسته آن‌ها، چشم‌گیرترین و تأثیرگذارترین بخش فیلم را می‌سازند.

تدوین ماهرانه و مواجهه با گذشته

روند تحقیقات کاترین در طول چند سال روایت می‌شود و اغلب با عدم همکاری نهادهای دولتی و کلیسا و همچنین بحران‌های خانگی و شخصی او با مشکل مواجه می‌شود. با وجود اینکه فیلم تنها 84 دقیقه طول می‌کشد، تدوین تمیز کالین کمپل و ناتان نوژنت، وزن تجمعی و فوریت پروژه‌ای را به تصویر می‌کشد که به‌تدریج زندگی ساده قهرمان داستان را در بر می‌گیرد و به یک مواجهه ملی گسترده‌تر با گذشته می‌پیوندد.

هیچ بخش از فیلم «فرزندان گمشده توم» سعی نمی‌کند از کل اثر متمایز شود؛ از فیلم‌برداری دقیقاً قاب‌بندی‌شده اما بی‌آرایش کارگردان تصویر کیت مک‌کالوگ تا پژواک‌های آرام سازهای بادی چوبی موسیقی هانا پیل و اجراهای کاملاً باورپذیر گروه بازیگران. حضور لیام نیسون به عنوان تهیه‌کننده نیز به پروفایل این اثر کمک کرده است. این فیلم پس از بردن جایزه بهترین فیلم ایرلندی در جشنواره گالوی، پتانسیل بالایی برای جذب مخاطبان بین‌المللی و پلتفرم‌های استریم دارد، چرا که مستقیماً به احساسات مخاطب متوسل می‌شود و بدون عناصر فاصله‌دار هنری، روایت یک مبارزه برای شنیدن صدای ناباوران را به تصویر می‌کشد.

با عبور از تاریکی‌های تاریخ، سینمای ایرلند نشان می‌دهد که چگونه تقابل با گذشته می‌تواند راهی برای التیام زخم‌های جمعی باشد و فراموشی را به حافظه‌ای پایدار تبدیل کند.