شخصیتهای تلویزیونی معمولاً به این دلیل محبوب میشوند که مخاطبان با داستان و سرنوشت آنها همذاتپنداری میکنند. اما گاهی اوقات، یک شخصیت به دلیل غیرقابل تحمل بودن از پیشتعیینشدهاش به شهرت میرسد و به شرور محبوب داستان تبدیل میشود. با این حال، کاراکترهایی وجود دارند که سازندگان آنها را نه به عنوان ضدقهرمان، بلکه به عنوان چهرههایی خنثی یا حتی منطقی طراحی کردهاند. متأسفانه، تماشاگران اغلب هدف اصلی این شخصیتها را اشتباه تفسیر کرده و با واکنشهای شدیدی آنها را به نماد نفرت تبدیل میکنند. این کاراکترها در واقع لنگرهای واقعگرایانهای هستند که در برابر ویرانیگرایی همتایان آشفتهتر خود ایستادگی میکنند.
8. اسکایلر وایت - بریکینگ بد (2008-2013)
سریال بریکینگ بد (Breaking Bad) اثر وینس گیلیگان، حول محور والتر وایت، معلم شیمی مبتلا به بیماری لاعلاج میچرخد که برای تأمین آینده خانوادهاش دست به ساخت و فروش متآمفتامین میزند. والتر وایت با بازی برایان کرنستون و جسی پینکمن با بازی آرون پل، به عنوان دو ضدقهرمان محبوب تلویزیون قرن 21 شناخته میشوند. در مقابل، اسکایلر، همسر والتر با بازی آنا گان، به شدت مورد تنفر طرفداران قرار گرفت.
اسکایلر مانند هر زن عادی و قانونمداری طراحی شده است که از پیامدهای خطرناک اقدامات همسرش وحشت دارد. اما برای تماشاگران، منطق او در تضاد با هیجان جهان خطرناک والتر و جسی قرار میگیرد. نویسندگان قصد داشتند تا مخاطب با همسری که در برابر ابهامات اخلاقی همسرش میایستد همدردی کند، اما اسکایلر هرگز احترام و عشق مورد انتظار را از سوی طرفداران دریافت نکرد.
7. دبرا بارون - همه ریموند را دوست دارند (1996-2005)
سیتکام همه ریموند را دوست دارند (Everybody Loves Raymond) به چالشهای یک نویسنده ورزشی با خانواده ناکارآمدش میپردازد. کمدی داستان از جایی شکل میگیرد که ریموند به والدین مستبد خود تن میدهد و همسرش، دبرا، باید با این پویایی آشفته مقابله کند. تماشاگران ری رومانو را با تمام ضعفهایش دوست دارند، اما دبرا با بازی پاتریشا هیتون واکنشی کاملاً برعکس دریافت میکند.
دبرا اغلب به ناحق به عنوان همسر غرغرو و زنی کنترلگر برچسب میخورد. او در واقع قربانی یک کلیشه کلاسیک کمدی است؛ صدای عقل داستان که وجودش به دیگران اجازه میدهد احمقانه و کودکانه رفتار کنند تا تعادل روایت حفظ شود. ظاهر «همسر آزرده» او مانعی در برابر طبع سرگرمکننده ریموند به نظر میرسد، زیرا داستان اغلب از دیدگاه خود ریموند روایت میشود.
6. بت داتون - یلواستون (2018-2024)
سریال نئو-وسترن یلواستون (Yellowstone) نبرد خانواده قدرتمند داتون را برای حفظ میراث مزرعهشان در مونتانا به تصویر میکشد. بت داتون با بازی کلی ریلی، نقش برجسته و تأثیرگذاری در این خانواده دارد و ستاره سریال محسوب میشود، اما اغلب با نفرت مواجه میشود.
بت شخصیتی پیچیده با مشکلات عمیق است که نادرست درک میشود. برای بسیاری، او نماد قدرت زنانه است و برای دیگران، زننده و خودخواه به نظر میرسد. رفتار او تا حد زیادی یک مکانیسم بقای روانی در برابر تروماهای گذشته است. نفرت مخاطبان از او غالباً ناشی از ناتوانی در درک رنجهای پنهان و سوگیریهایی است که جامعه نسبت به زنان قدرتمند و تهاجمی دارد.
5. تد مازبی - چطور با مادرت آشنا شدم (2005-2014)
تد مازبی در سریال چطور با مادرت آشنا شدم (How I Met Your Mother) قهرمان داستان است، اما بسیاری از طرفداران او را به دلیل روایت عاشقانهاش و مقایسه دائمی با بارنی استینسون دوست ندارند. تد یک معمار رمانتیک است که به دنبال عشق واقعی میگردد. رفتار او گاهی حوصلهسر یا متظاهرانه به نظر میرسد، اما در نهایت، او تنها کسی است که در میان دوستانش به دنبال ثبات و پایبندی به ارزشهای سنتی است. نفرت از تد غالباً ناشی از انتظاراتی است که مخاطبان از یک کمدی موقعیت مدرن دارند، نه از ضعفهای شخصیتی خود او.
4. راس گلر - دوستان (1994-2004)
در سریال دوستان (Friends)، راس گلر با بازی دیوید شویمر اخیراً با موجی از انتقادات و نفرت در فضای مجازی مواجه شده است. بسیاری او را متعصب، حسود یا کنترلگر میدانند. با این حال، راس تنها مردی است که از ابتدای کار وابستگی عمیق و وفاداری بیچونوچرا به خانواده و دوستانش دارد. تلاشهای بیوقفه او برای حفظ روابط، شغلی پایدار و رویکرد آکادمیکش در برابر دوستان بیمسئولیتتر، غالباً به عنوان متعصبانه بودن اشتباه تفسیر میشود. او زیر بار فشارهای متعدد زندگی قرار دارد و واکنشهایش کاملاً طبیعی است.
3. لوری گرایمز - مردگان متحرک (2010-2018)
در سریال مردگان متحرک (The Walking Dead)، لوری گرایمز با بازی سارا وین کالیز یکی از موردتنفرترین شخصیتها بود. او به دلیل رابطه با بهترین دوست همسرش در آپوکالیپس زامبی و تصمیمهای بیثمرش به شدت نکوهش شد. با این حال، لوری زنی بود که در بحبوبه یک فاجعه جهانی، باردار و کاملاً بیدفاع از همسرش جدا افتاده بود. تصمیمهای او تحت فشار روانی شدید و ترس از مرگ خانوادهاش گرفته شد. تماشاگران غالباً شرایط غیرعادی و روانپریشانه پس از آخرالزمان را نادیده میگیرند و او را با معیارهای جامعه آرمانی پیش از زامبیها قضاوت میکنند.
2. کارملا سوپرانو - سوپرانوها (1999-2007)
کارملا سوپرانو با بازی ادی فالکو در سریال سوپرانوها (The Sopranos) همسر یک رئیس مافیاست. بسیاری از مخاطبان به دلیل پذیرش سبک زندگی مرفه حاصل از جرایم همسرش، او را ریاکار میدانند. اما واقعیت پیچیدهتر است. کارملا زنی است که در تنگنای یک ازدواج خطرناک و سمی گرفتار شده و تلاش میکند از فرزندانش محافظت کند. او صدای اخلاقی در خانهای است که قوانین آن توسط خشونت و کلاهبرداری نوشته شده. نفرت از کارملا، درک ضعیفی از چالشهای روانی زنی دارد که راه فرارهای محدودی پیش رو دارد.
1. سانسا استارک - بازی تاج و تخت (2011-2019)
سانسا استارک با بازی سوفی ترنر در سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) در فصلهای ابتدایی به شدت مورد تنفر قرار گرفت. او دختری نوجوان، سادهلوح و مغرور بود که رویاهای شاهزادهدار داشت. اما این نفرت ناعادلانه بود. سانسا تنها دختری بود که در جهانی بیرحم و خشن، با ابزارهای زنانهاش میجنگید. او از یک قربانی بیگناه تبدیل به یک رهبر باهوش و محتاط شد. نفرت مخاطبان از سانسا نشاندهنده بیحوصلگی با رشد کند شخصیتی است، در حالی که مسیر او از بیگناهی به قدرت، یکی از واقعگرایانهترین آرکهای داستانی سریال بود.
نفرت از این شخصیتها غالباً ریشه در سوگیریهای مخاطبانی دارد که به دنبال قهرمانهایی بینقص یا ضدقهرمانهایی جذاب هستند. شاید وقت آن رسیده باشد که بار دیگر به این کاراکترها نگاه کنیم؛ نه به عنوان موانعی در راه هیجان، بلکه به عنوان انسانهایی واقعی که در جهانی آشفته به دنبال حفظ تعادل و بقا هستند.





