پایانبندی که از دل یک ایده ساده بیرون آمد
سریال «لستات خونآشام» (The Vampire Lestat) هفته گذشته تور خود را به پایان برد؛ اما نه با یک کنسرت پر سر و صدا برای جاودانگان، بلکه با تأملی آرام بر مرگ، عشق و شکستهای شخصی. شاید این پایان برای بینندگانی که تا پیش از این لستات (سم رید) را در مسیری پرآشوب دنبال کرده بودند، غافلگیرکننده باشد. رولین جونز، خالق سریال، تایید میکند که این مرور سورئال و رویاگونه از لحظات بهیادماندنی لستات پشت یک میز بلند، از همان ابتدا در استخوانبندی داستان گنجانده شده بود.
او در گفتوگویی اختصاصی با نشریه کالیدر توضیح داد که ایده این میز بلند تقریبا از همان مراحل اولیه شکل گرفت: "وقتی روی صحنههای اوورن کار میکردیم، گفتیم: 'هی، صحنه صومعه را میگیریم، هی، صحنه کشتن گرگ و برف را.' اما بعد واقعیت خودش را نشان داد و فهمیدیم که قرار است در آوریل در تورنتو فیلمبرداری کنیم و همه جا پر از سبزه است. آن وقت بود که تصمیم گرفتیم همه آن اجراها را روی یک میز متمرکز کنیم و داستان اوورن را بهعنوان گذر زمان روایت کنیم."
این میز، که جونز از آن بهعنوان «یابندگان شکست» یاد میکند، در طول هفت قسمت قبلی سریال دانهپاشی شده بود. به گفته جونز: "در مرحله رویاپردازی اولیه، ما در دنیای درخشش ابدی ذهن پاک بودیم. در یک نقطه، فقط باید همه افرادی که نماینده نفرت از خودت هستند را دور یک میز جمع کنی و مروری بر سه فصل زندگی تلویزیونی خود داشته باشی."
راز بقای لوئیس پس از قطع سر: فقط یک جرعه خون؟
در صحنههایی از پایانبندی، سر لستات در یک کیف بولینگ توسط دنیل مالوی (اریک بوگوسیان) حمل میشود و همزمان، لوئیس (جیکوب اندرسون) با تلاشهای پیچخورده آرماند (اسد زمان) برای صاف کردن هوا مواجه میشود. یکی از سوالات کلیدی طرفداران این بود که چرا لوئیس، با وجود قدیمیتر نبودن، پس از قطع سر برای مدت طولانی زنده میماند. آیا دلیلش نوشیدن کمی از خون لستات در آبجو قبل از این حادثه است؟
جونز پاسخ میدهد: "نکته فوریتر این است که شخصی روبرویش نشسته که به او اهمیت میدهد: رجینا. زیبایی بازی جیکوب در این است که یک حرکت ظریف در آن مکالمه تلهپاتیک وجود دارد که از 'من دارم رجینا را نجات میدهم' به 'من در قبال این شخص چه بدهی دارم؟' تبدیل میشود. بخشی از آن به خود لستات، به محراب قسمت آزمایشی برمیگردد: 'چه گفتگوهایی با آرماند نداشتم؟ کجا مقصرم که او را به این سطح از افراط کشاندم؟'"
او با تحسین بازی جیکوب اندرسون ادامه میدهد: "میتوانی یک نقاشی چشمانداز بزرگ از انتخابهای ظریف و بینهایت او ببینی."
بازگشت خواننده تنور از فصل ۱: تصادفی نبود
یکی از غافلگیریهای بزرگ پایانبندی، بازگشت «پل» (Paul) خواننده تنور از فصل ۱ بود. جونز تاکید میکند: "این تاییدی نیست که لستات پل را کشته یا چیزی شبیه آن." او با دقت از بازگشت شخصیتهایی صحبت میکند که در خدمت بازتعریف قوس داستانی لوئیس در این فصل هستند. حضور این شخصیتها، همراه با ظهور دلینی هیلز، کل روایت لوئیس را تغییر میدهد و او را با حقایق جدیدی روبهرو میکند.
پایان سریال: کلانتر جدیدی در راه است
با وجود اینکه لستات و لوئیس در لحظات پایانی "شکستها" دوباره به هم میرسند، یک پرش زمانی به جلو نشان میدهد که لستات به شهری ویران خیره شده است. جونز این را «ورود کلانتر جدید شهر» توصیف میکند. او توضیح میدهد که این موجود جدید، که همه چیز را برای فصل چهارم تغییر خواهد داد، از دل رازهای تالاماسکا و علاقه شدیدشان به «تبدیل بزرگ» بیرون میآید. تالاماسکا که در فصلهای قبل بهطور پنهان حضور داشت، حالا نقشی کلیدی در روایت پیدا میکند و مشخص میشود چرا انها اینقدر به تبدیل خونآشامها علاقهمندند.
جونز همچنین به تغییر عنوان احتمالی سریال در آینده اشاره میکند. با توجه به اینکه داستان در حال گسترش است و شخصیتهای جدیدی وارد میشوند، شاید دیگر «لستات خونآشام» عنوان مناسبی نباشد. این یک نشانه واضح است که فصل چهارم ممکن است مسیر تازهای را در پیش بگیرد.
آینده سریال: چه باید انتظار داشت؟
جونز با لحنی مرموز و در عین حال امیدوارکننده از فصل چهارم صحبت میکند. دو نکتهای که او بر آن تاکید دارد: اول، پیچیدگی روابط لستات و لوئیس که تازه برای هم باز شدهاند؛ دوم، ظهور تهدیدی جدید که نظم دنیای آنها را به هم میریزد. با توجه به ایدههای بلندپروازانه جونز و تاییدیهاش برای طراحی این آینده از ابتدا، طرفداران میتوانند منتظر یک جهش کیفی در داستانسرایی باشند.
سریال «لستات خونآشام» با بازی سم رید، جیکوب اندرسون و اریک بوگوسیان، اکنون خاطرات خود را با یک پایانبندی جاهطلبانه به ثبت رسانده است. منتظر پیامهای جدید برای فصل چهارم باشید.





