دیوید و ناتان زلنر، برادری که سینمای مستقل آمریکا را با آثاری چون «کید-تینگ» و «کومیکو شکارچی گنج» به چالش کشیده‌اند، این بار با «عصبت آلفا» (Alpha Gang) به سراغ طنز علمی-تخیلی رفته‌اند. فیلمی که باroupe ستاره‌دار شامل کیت بلانشت، کریس پاین، لئا سیدو، دیو باتیستا و رایلی کئو، فضاییان را در چرم‌وپوش‌های بایکر دهه ۱۹۵۰ به نمایش می‌گذارد.

فضاییان بایکر در یک زمینِ بی‌زمانی

داستان در بازه زمانی نامشخصی می‌گذرد؛ گویی میان قرن بیستم و نوستالژیِ پاستل‌رنگ معلق شده است. «آلفاها» — شش فضایی آبی‌خونی با موهای تراشیده و جاکت‌های دوو-واپ — برای فتح زمین فرود می‌آیند. در برابرشان نمادهای جنگ‌های تاریخ بشر صف‌آرایی کرده‌اند: از سپاهیانی با تانک و بازوکا تا سوارکاران ارابه‌نشین با اسلحه‌های کهنه. زلنرها منطق روایی کلاسیک را به نفع حس ابدیت و عبثیت فدای می‌کنند.

بازیگران عصبت آلفا در لباس‌های فضایی دهه ۱۹۵۰

طنز توالت، احساسات و کریس پاین

نقطه قوت فیلم، التزام کامل بازیگران به اجرای دیالوگ‌های مسخره با چهره‌ای کاملاً جدی است. کلون هریسون جونیور (آلفا سه) از یک پرنده می‌خواهد با او «رسمی» شود، دیو باتیستا (آلفا دو) به‌خفیف بیدار می‌شود، و لیلی-راز دپ (آلفا چهار) به همراه دونا بئه (آلفا پنج) دچار دورهای «آبی» غمگین می‌شوند. خنده‌دارترین رینگ‌گاج؟ آلفای ناشناسی که مدام صندلی توالت را بالا می‌گذارد.

اما ورود کریس پاین در نیمه دوم، کمدی را به اوج می‌رساند. مانرهای اغراق‌آمیز او، لهجه‌ی چشمی‌پیچدار بلانشت در نقش رهبر بتاها، و خشونت کارتونی با خون آبی، فضاسازی برتالیستی زلنرها را به نمایش می‌گذارند که باید دیده شود تا باور کرد. مجله Variety در نقد خود فیلم را «معجزه‌ای خوش‌آمد» برای سینمای مستقل خوانده است.

تحت‌الشعارِ «چرا نه؟»

«عصبت آلفا» فیلمی نیست که به دنبال منطق علمی سخت یا روایت کلاسیک بگردد. این یک محیط آزمایشی (sandbox) بازی برای نویسنده-کارگردانانی است که باور دارند سینما همچنان می‌تواند فضایی برای دیدگاه‌های بی‌واکنشانه، کوچک و عجیب فراهم کند — حتی اگر فیلم در دقایق پایانی کمی کشد طولانی شود. برای مخاطبانِ زلنرها، این طنزِ گلی‌لذت‌آور، بی‌مرز و بی‌نهایت انسانی است.