کسب جایزه اسکار بهترین فیلم یکی از معتبرترین افتخارات سینمایی به شمار می‌رود، اما این موفقیت تضمینی برای ماندگاری در ذهن مخاطبان نیست. برخی از برندگان این جایزه پس از مدتی از متن بحث‌های عمومی خارج می‌شوند، در حالی که آثار دیگری سال‌ها پس از پیروزی خود همچنان بر سینما سایه می‌اندازند. بهترین برندگان تاریخ اسکار نه تنها ارزش‌های آکادمی را در یک دوره خاص بازتاب می‌دهند، بلکه به کلاسیک‌هایی بدل می‌شوند که مخاطبان بارها و بارها آن‌ها را تماشا می‌کنند، فیلمسازان از آن‌ها الگو می‌گیرند و منتقدان دائماً به تحسین آن‌ها می‌پردازند.

از آغاز هزاره سوم، آکادمی طیف بسیار متنوعی از فیلم‌ها را به رسمیت شناخته است؛ از کاراکترمحورهای صمیمی و حماسه‌های فانتزی عظیم گرفته تا طنزهای جسورانه و بلاک‌بسترهایی که مرزهای ژانری را در هم می‌شکنند. اگرچه بحث و جدل پیرامون برندگان اسکار همواره وجود خواهد داشت، نمی‌توان از تأثیر فرهنگی ماندگار شش فیلم زیر چشم‌پوشی کرد.

مجموعه‌ای از بهترین فیلم‌های برنده اسکار

۶. همه‌چیز همه‌جا به‌طور همزمان (Everything Everywhere All at Once - ۲۰۲۲)

اِوِلین وانگ (میشل یئو)، صاحب خسته و تحت‌فشار یک خشک‌شویی، درگیر ممیزی مالیاتی، تنش‌های خانوادگی و ازدواجی در حال فروپاشی است که ناگهان با مفهوم چندجهانی رو در رو می‌شود. او پس از استخدام شدن توسط نسخه‌ای موازی از همسرش (که هوی کوآن)، باید با دسترسی به مهارت‌های نسخه‌های دیگر خود در جهان‌های موازی، یک نیروی مرموز که همه‌چیز را تهدید می‌کند را متوقف سازد. این مأموریت او را وادار می‌کند تا با رابطه آسیب‌دیده‌اش با دخترش جوی (استفانی هسو) رو در رو شود.

صحنه‌ای از فیلم همه‌چیز همه‌جا به‌طور همزمان

روی کاغذ، این اثر جسورانه و بیش از حد بلندپروازانه به نظر می‌رسد؛ اما دو کارگردان آن با نام «د دانیلز» موفق شده‌اند جنون چندجهانی این داستان را به یکی از عاطفی‌ترین و واقع‌گرایانه‌ترین فیلم‌های قرن بیست‌ویکم تبدیل کنند. در زیر لایه‌های اکشن خارق‌العاده، طنز عجیب و پرش‌های خیره‌کننده ژانری، روایتی به شدت تأثیرگذار درباره ترومای نسلی و پشیمانی نهفته است. میشل یئو بهترین بازیگری دوران حرفه‌ای خود را ارائه می‌دهد و حضور آرام و صمیمی که هوی کوآن به یکی از جذاب‌ترین سورپرایزهای فیلم تبدیل می‌شود. بردن جایزه بهترین فیلم برای این اثر جشنی بر اصالت بود؛ یادآوری‌ای برای اینکه فیلمسازی شخصی و جسورانه همچنان می‌تواند حتی در مقیاس وسیع با مخاطبان ارتباط برقرار کند.

۵. بردمن (Birdman - ۲۰۱۴)

ریگان تامسون (مایکل کیتون)، بازیگر فرسوده هالیوود که زمانی برای بازی در نقش ابرقهرمانی به نام بردمن شهرت داشت، تلاش می‌کند با نوشتن، کارگردانی و بازی در یک نمایش جدی برادوی خود را بازسازی کند. با نزدیک شدن شب افتتاحیه، مشکلات فزاینده تولید، روابط دشوار و وضعیت روحی شکننده‌اش، مرز میان واقعیت و خیال را مخدش می‌کند و ریگان را در گردابی از فشار برای اثبات ارزش خود فرو می‌برد.

مایکل کیتون در فیلم بردمن

فیلم «بردمن» ساخته آلخاندرو جی. اینیاریتو، تعادلی هیجان‌انگیز میان طنز تند و بررسی صمیمیانه شخصیت برقرار می‌کند. توهم معروف فیلم درباره یک نماهای پیوسته، حرکتی بی‌وقفه ایجاد می‌کند که بینندگان را به درون روانِ در حال فروپاشی ریگان می‌کشاند و بازتاب‌دهنده هرج‌ومرج بی‌وقفه پشت صحنه است. انتخاب کیتون لایه‌ای جذاب به کار اضافه می‌کند و آن را به نقدی پنهان درباره شهرت، جاه‌طلبی هنری و میراث ابرقهرمان‌ها بدل می‌سازد. این اثرِ از نظر بصری جسورانه و از نظر عاطفی غنی، یکی از جسورانه‌ترین برندگان جایزه بهترین فیلم آکادمی در دو دهه اخیر است.

۴. انگل (Parasite - ۲۰۱۹)

خانواده کیم، خانواده‌ای فقیر و فرصت‌طلب، به تدریج و با شیطنت وارد زندگی خانواده ثروتمند پارک می‌شوند. اما این نفوذ آرام، زنجیره‌ای از اتفاقات غیرمنتظره و تاریک را رقم می‌زند. بونگ جون-هو در «انگل»، طبقه‌بندی اجتماعی و نابرابری اقتصادی را با ترکیبی بی‌نظیر از طنز سیاه، تعلیق و درام به تصویر می‌کشد. این فیلم با چیرگی در تغییر لحن از کمدی به ترسناک، نه تنها اولین فیلم غیرانگلیسی‌زبان برنده جایزه بهترین فیلم شد، بلکه نشان داد داستان‌های بومی می‌توانند صدایی جهانی داشته باشند.

پوستر فیلم انگل

موفقیت «انگل» نقطه عطفی در تاریخ آکادمی بود و ثمره توجه به سینمای جهانی و روایت‌های نافذ درباره جنگ طبقاتی به شمار می‌رود.

۳. جایی برای پیرمردها نیست (No Country for Old Men - ۲۰۰۷)

برادران کوئن با اقتباس از رمان کورمک مک‌کارتی، شاهکار خود را در ژانر وسترن نوآر خلق کردند. این فیلم با تعقیب قاتل بی‌رحمی به نام آنتون شیگور (با بازی خاویر باردم) که پس از یک معامله ناموفق مواد مخدر در جستجوی پول گمشده است، فضایی بی‌رحم و سرد را روایت می‌کند.

خاویر باردم در فیلم جایی برای پیرمردها نیست

فیلم با ساختار روایی بی‌رحم و پایان‌بندی جسورانه‌اش، تعریف و تبیین جدیدی از ژانر وسترن مدرن ارائه کرد. پویایی تصویری، دیالوگ‌های حداقلی و فضای سنگین این اثر، آن را به یکی از تاریک‌ترین و تأثیرگذارترین برندگان جایزه بهترین فیلم تبدیل کرده است.

۲. ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه (The Lord of the Rings: The Return of the King - ۲۰۰۳)

نمایش حماسی پیتر جکسون در پایان سه‌گانه «ارباب حلقه‌ها» نقطه اوجی در سینمای فانتزی بود. این فیلم با جلوه‌های ویژه پیشگامانه، طراحی تولید بی‌نظیر و روایت بزرگ‌نمایی از نبرد نهایی برای سرنوشت سرزمین میانه، استانداردهای بلاک‌بسترهای دهه‌های بعد را تعیین کرد. «بازگشت پادشاه» با بردن ۱۱ اسکار از ۱۱ نامزدی، رکوردی تاریخی را به ثبت رساند و نشان داد آثار حماسی و فانتزی نیز می‌توانند جایگاهی در قلب آکادمی داشته باشند.

ارباب حلقه‌ها بازگشت پادشاه

تأثیر فرهنگی این سه‌گانه و به‌ویژه قسمت پایانی آن، همچنان در بازی‌های ویدئویی، فیلم‌ها و سریال‌های فانتزی معاصر مشهود است.

۱. اوپنهایمر (Oppenheimer - ۲۰۲۳)

کریستوفر نولان با «اوپنهایمر» به سراغ یکی از پیچیده‌ترین و تاریک‌ترین شخصیت‌های تاریخ قرن بیستم رفت. روایت زندگی جی. رابرت اوپنهایمر، پدر بمب اتمی، با ساختار زمان‌شکنی نولان و تصویری‌سازی هولناک از آزمایش تینیتی و عواقب آن، یکی از بی‌نقص‌ترین تجربه‌های سینمایی سال‌های اخیر را رقم زد. این اثر با ترکیب درام حقوقی، تریلر سیاسی و بیوگرافی تاریخی، فضایی فشرده و سوزاننده پدید آورد.

پوستر فیلم اوپنهایمر

بردن جایزه بهترین فیلم برای نولان، نه تنها قدردانی از یک خالق بی‌بدیل در سینمای مدرن بود، بلکه یادآوری‌ای برای اینکه سینمای استودیویی بزرگ همچنان ظرفیت روایت داستان‌های عمیق و چالش‌برانگیز را دارد.

سینمای قرن بیست‌ویکم شاهد دگرگونی‌های بسیاری بوده و آکادمی نیز تلاش کرده تا با متنوع‌سازی انتخاب‌های خود، بازتاب‌دهنده این تغییرات باشد. آثاری که در این فهرست قرار گرفتند، فراتر از یک شب موفقیت در مراسم اسکار، به بنیان‌های روایی و زیبایی‌شناختی سینمای معاصر تبدیل شده‌اند و تأثیراتشان برای نسل‌های آینده نیز ادامه خواهد داشت.