شاهکارهای علمی‌تخیلی همواره چنان مفهومی و دقیق خلق می‌شوند که حضورشان در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود؛ تا جایی که گاهی دهه‌ها بعد نیز به روی پرده می‌درخشند. انتقاد از مسائل اجتماعی، هسته مرکزی ژانر علمی‌تخیلی است. اکنون که 20 سال از ساخت یکی از کلاسیک‌های این ژانر می‌گذرد، ارزش هنری آن به هیچ وجه کمرنگ نشده است. مضامین مهاجرت، فاشیسم و ترس‌های عمیق بشری، همگی در مرکز یکی از برجسته‌ترین آثار ویران‌شهر (دیستوپیایی) تاریخ سینما تجمع پیدا کرده‌اند.

اگرچه ماندگار بودن این مفاهیم برای جهان واقعی، پیام امیدبخشی در خود ندارد، اما همین امر سبب شده تا فیلم فرزندان انسان (Children of Men) اثری فراتر از زمان باشد. این اثر که در سال 2006 اکران شد، اقتباسی بی‌نظیر از رمانی به قلم پی. دی. جیمز (P.D. James) است. داستان در آینده‌ای نه‌چندان دور روایت می‌شود؛ زمانی که ناباروری به یک معضل و همه‌گیری جهانی تبدیل شده و نسل بشر با ناامیدی فراوان برای بقا دست‌وپا می‌زند. در این میان، انگلستان به عنوان یکی از آخرین کشورهای بازمانده، به بهانه‌سازی برای سرکوب و قربانی کردن پناهجویان روی آورده است.

کلایو اوون در نقش تئو در فیلم فرزندان انسان

در میان این هرج‌ومرج، شخصیت تئو قرار دارد؛ مردی الکلی که هیچ دلیلی برای ادامه زندگی نمی‌بیند. کلایو اوون این نقش را با احساسی عمیق و دلخراش به تصویر می‌کشد. «فرزندان انسان» با نگاهی به آینده‌ای تاریک، هشداری می‌دهد که امروزه بسیار واقعی‌تر و ملموس‌تر از زمان اکرانش به نظر می‌رسد. با وجود فضای تاریک و ویران‌شهر، این اثر به دلیل محتوای عمیق و صحنه پایانی سرشار از امید، ارتباطی بی‌نظیر با مخاطب برقرار می‌کند.

دلیلی که این اثر علمی‌تخیلی موفق به دریافت درجه R شد

سینمای علمی‌تخیلی به تدریج به نقطه‌ای رسیده است که داستان‌های آن کاملاً ملموس و در دسترس به نظر می‌رسند؛ این موضوع در فیلم فرزندان انسان بیش از هر اثر دیگری به چشم می‌آید. تئو در جهانی زندگی می‌کند که 18 سال از تولد آخرین نوزاد در آن می‌گذرد؛ جهانی به شدت بی‌رحم. روحیه و امید در این جامعه به پایین‌ترین حد ممکن رسیده و هیچ راه فراری از این واقعیت تلخ وجود ندارد. چشم‌انداز سیاسی و ویرانگر این فیلم، با تدبیر و هنرمندی آلفونسو کوارون به اوج خود می‌رسد.

پیش از آنکه کوارون برای فیلم فضایی «جاذبه» (Gravity) تحسین جهانی را از آن خود کند، در این اثر ثابت نمود که می‌تواند جهانی به شدت آشفته را با تکنیک‌های زیبایی‌شناختی خلق کند. یکی از درخشان‌ترین سکانس‌های فیلم، یک نمابردهای ممتد (وان‌شات) در داخل یک خودروی در حال حرکت است که فجایع هولناکی را به تصویر می‌کشد. کوارون و مدیر فیلمبرداری او از بهره‌گیری از جلوه‌های کامپیوتری (CGI) چشم‌پوشی کردند و کل سکانس را با دوربینی با پوشش 360 درجه برداشت کردند.

تکنیک فیلمبرداری یک‌نفس در فیلم فرزندان انسان

استفاده از این جلوه‌های عملیاتی (Practical Effects) یکی از بارزترین نقاط قوت اثر محسوب می‌شود و عاملی مهم برای آنکه این فیلم پس از گذشت سال‌ها هرگز کهنه به نظر نرسد. پس از آنکه جولیان (با بازی جولین مور)، همسر سابق تئو، او را برای کمک به فرار یک پناهجو تحت تعقیب استخدام می‌کند، ماشین آن‌ها توسط راهزنان هدف حمله قرار می‌گیرد. هرچند نقش جولیان کوتاه است، اما خشونتی که در پایان کار او اعمال می‌شود، به لطف شیوه ثبت هوشمندانه آن روی دوربین، اوج هیجان و حساسیت صحنه را چند برابر می‌کند. این اتفاق بدون آنکه به نمایش خشونت بپردازد، عمیقاً تأثیرگذار و دردناک است.

سکانس حمله به خودرو در فیلم فرزندان انسان

این لحظات به مخاطب القا می‌کنند که بقا در این دنیای تاریک تا چه حد دشوار است و برای رسیدن به آن پایانِ امیدوارکننده، باید چه هزینه سنگینی پرداخت شد. شاید دلایل متعددی وجود داشته باشد که سینمای ویران‌شهر همواره طرفدارانی پر و پا قرص داشته باشد، اما ترکیب واقع‌گرایی و امید در این شاهکار، جایگاهی ویژه برای آن رقم زده است.