چارلی ایکسسیایکس (Charli xcx) همواره علاقهای وافر به هنر و سینما از خود نشان داده است. از اینرو، همکاری او با دیوید کراننبرگ، کارگردان اسطورهای سینمای وحشت، در آلبوم جدیدش با نام «موسیقی، مد، فیلم» (Music, Fashion, Film) اتفاقی کاملاً منطقی به نظر میرسد. اما نکته حائز اهمیت، عمق تأثیرگذاری بینظیر این همکاری بر مفهوم اصلی آلبوم است.
کارگردان 83 ساله فیلمهای «مگس» (The Fly) و «تصادف» (Crash)، این پروژه 11 قطعهای و 30 دقیقهای را با یک مونولوگ جذاب در قطعه پایانی یعنی «هیچکس تا ابد دوام نمیآورد» (No One Lasts Forever) به پایان میرساند. در این مسیر، چارلی شنوندگان را با جهشی بزرگ در سبک موسیقی همراهی میکند؛ جایی که گیتارهای دایستورشندار و تنظیمات مینیمال، جایگزین سینثسایزرهای شاد و اتوتیونهای آلبوم «برت» (Brat) شدهاند.
تغییر رویکرد از کلاب به راک و مواجهه با درون
فضای تاریکتر این آلبوم، واکنشی مستقیم به موفقیت عظیم آلبوم پیشین اوست. قطعاتی مانند «موسیقی راک» با بیان اینکه «پیست رقص مرده است»، یا قطعه کوبنده «دوربین» که نواقص شروع مسیر بازیگری را هدف قرار میدهد، نشاندهنده این تغییر زاویه دید هستند.
فراتر از ظواهر، ترانهها در میان صحبتهایی درباره خرید کردن یا آرزوهای گذشته، به کشف رسالت اصلی یک هنرمند میپردازند. در قطعه «من میترسم»، چارلی با تاسف از پیامدهای زندگی عمومی میگوید: «همه این دردها باعث میشود باور کنم/ حالا یک هنرمند بهتریام/ بهانهای که به خودم میدهم تا خودخواهانه عمل کنم.» او در سراسر این آلبوم درباره انگیزههای خلق هنر و بیاهمیت بودن آن در برابر پایان قریبالوقوع جهان تفکر میکند.
مونولوگ کراننبرگ و تقابل هنر با مرگ
هیچ بخشی این پرسشهای وجودی را به اندازه قطعه پایانی آلبوم به تصویر نمیکشد. این قطعه که با مدت زمان 5 دقیقه و 42 ثانیه طولانیترین اثر آلبوم است، در نیمه راه حال و هوای خود را تغییر میدهد. کراننبرگ از دقیقه سوم وارد میشود و با لحنی صمیمی، شبیه به گفتگوی مستقیم با چارلی، درباره تجربه نزدیک به مرگ صحبت میکند.
کراننبرگ میگوید: «وقتی آنجا روی زمین دراز کشیده بودم، اصلاً به هنر فکر نمیکردم. به آدمها فکر میکردم، به زندگی فکر میکردم... به هنر به عنوان یک پایداری، به عنوان یک جاودانگی فکر نمیکردم. برخی هنرمندان هنری خلق کردهاند که هزاران سال دوام آورده است. اما از نظر تجربی، برای خودشان چه؟ آنها مردهاند، رفتهاند و آن لحظه را تجربه نمیکنند.»
کارگردان بزرگ سینما مانند یک راهنمای باتجربه سخن میگوید: «حرف مرا بشنو که به تو اطمینان میدهم: فراموشی، آزادی است. آنها مردهاند، رفتهاند و هیچکس تا ابد دوام نمیآورد.» این جمله در دقیقه و نیم پایانی قطعه تکرار شده و با تکنیک لایهگذاری صوتی روی هم میرود.
پيامد یک همنوایی هنری
به عنوان بنیانگذار سبک وحشت بدنمحور (Body Horror) در سینما، کراننبرگ غم و اندوه غیرقابلتصوری را تجربه کرده است؛ از جمله از دست دادن همسرش پس از 38 سال زندگی مشترک. این پیشینه زندگی است که به حرفهای او وزن و اعتبار میبخشد. او به چارلی یادآوری میکند که دوام آوردن اثر هنری، تنها هدف نهایی نیست، چرا که خالق آن، روزی حضور نخواهد داشت تا شاهد این ماندگاری باشد. این پیام عمیق، تمام تفکرات پراکنده آلبوم را در یک نقطه ملموس به هم پیوند میزند.





