گریگ دانیلز بهترین راه برای دوستانه شدن را می‌شناسد: او شما را به بار برای نوشیدن دعوت نمی‌کند، بلکه می‌پرسد آیا می‌خواهید کمدی بنویسید. «این درست مثل دعوت من برای بازی تنیس یا دور هم جمع شدن است»، می‌گوید با خندیدی که در گفتگوی اخیرش با Variety آشکار شد. «من با همکاران فوق‌العاده‌ای کار کرده‌ام و آن‌ها را جمع کرده‌ام. این موضوع، برجسته‌ترین بخش زندگی اجتماعی من بوده است.»

از اتاق نویسندگی «اینفیلد» تا ستاره هالیوود بولوار

داستان دانیلز با یک تماس تلفنی ۲۰ دقیقه‌ای با لاری دیوید آغاز شد. او ۱۱ ایده برای قسمت‌های «اینفیلد» (Seinfeld) ارائه داد و یکی از آن‌ها — روایتی ریشه‌یافته در خاطره‌ای از پدرش در خیابان‌های نیویورک — مورد قبول قرار گرفت. نتیجه؟ نوشتن سه درفت در کنار دیوید و شنیدن تمام اندیشه‌های او. آن تجربه، کلید ورود به اتاق نویسندگی «سیمپسون‌ها» شد، جایی که جیمز ال. بروکس، دیگر قهرمان کودکی دانیلز، باطلاقه بود.

امروز، ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، دانیلز در Walk of Fame هالیوود ستاره می‌یابد. بلوکی که باب نیوهارت و جان بلوشی در آن جاودانه شده‌اند. «وقتی در ۱۹۸۵ اینجا آمدم، به بالا و پایین بولوار می رفتم و قهرمانانم را پیدا می‌کردم»، می‌گوید. «دیوانه‌وار است که اکنون من هم در همین خیابان باشم.»

گریگ دانیلز در مراسم ستاره گرفتن در Walk of Fame هالیوود
گریگ دانیلز در روز دریافت ستاره، ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶

معماری لبنی که طنز آمریکایی را بازتعریف کرد

مسیر دانیلز، نقشه‌ی رشد تلویزیون کمدی در سه دهه اخیر است. پس از «سیمپسون‌ها»، او با مایک جاج — خالق «بیویس و بات‌هد» — متحد شد تا «کینگ آف ذا هیل» را بسازند؛ لحنی متفاوت، آرام‌تر و انسانی‌تر. «من از نگاه مایک به جهان و سبک نوشتنش عاشقم»، می‌گوید دانیلز.

سپس نوبت «دفتر» (The Office) رسید. به عنوان طرفدار نسخه بریتانیایی، دانیلز با ریکی جرویس و استیون مرچنت ملاقات کرد، نه برای اقتباس ساده، بلکه برای درک فرآیند خلاقانه آن‌ها. «ما آن‌قدر با هم جور در آمدیم که فکر کردم شاید برای HBO کار کند.» سریال به NBC رفت و به پدیده‌ای چندنسلی تبدیل شد که امروزه نسل Z در پلتفرم‌های استریمینگ به صورت بینگ‌واچ (Binge-watch) تماشا می‌کند. اکنون هم اسپین‌آف «The Paper» در راه است.

جادوی هالیوود: ون نوایز می‌شود اسکرانتون

دانیلز فخر می‌کند که اکثر شوهای او در لس‌آنجلس فیلمبرداری شده‌اند، هرچند داستان‌ها در جاهای دیگر رخ می‌دهند. ون نوایز (Van Nuys) برای اسکرانتون، پنسیلوانیا در «دفتر» دوبل شده؛ پاسادنا و اطراف برای پاونی، اندیانا در «پارک‌ها و تفریح‌ها». و اکنون دره، داون‌تاون و دفاتر لس‌آنجلس تایمز برای تولیو، اوهایو در «The Paper» به کار می‌روند. «باز هم در استودیو یونیورسال فیلمبرداری می‌کنم و با همان کروی که سال‌ها با آن کار کرده‌ام»، می‌گوید. «این تاریخچه طولانی، واقعاً بی‌بدیل است.»

تیم بازیگران و سازندگان سریال دفتر در موقع فیلمبرداری
تیم پشت صحنه سریال‌های دانیلز؛ همکاران سال‌های طولانی

مکتب گریگ دانیلز: کارخانه‌ی ستاره‌سازی نویسنده

شاید بزرگترین میراث دانیلز نه خود سریال‌هایش باشد، بلکه نویسندگانی که پرورش داده. لیست فارغ‌التحصیلان «دفتر» قرینه‌ای است از قدرت‌های مدرن تلویزیون:

  • مایک شور: هم‌سازنده «پارک‌ها و تفریح‌ها»، خالق «The Good Place» و «Brooklyn Nine-Nine»
  • مندی کالینگ: بازیگر، نویسنده بیشترین اسکریپت‌های «دفتر»، خالق «The Mindy Project» و «Never Have I Ever»
  • جین استاپنیتی و لی آیزنبرگ: سازندگان «Jury Duty»
  • جاستین اسپیتزر: خالق «Superstore»
  • پال لیبراشتین: نویسنده «The Newsroom»
  • جنیفر سلوتا: نویسنده «Barry»
  • بی.جی. نوواک: کارگردان «Vengeance»
  • رندال اینهورن: کارگردان «Abbott Elementary»

«گریگ یک نویسنده فوق‌العاده خنده‌دار و تولیدکننده عالی است، اما آنچه او را منحصر به فرد می‌کند، لذتِ او از آموزش نویسندگان جوان است»، می‌گوید کالینگ. «او نیرومندانه صبوری دارد و کیفیت استادانه‌ای که باعث می‌شود بخواهی از او بیاموزی. او به من قدرت داد تا صدای خودم را پیدا کنم و به من یاد داد چگونه یک شویرنر (Showrunner) باشم.»

لیبراشتین می‌افزاید: «او یک نسل از نویسندگان را یک روش جدید برای تفکر در مورد شخصیت، دیالوگ، صحنه و ساختار داستان آموزش داده — نویسندگانی که این دانش را به ده‌ها شو پخش کرده‌اند. هیچ‌کس بهتر از گریگ در بازیابی بازیگران و یافتن نویسندگان نیست. او فراتر از نشان‌های стандарт استعداد می‌بیند، به آنچه در درون فرد عالی است.»

یک دعوت به بازی تنیس که دهه‌ها طول کشید

از آن تماس ۲۰ دقیقه‌ای با لاری دیوید تا امروز، دانیلز مدام در حال دعوت کردن دیگران به «بازی تنیس» نوشتن بوده است. و هر دعوت، یک در جدید باز کرده. ستاره‌ی بولوار تنها نماد تشکر نیست؛ اثباتی است که وقتی درها برای نسل جدید باز می‌گذارید، کل خیابان روشن‌تر می‌شود.