فریدی فاکس در «اینتو ذا بریچ» (Into the Breach) کوشیده تا یک قرن تئاتر بریتانیا را در یک مستند سینمایی فشرده روایت کند. اثری که خود را «داستان یک انقلاب تئاتری و شکلگیری هویت یک ملت» تعریف میکند، با گردآوری گروهی بینظیر از اسطورههای زنده صحنه — جودی دنچ، آنتونی هاپکینز، گری اولدمن و کنت برانا — به مرور تاریخچهای میپردازد که با وجود جذابیت، بیشتر پرسشبرانگیز است تا پاسخگوی کامل.
از اولد ویک تا تئاتر ملی: ریشههای یک انقلاب
مستند با روزگار نخستینهای قرن بیستم آغاز میشود؛ لیلیان بایلیس، زن پیشرو که مدیریت اولد ویک در واترلو را بر عهده گرفت و شکسپیر را در دسترس عامه قرار داد. همین مکان بعدها بستر تاسیس تئاتر ملی لندن شد. بر صحنه اولد ویک، نامهایی چون جان گیلگاد، لارنس اولیویه، مایکل ردگریو و رالف ریچاردسون به ستارهگری تبدیل شدند.
گزارش فاکس سپس به دوره پیتر هال، آندرو لوید وببر و ظهور نسل جدیدی از بازیگرانی چون پیتر او'تول، هلن میرین و استیون ریا میرسد. اما قدرت فیلم نه در این کتابچه تاریخی، که در لحظاتی است که پنل ستارگان از تقاطعهای شخصی خود با این غولها یاد میکنند.
گیلگاد، اولیویه و سایههای پشت صحنه
یکی از قویترین بخشهای فیلم، روایت بازداشت جان گیلگاد در سال ۱۹۵۳ به اتهام همجنسگرایی است — در حالتی که در بریتانیا جرم محسوب میشد. ترس گیلگاد از پایان کار، حمایت همبازیاش سیبیل تورندایک و استقبال ایستاده مخاطبان در آن شب، تصویری رمانتیک اما واقعی از قدرت تئاتر و مخاطبانش ترسیم میکند. در مقابل، لارنس اولیویه با تمام велиقتش، سایهی بیرحمی هم دارد؛ هاپکینز و اولدمن به رنجیدگیهایی از برخوردهای اولیویه با جوانان نوپا اشاره میکنند که فیلم تنها به سطح آنها میپردازد.
رقابت دو غول: تئاتر ملی در برابر RSC
رقابت تاریخی میان شرکت رابین شکسپیر (RSC) و تئاتر ملی میتوانست به خودی خود موضوع یک مستند مستقل باشد. اولیویه، بنیانگذار تئاتر ملی، بر کلاسیکها تأکید داشت؛ پیتر هال، خالق RSC، ریسک کرد و متون آوانگارد و معاصر را روی صحنه برد. انتخاب هال به عنوان مدیر تئاتر ملی در ۱۹۷۳، ضربهی سخت برای اولیویه بود — لحظهای که فیلم با سرعتی از کنارش میگذرد که حسرت میماند.
تئاتر به عنوان نیروی اجتماعی
فاکس با کارایی متوسط، تأثیر اجتماعی تئاتر را ردیابی میکند: از «نگاه به خشم» جان ازبورن که کارگران را قهرمان داستان کرد، تا مبارزات ایان مکِلن برای حقوق همجنسگرایان. جان میجر، نخستوزیر سابق بریتانیا، میگوید ملاقات با مکِلن دیدگاهش را تغییر داد و به قانونگذاریهای جدید منجر شد. مکِلن بدوره خاطرهی طنزآمیزی دارد: در آن جلسه، تنها شخص هتروسکسووال در اتاق میجر بوده، حتی خود میجر هنوز از این موضوع آگاه نبود.
استیون ریا و تلهی ایرلندیاش نیز پیچیدگیهای «مشکلات» (The Troubles) را بر صحنه آوردند، و تئاتر بريطانيا پناهگاهی شد برای پال رابسون، بازیگر افریقایی-آمریکایی که در سرزمین خود فرصت پیدا نکرده بود.
کلاس مطالعهای که تمام نمیشود
شاید جذابترین لحظهها آن باشند که اولدمن، هاپکینز و بقیه با خنده و حیرت، دیالوگهای نمایشهای دههها پیش را از حفظ بازی میکنند. اولدمن درباره نقش هاپکینز در «پرودا» میگوید: «میدانستم در حضور یکی از أعظم بازیگران قرن بیستم هستم.» جمعبندی نهایی گفتگو، یک کلاس مطالعتی ریز در مورد الهام، عرق و شدن بازیگر است.
یک قرن در یک نشست: کافی نیست
با تمام اعتبار ستارگان و ثروت تاریخ، «اینتو ذا بریچ» در زمان اجرای محدود خود گیر میکند. داستان تاتشر و تأثیر مخرب سیاستهایش بر تئاتر، در همزمان با ظهور نمایشهای نمایشی لوید وببر، تستی عمیقتر میطلبد. بسیاری از فصلها — از رابینسون و جیلگاد تا نسل نو — شایسته فیلمهای مستقل یا سریهای مستند طولانیترند. تا آن زمان، این فیلم مدخلی جذاب اما ناتمام است برای کسی که میخواهد بفهمد چگونه تئاتر بريطانيا، نه تنها هنر، بلکه هویت یک ملت را شکل داد.





