سال ۲۰۰۵، رابرت داونی جونیور؛ بازیگری که روزی چهره‌ی هالیوود برای کمدی‌های عاشقانه و درام‌های سنگین بود، اکنون در اوج تنبیه‌های قضایی و مشاکل اعتیاد، به حاشیه رانده شده بود. استودیوها از او فرار می‌کردند، بیمه‌های سینمایی پذیرای او نبودند و مسیر شغلی‌اش در آستانه پایان می‌خواست. در همین لحظه، شین بلک — نویسنده‌ی «سلاح ممیت» که خود نیز پس از شکست «پوسین طولانی شبانه» در حاشیه مانده بود — تصمیم به ریسک کردن گرفت. نتیجه: «بوس بوس بوم بوم» (Kiss Kiss Bang Bang)، یک نئو-نوار کمدی-جنایی که نه تنها نقادها را قانع کرد، بلکه اسکلت آن بازگشتِ اسطوره‌ای را شکل داد که سه سال بعد با «آهن‌ریز» آغاز شد.

شین بلک و رابرت داونی جونیور در پشت صحنه بوس بوس بوم بوم

وقتی هری لاکلیو در هالیوود می‌ریزد

فیلم با هری لاکلیو (داونی) آغاز می‌شود: دزدکی حقیر که در فرار از پلیس، تصادفی در یک آزمون بازیگری (Audition) می‌ریزد. یأس محسوس او در خواندن دیالوگ‌ها، مدیران کاستینگ را به فکر می‌اندازد که این مرد در حال اجرای «متد اکتینگ» (Method Acting) است. این راه‌اندازیِ چانه‌زنیِ هوشمندانه بلک است: هری نه یک قهوه‌نوشیدنی (Kaveh)، نه یک پلیس، نه حتی یک بازیگر واقعی — فقط کسی است که سعی می‌کند زنده بماند. این موقعیت به بلک اجازه می‌دهد هم ژانر پلیسی کلاسیک را تحقیر کند و هم به نقد ماشین‌سازی ستاره‌سازی در هالیوود بپردازد.

در این میان، «گِی پری» (ویل کلمر) ظاهر می‌شود: کارآگاهِ خصوصیِ لستی، بی‌صبر، و ــ نکته‌ی نادری در سینمای آن دوران ــ به صراحت هم‌جنس‌گرا. دوستی‌شان از نوع «بدی-کاپ» (Buddy Cop) است، اما با اختلاف بنیادین: هری هیچ دانش حرفه‌ای ندارد، فقط هوش خیابانی و زبانی تیز. وقتی جسد یک زن جوان در دریاچه کشف می‌شود، این جفت ناخواسته در لبه‌ی توطئه‌ای پیچیده قرار می‌گیرند که ریشه در تروماتیک کودکی، هویت‌های دزدیده شده، و تاریکی‌های măla هالیوود دارد.

دیالوگ‌ها: سلاحِ اصلی شین بلک

اگر یک عنصر «بوس بوس بوم بوم» را از ردیف فیلم‌های معمول جدا می‌کند، همان دیالوگ‌هاست. بلک، سبکی از نوشتن که در «سلاح ممیت» و «آخرین بقیه» به اوج رسیده بود، را اینجا به کمال می‌رساند: سریع، لایه‌لایه، خودآگاه، و بی‌رحمانه خنده‌دار. داونی، با تایمینگ کمدیِ فطری و چشمانی که همیشه حاوی یک راز به نظر می‌رسند، این دیالوگ‌ها را به نقاشی تبدیل می‌کند. لحظه‌ی معروف «انگشتِ کَف» در استودیو پزشکی-قانونی، یا تبادلِ کلمات در خیابان‌های بارانی لس‌آنجلس، نمونه‌هایی از کمدیِ دیالوگ-محور هستند که در سینمای معاصر نادیدنی شده‌اند.

رابرت داونی جونیور و وال کلمر در صحنه‌ای از بوس بوس بوم بوم

فراسوکردن ژانر، نه سخره کردن از آن

بسیاری از فیلم‌های پست‌مدرن، در گیرِ پارودیِ سطحی می‌شوند. بلک مسیر دیگری را می‌پیماید: او قراردادهای فیلم نوار (Film Noir) — فم‌فاتال، راویِ آوایِ اوور، سایه‌های سایه‌زنی، و توطئه‌های تو در تو — را می‌پذیرد، اما با نگاهی آگاهانه. هارمونی (میشل موناهان)، عاشق کودکی هری، هم یک آسیب‌پذیر واقعی است و هم نمادِ همان فم‌فاتال خطرناک. فیلم از مخاطب می‌خواهد هم بخندد، هم بترسد، و هم دلسوز باشد — و این تعادل، دستاورد نادری است.

رستگاری دو نفره: بلک و داونی

داستان پشت صحنه، قدرتی دارد که فیلم را فراتر از یک کمدی جنایی ارتقا می‌دهد. بلک، پس از دریافت ۴ میلیون دلاری برای سناریوی «پوسین طولانی شبانه» (رقم رکوردی در دهه ۹۰) و شکست بکس‌افیس فیلم، در لیست سیاه ناخالص هالیوود قرار گرفته بود. داونی نیز پس از بازداشت‌های متوالی، دور زدن مراقبت‌به‌دری، و ماه‌ها زندان، به «غیرقابل بیمه» اعلام شده بود. هیچ یک از استودیوهای بزرگ حاضر نبودند ریسک کنند. تولید مستقل، بودجه‌ی معتدل (حدود ۱۵ میلیون دلار)، و آزادی خلاقانه ناشی از همین محدودیت‌ها، فضایی را ایجاد کرد که هر دو بتوانند بدون فشار استودیو، صدای خود را باز یابند.

نتیجه؟ فیلم در بکس‌افیس شکست خورد (فقط ۱۵ میلیون دلار درآمد جهانی در برابر بودجه ۱۵ میلیونی)، اما در فستیوال کن ۲۰۰۵ نمایش داده شد و نقادها را به حیرت و اعجاب وا داشت. راجر ایبرت نمرات ۳ از ۴ را به آن داد و نوشت: «این فیلم هوشمندانه‌ترین کمدی جنایی سال است.» بی‌بی‌سی آن را «یک رازآلود هیجان‌انگیز و خنده‌دار با دیالوگ‌های براق» نامید. صفحه IMDB فیلم همچنان امتیاز ۸.۲ از ۱۰ را حفظ می‌کند.

پوستر اصلی فیلم بوس بوس بوم بوم

پاگاه آهن‌ریز و مارول

پیوستن بلک و داونی در «بوس بوس بوم بوم»، بذر تعامل بعدی را کاشت. سال ۲۰۱۳، داونی — که اکنون ستاره‌ی جهانی مارول بود — بلک را برای کارگردانی «آهن‌ریز ۳» قانع کرد. بلک تنها کارگردانی بود که توانست استampil شخصیتی (کریسماس، دوستی بدی-کاپ، دیالوگ‌های تیز، و نقدی به ثروت و قدرت) را بر یک بلاک‌باستر مارول بکوبد. فیلم ۱.۲ میلیارد دلار درآمد جهانی کرد و ثابت کرد که آن ریسک ۲۰۰۵، سرمایه‌گذاری هوشمندانه‌ای بوده است.

امروز، «بوس بوس بوم بوم» در پرایم ویدیو در دسترس است. برای نسل جدیدی که تنها داونی را به عنوان تونی استارک می‌شناسند، این فیلم الكشفِ یک بازیگر است که در اوج استعداد، با چیزی به جز یک سناریوی هوشمند و یک فرصت دوم، معجزه خلق کرد. شاید بکس‌افیس آن را «فراموش‌شده» بداند، اما تاریخ سینما، آن را «نقطه عطف» می‌نامد.

چرا هنوز باید دیده شود؟

  • نمونه‌ی نادر از «نئو-نوار» که هم ژانر را محترم می‌دارد و هم از آن می‌خندد.
  • داونی در اوج فرم کمدی-درام، پیش از نقش‌های اکشن‌پرور مارول.
  • ویل کلمر در یکی از بهترین نقش‌های زندگی‌اش، دور از استیرئوتایپ‌های معمول.
  • دیالوگ‌هایی که پس از دو دهه، همچنان تازگی و تیزویی روز اول را دارند.

اگر هنوز ندیده‌اید، این شب فرصت خوبی است. یخچال را باز کنید، یک بطری آب معدنی بگذارید کنار خود، و ببینید چگونه یک فیلمِ «کم‌هزینه»، دو Karriereِ خردشده را نجات داد و راه را برای بزرگترین فرانچایز تاریخ سینما هموار کرد.