بحران مالکیت معنوی در پستهای رسمی
نوآ کاهان، خواننده و ترانهسرای مطرح آمریکایی، کاخ سفید را به استفاده غیرمجاز از آهنگ خود در پستهای شبکههای اجتماعی متهم کرد. او در واکنش به انتشار ویدیویی از دیدار دونالد ترامپ در سایت آزمایشی جنرال موتورز در میشیگان، بهوضوح اعلام نمود که هرگز اجازه استفاده از آثارش در حمایت از این دولت را نمیداد. پست منتشر شده از سوی کاخ سفید، موسیقی پسزمینهی ترانه "American Cars" را به کار برده بود. اگرچه صدای این آهنگ در پست اینستاگرام غیرفعال به نظر میرسد، اما در نسخه تیکتاک همچنان فعال است. نوآ لواین، شریک نویسندهی این ترانه نیز در بخش نظرات با لحنی تندتر به این اقدام واکنش نشان داد و اعلام کرد که اثر مشترک آنها با کاهان، هرگز برای پشتیبانی از چنین سیاستهایی ساخته نشده است. نمایندگان طرفین تاکنون پاسخ رسمی به درخواستهای خبرنگاران ندادهاند، اما این رویداد تازهترین حلقه از یک زنجیره اعتراضهای فزاینده است.
موج اعتراض هنرمندان به کاخ سفید
در هفتههای اخیر، کیتی پری پس از استفاده از آهنگ پرفروش سال 2010 خود با عنوان "Firework" در ویدیویی که به حملات نظامی اختصاص داشت، عصبانیت خود را در شبکههای اجتماعی ابراز کرد. او صراحتاً بیان نمود که این محتوا را تایید نکرده و به هیچوجه با استفاده از هنر او برای توجیه درگیریهای نظامی موافق نیست. آثار از این دست، چرخهی جدیدی از مناقشات حقوقی و اخلاقی را در صنعت موسیقی به راه انداختهاند که در آن مرزهای مالکیت معنوی در فضای دیجیتال روزبهروز پرتنشتر میشود. بر اساس قوانین
کپیرایت بینالمللی، بهرهبرداری بدون رضایت صریح از آثار هنری برای اهداف تبلیغاتی یا سیاسی، نقض آشکار حقوق مولف محسوب میشود.
موج اعتراض به این سوژه از سالهای گذشته آغاز شده و در ماه ژوئن نیز آریانا گراند ه پس از استفاده کاخ سفید از نسخهی آهنگ "Bye" در ویدیویی مربوط به عملیاتهای پلیس مرزی و گمرک ایالات متحده (سازمان ICE) به این موضوع واکنش نشان داد. علاوه بر این چهرهها، نامهای شناختهشدهای چون سابرینا کارپنتر، اولیویا رودریگو، سلین دیون، نیل یانگ و گروه رولینگ استونز نیز پیشتر استفادههای مشابه از آثارشان را محکوم کرده و بر اصل رضایت نویسنده برای بهرهبرداری سیاسی از موسیقی تأکید نمودهاند.
مرزهای جدید کپیرایت دیجیتال
استفاده از موسیقی در پستهای رسمی، همواره یکی از نقاط مناقشهبرانگیز در ارتباطات سیاسی مدرن محسوب شده است. وقتی الگوریتمها و صفحات رسمی نهادها سعی در ساخت روایتهای بصری دارند، نادیده گرفتن حقوق مادی و معنوی خالقان اثر، نهتنها ایجاد کشمکش حقوقی، بلکه واکنشی اجتنابناپذیر از سوی جامعه هنری را در پی دارد. تأثیر
رسانههای اجتماعی بر سیاست در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته و سرعت انتشار محتوا، اغلب فرآیند بررسی مجوزها را از رده خارج کرده است. آیا کاخ سفید تاکنون رویکردی برای بهروزرسانی فرایند اخذ مجوزهای موسیقی در فضای تیکتاک و اینستاگرام اتخاذ کرده است یا این ناهماهنگی ناشی از سرعت بالای تولید محتواست؟ پاسخ به این پرسش میتواند تعادل جدیدی در تقابل سیاست و صنعت سرگرمی رقم بزند و مشخص کند که در آینده، نهادها چگونه میتوانند بدون عبور از خط قرمزهای حقوقی، از ظرفیت رسانههای دیجیتال بهره ببرند.