سینمای فانتزی همواره کانون خلق شریران بینظیر بوده است؛ موجوداتی که مرز میان وحشت و حیرت را محو میکنند. از لردهای تاریک تا جادوگران بیرحم، این شخصیتها نه تنها قهرمانان را به چالش میکشند، بلکه در حافظه جمعی مخاطب جا میزنند. در این بررسی، نگاهی به پنج نفر از ترسناکترین شریران ژانر فانتزی میاندازیم که با ترکیب قدرت، جنون و بیرحمی، کابوسهای ماندگار را رقم زدهاند.
۵. جیم – ادوارد دستانهای قیچی (۱۹۹۰)
تیم برتن در ادوارد دستانهای قیچی ایده شریر بودن را از موجودات فرططبیعی به یک نوجوان معمولی و بیرحم منتقل میکند. جیم، در تمام نمادینیتی آنتونی مایکل هال، نماد زورگویی خالص و پیشداوریهای جامعه است. او قدرت جادویی ندارد، اما نفرت او تا حدی عمیق است که قیچیهای ادوارد را هم مات میکند. این شخصیت یادآوری است که گاهی خطرناکترین هیولاها، همین انسانهای بیقلب در میان ما هستند.
۴. خانم ترانچبول – متیلدا (۱۹۹۶)
پم فریس در نقش خانم ترانچبول، ترس کودکی را به تصویر میکشد. مدیرهای که قدرت جسمانی و سلطه روانی را ترکیب کرده تا کودکان را در کابوس خود محبوس کند. با ظرافت بازی فریس، ترانچبول فراتر از یک زورگوی مدرسهای تبدیل به نماد استبداد مطلق میشود؛ هیولایی که از ضعف کوچکها قوی میشود و هیچ مرز اخلاقی نمیشناسد.
۳. ساحره بد غرب – جادوگر از اُز (۱۹۳۹)
مارگارت همیلتون ایفای نقشی کرد که استاندارد تمام جادوگران سینما را تعیین نمود. ساحره بد غرب با چهره سبز، خنده شیطانی و جمله جاودانه «من تو را میگیرم، کوچولوی زیبا... من تو و سگ کوچک تو را میگیرم»، نماد انتقامجویی و قدرت تیره شد. او تنها دشمن دورتی نیست، بلکه نماد ترس از ناشناخته در سرزمینای است که زیبایی و مرگ در آغوش هماند.
۲. ساحره سفید (جادیس) – تاریخهای نارنیا: شیر، ساحره و کمد (۲۰۰۵)
تیلدا سوینتون با برفی بودن و سکوت خشمگین، جادیس را به حیات میبخشد. ساحره سفید حاکم استبدادی است که نارنیا را در زمستان جاودانه فرو برده است. ترس او در بیرحمی محاسبهگرایانهاش نهفته است؛ کسی که برادر خود را قربانی میکند و با وعده شیرینی و قدرت، ادموند را فریب میدهد. سوینتون لایهای از شاهانگی و شیطنت میسازد که فراموشنشدنی است.
۱. دیوی جونز – دزدان دریایی: صندوق مرده (۲۰۰۶)
بیل نای در نقش کپیتان دیوی جونز، تراژدی را به وحشت تبدیل میکند. دیوی جونز شریری است که دلش شکسته شده و به همین دلیل، دل دیگران را میخورد. با ظاهری از مخلوط انسان و دنههای دریایی، و ارگننوازی که نوای رنج او را میبخشد، جونز نماد عقاب ابدی است. او بهانهای برای شر ندارد، تنها تسخیر و بندگی میخواهد؛ و این بیمعناییِ هدف، او را ترسناکتر از هر دیکتاتوری میکند.
این پنج شخصیت، طیف وسیعی از ترس را پوشش میدهند؛ از نفرت انسانی و استبداد مدرسهای تا جادوی کهن و توطئههای فریبنده. آنچه آنها را یکجا میکند، صرفاً قدرتهای فرططبیعی نیست، بلکه بازتابی از تاریکترین جنبههای نفس بشر است. شریر واقعی فانتزی، آن است که به ما یادت بیاورد وحشت، همیشه بسیار نزدیکتر از آنچه گمان میکنیم، در حال درو کردن است.





