شش مرد روی زمین دراز کشیدهاند و یک خیابان متروکه در لسآنجلس را میلیسند. مقدمهای تهوعآور اما به شدت جذاب برای آغاز یک داستان متفاوت. فیلم «سور مینووز» (Sour Minnows) اثری است که قواعد روایی رایج را کنار میگذارد و مخاطب را به دنیایی عجیب میبرد. این فیلم رفاقتی درباره دو همخانه به نامهای ریکی (با بازی دیوید براون) و تِپِر (با بازی چیس ویلیامسون) است که در حین خرید خواربار، بهطور ناگهانی وارد ساحتی دیگر از هستی میشوند. اتفاقات ماورایی و بیگانهوار یکی پس از دیگری رخ میدهد و ریکی قربانی موجودی به نام «چیز زرد» میشود که پوست او را تسخیر کرده و بدنش را میپوشاند.
هریسون اتکینز و تولد یک ایده فرار از قالبهای تجاری
هریسون اتکینز، کارگردان این اثر که پس از فیلم «دهانه توری» ساخته سال 2015 به سراغ دومین فیلم بلند خود رفته است، داستان جالبی از شکلگیری این فیلم دارد. او مدتها در لسآنجلس تلاش میکرد تا یک پروژه در مقیاس بزرگتر را پیش ببرد، اما فیلمنامههای عجیبش همیشه با رد سرمایهگذاری مواجه میشدند. اتکینز پس از نوشتن حدود 40 پیشنویس و حضور در جلسات بیحاصل با سرمایهگذاران هالیوودی، به این نقطه رسید که بپرسد اگر فیلمی بسازد که اصلاً قصد فروش آن را نداشته باشد، چه چیزی خواهد شد؟
او شروع به نوشتن اشعاری کرد که شکل یک فیلم را گرفت. این سند هشتصفحهای در نهایت به یک فیلمنامه 80 صفحهای و ترکیبی از شعر و سینما تبدیل شد. اتکینز معتقد است که برای زنده ماندن در این مسیر، باید این فیلم را میساخت.
حقیقت در دل عجایب و بیگانگی پساپاندمی
اتکینز در مصاحبه با مجله وارایتی در جشنواره فانتازیای مونترال توضیح میدهد که چرا به این زبان فرمی و عجیب روی آورده است. او به نقلقولی از ادوارد هاپِر، نقاش مشهور آمریکایی، اشاره میکند: «اگر میتوانستم آن را با کلمات بگویم، دلیلی برای نقاشی کشیدن وجود نداشت.» اتکینز به دنبال احساسات و حالوهواهایی است که در هنرهای دیگر قابل بیان نیستند و آنچه ما «عجیب» مینامیم، در واقع جستجوی او برای یافتن یک حقیقت متعالی در تقاطع معانی متضاد است.
فیلم «سور مینووز» به نوعی واکنشی به وضعیت پساپاندمی جامعه مدرن است. اتکینز به ازخودبیگانگی بین افراد، تبدیل شدن دوستان به غریبهها و تجربیات کاملاً متفاوت افراد از واقعیت اشاره میکند. این احساس بیگانگی ریشه در زندگی مدرن و قرنطره شدن ما در حبابهای اینترنتی دارد؛ جایی که هر فرد برنامهریزی اختصاصی برای خود دارد و دریچه ورودی ما به جهان روزبهروز از یکدیگر دورتر میشود. این ایزوله شدن، به شکلی غریزی به ساختار فیلم نیز راه یافته است و اتکینز از تلاش خود برای کانالیزهکردن شهوداتش میگوید، به جای آنکه ایدهها را در قالبهای سنتی مثل سفر قهرمان یا ساختار سهپردهای بگنجاند.
سورئالیسم به عنوان یک زبان سینمایی
اتکینز تلاش میکند از تحلیلگرایی بیش از حد منابع الهامبخش تصاویرش پرهیز کند و به تخیل خود اعتماد کامل دارد. تصاویری که شاید ریشه در ماوراءالطبیعه داشته باشند، به عنوان محصولی از این جستجوی سینمایی به کار او راه پیدا میکنند. او اجازه میدهد ایدهها بدون فیلتر به فیلم جاری شوند و فرم طبیعی خود را پیدا کنند. این رویکرد رها کردن کنترل روایی، چیزی است که «سور مینووز» را از یک کمدی معمولی به یک تجربه سینمایی دستبهنقد و فراموشنشدنی تبدیل کرده است؛ اثری که سینمادوستان ماجراجو را به دیالوگ و واکنش وامیدارد.
با توجه به استقبال اولیه از این فیلم در جشنواره فانتازیا، میتوان پیشبینی کرد که آثار مستقلی با چنین رویکرد جسورانهای به سورئالیسم، مسیر جدیدی را برای فیلمسازان جوان هموار خواهند کرد. «سور مینووز» نشان میدهد که گاهی برای یافتن صدای اصیل سینمایی، باید قواعد نوشتن را کنار گذاشت و به غریزه اعتماد کرد.





