یکی از قدیمیترین کلیشههای هالیوود این است: هر فرانچایز ترسناکی که بیش از حد طولانی شود، سرانجام راهی فضا میگردد. از «موجودات» (Critters) و «هلرایزر» (Hellraiser) گرفته تا «جمعه سیزدهم» (Friday the 13th) و «دراکولا»؛ همه این فرانچایزها روزی سفینهها را به سمت ستارگان hymmat کردند.
این موتیف تکرارشونده، اغلب این حقیقت را پوشانده است که علمیتخیلی و وحشت دو ژانر کاملاً همسو و ایدهآل هستند. انزوای مطلق، فضاهای تنگ و خفهکننده و وسعت بیانتهای فضا، بهترین بستر را برای خلق وحشت فراهم میکند. فیلمهای ترسناک فضایی در گذشته شاهکارهایی ماندگار خلق کردهاند که خود به تنهایی پایهگذار فرانچایزهای عظیمی شدند. اما چرا در میانه رنسانس و دوران طلایی فعلی سینمای وحشت، هالیوود بهطور کامل فضا را رها کرده است؟

تهاجم فضاییها حالا در زمین اتفاق میافتد
علمیتخیلی و وحشت از هم فاصله نکردهاند؛ اما به نظر میرسد وقتی این دو ژانر به هم میرسند، دیگر هیچ علاقهای برای ترک کره زمین ندارند. تهدیدات فرازمینی حالا مستقیماً به زمین میآیند؛ دقیقاً همانطور که در «مکانی آرام» (A Quiet Place)، «نه» (Nope) یا «هیچکس نجاتت نخواهد داد» (No One Will Save You) شاهد بودیم. از سوی دیگر، منشأ وحشت اغلب از دستان خود انسان نشئت میگیرد؛ همانند در «اکس ماکینا» (Ex Machina) یا «ام۳گان» (M3GAN).

نتیجه این رویکرد آن شده که وحشت دیگر در فضا جایگاهی نداشته باشد. تنها اکران مهم و واقعی در ژانر وحشت فضایی در این دهه، فیلم «بیگانه: رومولوس» (Alien: Romulus) بوده است که در کنار چند پروژه ایندی و کممخاطبتر مثل «گزارش اروپا» (Europa Report) و «زندگی» (Life) قرار میگیرد. بررسی سابقه سینما نشان میدهد که در دو دهه گذشته تعداد فیلمهای ترسناک فضایی بهشدت کم بوده است. انگار سازندگان تصمیم گرفتند فیلم «افق رویداد» (Event Horizon) نقطه اوج این سبک است و دست از ساخت چنین آثاری کشیدند.
تغییر مسیر وحشت از فیلمهای درجه ب تا آرتهاوس
وحشت در فضا هرگز زیرژانر غالب نبود، اما روزی به قدری پرطرفدار بود که به یک مفهوم مستقل تبدیل شد. در دوران رنسانس فعلی که گیشهها در دست فیلمهای ترسناک است، جای خالی این سبک بیشتر حس میشود. ژانر وحشت با فیلمهایی نظیر «بیرون رفتن» (Get Out)، «میدسامار» (Midsommar) و «این را دنبال میکند» (It Follows) از سایه فیلمهای درجه ب (B-Movie) خارج شده و حالا برای جایزه اسکار رقابت میکند.

کارگردانان مطرحی وارد این عرصه شده و شاهکار میسازند، اما هیچکدام به فضای بیرون از جو زمین علاقهای نشان نمیدهند. تقریباً یک دهه است که هر نوع رویکرد ترسناک بازآفرینی و به سینمای هنری (آرتهاوس) نزدیک شده است، اما وحشت فضایی تقریباً کاملاً خفته است.
چرا فیلمهای ترسناک دیگر فضانورد ندارند؟
دلیل اصلی این تغییر مسیر، زمینی و ملموستر شدن ژانر وحشت است. رنسانسی که شرکت A24 به راه انداخت، نه تنها وحشت را از فرمولهای کلاسیک خارج کرد، بلکه ژانری بازتعریفشده ارائه داد که با سفینههای فضایی و هیولاهای بیگانه همخوانی ندارد. فیلمهای ترسناک نسل جدید ترجیح میدهند برای روایت داستانهای کند و روانشناختی خود درباره سوگواری و تروما، که پر از استعارههای مسائل روزمره انسانی هستند، در همین کره زمین بمانند.

البته یک عامل قدرتمندتر نیز وجود دارد: پول. استودیوهایی مانند بلومهاوس (Blumhouse) با تولید فیلمهای ترسناک با بودجه پایین و کسب سودهای نجومی، فرمول جدیدی برای موفقیت پیدا کردهاند. وقتی میتوان با هزینهای اندک در یک خانه متروکه ترساندن مخاطب را تدوین کرد، چرا باید میلیونها دلار برای شبیهسازی جاذبه صفر و طراحی جلوههای ویژه فضایی خرج کرد؟ شاید زمان بازگشت به کهکشانهای تاریک فرا رسیده باشد، اما تا زمانی که فرمول وحشت زمینی اینقدر سودآور است، فضا همچنان سکوت خود را حفظ خواهد کرد.





