هیچ کارگردانی در دهه ۱۹۷۰ توانایی رابرت آلتمن را در بازآفرینی ژانرهای کلاسیک هالیوود نداشت. او با فیلمهایی مانی که شخصیتهای درهمتنیده و دیالوگهای همپوشانی داشتند، تمام قواعد بدیهی سینما را زیر و رو کرد. این رویکرد بیرقیب، ژانر کمدی را در M*A*S*H و وسترن را در مککیب و خانم میلر متحول ساخت.
شاهکار آلتمن در سال ۱۹۷۳، یعنی خداحافظی طولانی (The Long Goodbye)، اوج این نوآوریها را به تصویر میکشد. اگرچه تصویر همفری بوگارت از کارآگاه «فیلیپ مارلو» در ذهنها ماندگار شد، اما الیوت گولد با ایفای این نقش بر اساس داستانهای ریموند چاندلر، شخصیتی خلق کرد که در نوع خود بینظیر بود. این اقتباس آزادانه، نوآری برای عصر هیپیها و نگاهی بدبینانه به زندگی در دنیای مدرن و خشن است.
دگردیسی کارآگاه خصوصی در دوران هالیوود نو
خداحافظی طولانی تنها نوع داستان کارآگاهی بود که میتوانست در دوران اوج «هالیوود نو» (New Hollywood) ساخته شود؛ فیلمی ضدنهاد، در تلخترین لحظاتش طنزآمیز و در عین حال عمیقاً مالیخولیایی. آلتمن که با تمهای متغیر سینمای آمریکا آن دوره آشنایی کامل داشت، رمان چاندلر را انتخاب کرد؛ رمانی که قهرمان خستهای را به تصویر میکشد.
با این حال، فیلمنامه با جسارت کاملی از متن اصلی فاصله گرفت. آلتمن و لی براکت، فیلمنامهنویس اثر، سرنوشت تاریکتری برای شخصیتها رقم زدند. برخلاف پایانبندی ملایمتر رمان، در نسخه سینمایی شاهد پایانبندیهای تلخ و ناامیدکنندهای هستیم که روایت را به سمت و سوی دیگری میبرد.
داستان فیلم، درست مانند ذهن سرگردان مارلو، ریتم خاص خود را دارد؛ گاهی بسیار کند و گاهی بهشدت سریع. فیلم تا زمانی که مارلو غذای مناسب را برای گربه خانگیاش پیدا نکند، اصلاً پیش نمیرود! این تأخیر عمدی، اولویتهای عجیب شخصیت اصلی را نشان میدهد. سپس مارلو درگیر پروژههای پیچیدهای از جمله قتل، ناپدید شدنها و مافیوزیها میشود و مخاطب را در سفر عجیبی از خیابانهای آفتابزده لسآنجلس همراهی میکند. تمام کهنالگوهای این ژانر، از کارآگاه خشن تا زن فتانه و گانگستر بیرحم، در این اثر کمی نامتعادل به نظر میرسند و بازتابی از بیتعادلی در جامعه آن زمان هستند.
بازی درخشان الیوت گولد و بازتابی از دهه ۱۹۷۰
الیوت گولد با ارائه بهترین نقشآفرینی دوران حرفهای خود، تصویر خشک و فولادی کارآگاهانی چون بوگارت را در هم شکست. غرولد کردنهای مداوم و سردرگمی ظاهریِ گولد، نشان میدهد که مارلو با وجود تمام تخصصهایش، به اندازه خود مخاطب در مواجهه با اتفاقات گیج است.
سیگار کشیدنهای پیدرپی و ریش چند روزه این کارآگاه، کاملاً با ذات فرسودهشده کل فیلم همخوانی دارد. با این حال، در بیتفاوتترین حالت ممکن، هوشمندی او پنهان نمیماند. در کنار گولد، بازیگرانی چون نینا ون پالاندت، مارک ریدل، جیم بوتون و حضور کوتاه و بدون نامِ آرنولد شوارتزنگر جوان در نقش یک محافظ، جذابیت این اثر را چند برابر کردهاند.
دهه ۱۹۷۰ دوران نوسانات بنیادین و اضطرابهای مزمن در آمریکا بود و خداحافظی طولانی دقیقاً بازتابی از همان روزهای پرتلاطم است. این اثر اکنون به یکی از مهمترین نقاط عطف ژانر نئو-نوآر تبدیل شده است؛ فیلمی که نشان میدهد چگونه میتوان با زیر سؤال بردن تمام ارزشها، روایتهای کلاسیک را به اثری ماندگار تبدیل کرد.





