تازه سپیده دم بر هیال انبوهی از بدن‌های درهم‌پیچیده طلوع کرده بود. متراکم، پر از انرژی و بی‌وقفه در حال رقص و موسیقی، گویی تمام شب را بیدار مانده‌اند. مردم تا جایی که چشم کار می‌کرد در سراسر دشت و روی تپه پخش شده بودند و همه چشم‌هایشان به سمت صحنه دوخته شده بود؛ جایی که بالاخره زنی ظاهر شد. با لباسی کاملاً سفید، شلوارهای دمپا و تسبیح‌های آویزان که هنگام راه رفتن تکان می‌خوردند، پابرهنه به سمت میکروفون قدم برمی‌داشت.

«باشه دوستان، شما گروه‌های سنگین را دیدید،» گریس اسلیک در میکروفون گفت. «حالا موسیقی دیوانه‌وار صبحگاهی را خواهید دید. به من اعتماد کنید، آره. این سپیده دمی جدید است.»

و با این جمله، جفرسون ایرپلین (Jefferson Airplane) اجرای به‌شدت به‌تاخیرافتاده‌ی خود را در نمایشگاه افسانه‌ای موسیقی و هنر وودستاک در سال 1969 آغاز کرد.

وودستاک و اجراهایی که تاریخ‌ساز شدند

وودستاک شاید معروف‌ترین جشنواره موسیقی در تمام دوران باشد. اجراهای افسانه‌ای بی‌شماری در این رویداد ثبت شد؛ لحظات فراوانی که هرگز از یاد نخواهند رفت. سانتانا که در آن زمان ناشناخته بود، پیش از انتشار اولین آلبومش روی صحنه رفت. جیمی هندریکس نسخه سایکدلیک سرود ملی آمریکا «The Star-Spangled Banner» را اجرا کرد و پیت تاونزند از گروه د وو (The Who) گیتارش را به سمت جمعیت پرتاب کرد.

انتخاب یک اجرای واحد که از میان این همه اجرای زنده بی‌نظیر متمایز باشد، دشوار است. با این وجود، حضور آشوب‌آفرینِ صبح یکشنبه‌ی جفرسون ایرپلین، شاید یک پله از بقیه بالاتر باشد.

جمعیت عظیم جشنواره وودستاک در سال 1969

جفرسون ایرپلین و اجرای اصلی که به صبح کشیده شد

نمایشگاه موسیقی و هنر وودستاک با این شعار تبلیغ شد: «سه روز صلح و موسیقی». با حضور نزدیک به 500 هزار نفر، این رویداد یکی از بزرگترین جشنواره‌های موسیقی تا به امروز است. پر از هیپی‌ها و افراد آزاداندیش، این جشنواره شاهکار جنبش ضدفرهنگ دهه 1960 بود. تعجبی ندارد که جفرسون ایرپلین، پیشگام بی‌تردید راک سایکدلیک، یکی از موردانتظارترین اجراها در فهرست برنامه بود.

در ابتدا برنامه‌ریزی شده بود که شنبه شب اجرای اصلی باشند، اما جفرسون ایرپلین تا حدود ساعت 8 صبح روز بعد روی صحنه نرفت. این جشنواره به شهرت سست و بی‌نظم بود و زیرساخت‌های ضعیف و آب و هوای نامساعد با گذشت روزها بر برنامه‌ها تاثیر می‌گذاشتند. رویکرد سهل‌انگارانه به برنامه‌ریزی رویدادها، آزادی‌خواهی فرهنگی را منعکس می‌کرد که نمایشگاه به آن عمیقاً گره خورده بود. موضوع درباره لجستیک نبود؛ تمامش درباره موسیقی بود! با وجود اینکه تاخیرهای مداوم کلافه‌کننده بودند، جفرسون ایرپلین و گروه‌های دیگر در جشنواره متعهد بودند. آنها می‌خواستند به هر قیمتی اجرا کنند.

مصرف ناخواسته ال‌اس‌دی در سپیده‌دم

با این حال، موانع دیگری وجود داشت که اجرا کردن را دشوارتر می‌کرد. اعضای جفرسون ایرپلین، که از یک شب سیگار کشیدن، نوشیدن و منتظر ماندن خسته شده بودند، به دنبال چیزی رفتند که به آن‌ها انرژی بدهد. در همین حین، آنها ناخواسته ال‌اس‌دی (LSD) مصرف کردند، تنها 15 دقیقه قبل از اینکه بالاخره قرار باشد اجرا کنند. نور تازه صبحگاهی، صدها هزار نفر، راک سایکدلیک و مواد سایکدلیک. آنها تمام شب را برای لحظه درخشش خود صبر کرده بودند و نمی‌خواستند بگذارند یک اشتباه کوچک در راه‌شان قرار گیرد.

گریس اسلیک و اعضای جفرسون ایرپلین روی صحنه

این انتظار کاملاً ارزشش را داشت. با وجود جریان بی‌وقفه‌ی ناکامی‌ها، اجرایشان نفس‌گیر بود. راک سایکدلیک هرگز به آن حدِ کامل تجسم یافته نبود و از آن زمان تاکنون نیز هرگز نبوده است. هیپنوتیزم‌کننده و قدرتمند، آنها جمعیت را در مشت خود داشتند، در حالی که آهنگ‌هایی از آلبوم به‌شدت محبوب سال 1967شان به نام Surrealistic Pillow را اجرا می‌کردند. این آلبوم شامل دو مورد از بزرگترین هیت‌های گروه یعنی «Somebody to Love» و «White Rabbit» بود که هر دو را در آن صبح یکشنبه‌ی عجیب اجرا کردند.

آلبوم Surrealistic Pillow و صدای سانفرانسیسکو

آلبوم Surrealistic Pillow ستون اصلی صدای سانفرانسیسکو و نویدبخش تابستان عشق بود. این آلبوم دومین آلبوم استودیویی جفرسون ایرپلین است، اما اولین آلبومی است که شامل صدای خیره‌کننده و زیبای گریس اسلیک می‌باشد. شایعه بود که عنوان آلبوم توسط جری گارسیا از گروه Grateful Dead پیشنهاد شده است؛ او از این اصطلاح برای توصیف صدای نوپای گروه در دوران تولید آلبوم استفاده کرد. نام گارسیا به عنوان «مشاور موسیقی و روحانی» روی پشت جلد آلبوم ذکر شده بود.

جلد آلبوم Surrealistic Pillow اثر جفرسون ایرپلین

با وجود اینکه اجرایشان در وودستاک به طور غیرقابل انکاری نمادین است، گریس اسلیک قطعاً دلسردانی‌ها و تردیدهای خود را داشت. ورود او به دنیای موسیقی و ایفای نقش به عنوان یکی از نمادهای جنبش هیپی، مسیری پر از فراز و نشیب بود. با این حال، آن صبح یکشنبه در وودستاک، او و گروهش توانستند لحظه‌ای خلق کنند که هنوز هم پس از دهه‌ها، به عنوان یکی از نمادین‌ترین اجراهای تاریخ موسیقی راک شناخته می‌شود. این اجرا به ما یادآوری می‌کند که گاهی بهترین لحظات هنری، نه در شرایط ایده‌آل، بلکه در دل آشفتگی‌ها و تجربه‌های ناخواسته شکوفا می‌شوند.

نمای دیگری از جمعیت و صحنه جشنواره وودستاک