رئیس‌جمهور آمریکا از شبکه اجتماعی خصوصی خود برای ملامت کانادا به دلیل «اجازه دادن به سوختن جنگل‌هایش» استفاده کرده و دیروز تعرفه‌های جدید ۵۰ درصدی را بر طیف وسیعی از محصولات کانادایی اعمال کرد. او بدون ارائه هیچ مدرک متقنی ادعا کرد که کانادا در حال تبعیض علیه پنیر آمریکایی است. اندی بوروویتز، طنزنویس مشهور، در واکنش به این اقدام نوشت که دود نارنجی‌رنگ آتش‌سوزی جنگل‌ها که در حال عبور از مرزهاست، در واقع ادای احترامی است به رهبری که پوست نارنجی‌اش به یک شوخی همیشگی تبدیل شده.

پل کروگمان، اقتصاددان برجسته، در تحلیل خود نوشت که تعرفه‌های جدید در واقع برای مجازات کانادا به دلیل یک «ترک فعل» طراحی شده‌اند؛ یعنی اجازه دادن به سوختن جنگل‌ها. کروگمان یادآوری کرد: «جنگل شمالی کانادا ۲ میلیون مایل مربع را پوشش می‌دهد؛ یعنی بخش عمده‌ای از مساحت خشکی این کشور و عمدتاً غیرمدیریت‌شده است، زیرا کاملاً غیرقابل‌دسترسی محسوب می‌شود. مقصر دانستن کانادا به دلیل عدم کنترل آتش‌سوزی‌هایی که در واقعیت تا حد زیادی نتیجه گرمایش جهانی است، به‌طرز غیرقابل‌باوری احمقانه است.»

تغییرات اقلیمی است، نه مدیریت جنگل

امیلی اتکین در وبلاگ HEATED خود گزارش داد که نظرسنجی منتشرشده توسط Data for Progress نشان می‌دهد ۶۴ درصد از رای‌دهندگان آمریکایی درک می‌کنند که آتش‌سوزی‌های جنگلی به دلیل تغییرات اقلیمی تشدید می‌شوند. این نظرسنجی که از ۱۱۶۴ رای‌دهنده در سراسر طیف سیاسی انجام شد، نشان داد تنها ۲۷ درصد معتقدند تغییرات اقلیمی نقشی در تشدید آتش‌سوزی‌ها ندارد و ۹ درصد هم اطلاع دقیقی ندارند.

داده‌های جالب‌توجهی درباره موضع رای‌دهندگان جمهوری‌خواه به دست آمده است: این گروه از وسط نصف شده‌اند؛ ۴۵ درصد ارتباط اقلیم و آتش‌سوزی را به رسمیت شناخته‌اند، در حالی که ۴۵ درصد دیگر آن را رد کرده‌اند. اما تضاد آشکاری میان موضع رای‌دهندگان و نمایندگان آن‌ها در کنگره وجود دارد.

اتکین نوشت: «هر قانون‌گذار حزب جمهوری‌خواه که درباره بحران کیفیت هوا در هفته گذشته صحبت کرده، شدت آتش‌سوزی‌های جنگلی را مستقیماً به پای مدیریت ضعیف جنگل‌های کانادا نوشته و بخش اقلیمی را به‌کلی حذف کرده است.»

دود آتش‌سوزی جنگل‌های کانادا و کیفیت هوا

لوبی نفت و گاز و خریدن صدای کنگره

اتکین در تحلیل خود اشاره کرد که چاپلوسی رئیس‌جمهور منکر اقلیم بخشی از معادله است، اما دلیل اصلی رفتار جمهوری‌خواهان در کنگره بسیار ساده‌تر و مستقیم‌تر است: آن‌ها کاملاً توسط صنعت سوخت‌های فسیلی خریداری شده‌اند. ادبیات ضدکانادایی و نادیده گرفتن نقش تغییرات اقلیمی، مستقیماً به میزان کمک‌های مالی دریافتی این نمایندگان از صنعت نفت و گاز مرتبط است.

بررسی سوابق مالی برخی از بلندپروازان‌ترین صداهای ضدکانادایی در کنگره، تصویر روشنی از این وابستگی ارائه می‌دهد:

  • سناتور برنی مورنو (جمهوری‌خواه - اوهایو): وی جمعه قانونی برای تحریم کانادا به دلیل ناکامی در مهار آتش‌سوزی‌ها ارائه کرد و تنها مدیریت ناکافی جنگل‌ها را عامل دانست. مورنو از زمان انتخابش در سال ۲۰۲۴، حدود ۴۴۵ هزار و ۸۲۳ دلار کمک مالی مستقیم از صنعت نفت و گاز دریافت کرده و ششمین دریافت‌کننده بزرگ کمک‌های این صنعت در سنا بوده است.
  • نماینده جان جیمز (جمهوری‌خواه - میشیگان): او گروهی از جمهوری‌خواهان میشیگان را در ارسال نامه‌ای سرزنش‌آمیز به مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، رهبری کرد. جیمز از زمان انتخابش در سال ۲۰۲۲، نزدیک به ۶۹۲ هزار و ۳۴۳ دلار کمک مالی از صنعت نفت و گاز دریافت کرده و در دوره انتخاباتی ۲۰۲۴، در میان ۵ درصد برترین دریافت‌کنندگان پول این صنعت در مجلس نمایندگان قرار داشت.
  • نماینده آگوست فلوگر (جمهوری‌خواه - تگزاس): او در بیانیه‌ای کانادا را متهم به اجازه دادن به «سوختن بی‌کنترل» جنگل‌هایش کرد و خواستار تصویب قانون FENCES شد؛ قانونی که هدف آن اعمال فشار بیشتر بر کانادا در حوزه مدیریت جنگل است.

تضاد میان افکار عمومی و موضع قانون‌گذاران

داده‌های نظرسنجی نشان می‌دهد که آگاهی عمومی درباره ارتباط تغییرات اقلیمی و آتش‌سوزی‌های جنگلی در حال رشد است و حتی در میان پایگاه رای‌دهندگان جمهوری‌خواهان نیز شکاف معناداری به نقد تاثیر اقلیم وجود دارد. با این حال، نمایندگان این حزب در کنگره به‌طور یکپارچه از نقد industrie‌های سوخت فسیلی خودداری کرده و بهانه مدیریت جنگل‌ها را به جای پذیرش واقعیت تغییرات اقلیمی پیش می‌کشند.

این الگو نشان می‌دهد که فاصله میان خواست رای‌دهندگان و عملکرد نمایندگان آن‌ها در کنگره، حداقل در موضوع محیط‌زیست، به‌شدت تحت تاثیر پویه‌های مالی و لابی صنایع سوخت فسیلی قرار دارد. تا زمانی که این ساختار تأمین مالی مبارزات انتخاباتی تغییر نکند، انتظار تغییر موضع سیاست‌گذاران آمریکایی در قبال بحران‌های اقلیمی — حتی وقتی دود آن‌ها به صورت مستقیم وارد شهرهای آمریکا می‌شود — چندان واقع‌بینانه نیست.