سطح آب دریای خزر طی 30 سال تقریباً 2 متر افت کرده است
سطح آب دریای خزر در سه دهه گذشته حدود 2 متر کاهش یافته و بیش از 24,000 کیلومتر مربع از مساحت آن—معادل تقریباً 5%—کاهش یافته است. مطالعهای که در تاریخ 5 ژوئن در نشریه Earth's Future منتشر شد و مشاهدات زمینی و ماهوارهای را ترکیب کرده است، کاهش چشمگیر جریان رودخانهها بهویژه ولگا را عامل اصلی این افت میداند.
نکات کلیدی
- کاهش سطح: حدود 2 متر طی 30 سال.
- کاهش مساحت: بیش از 24,000 کیلومتر مربع (حدود 5%).
- ولگا پیشتر تقریباً 80% آب ورودی به خزر را تأمین میکرد؛ اکنون سهم آن بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
- افزایش تبخیر اقلیمی تنها حدود 30% از افت را توضیح میدهد؛ بخش عمده به برداشتها و تغییرات مدیریتی مرتبط است.
ولگا؛ منبعی که جریان آن کاهش یافته است
ولگا، بلندترین رودخانه اروپا، سالها نزدیک به 80% آب ورودی به دریای خزر را تأمین میکرد. پژوهشگران از جمله امیر آقاکوشک، استاد مهندسی عمران و محیطزیست دانشگاه کالیفرنیا ارواین و از نویسندگان مطالعه، میگویند ترکیب تغییرات اقلیمی و برداشتهای انسانی موجب کاهش قابلتوجه فرایند تغذیه خزر شده است.
چرا تغییر اقلیم بهتنهایی توضیحگو نیست
تحلیلها نشان میدهد افزایش تبخیر ناشی از گرمتر شدن هوا تنها بخشی از افت سطح را توجیه میکند. بارشها در حوضه خزر و نواحی بالادست تغییر چشمگیری نداشتهاند، بنابراین عامل اصلی دیگری باید وجود داشته باشد: برداشت گسترده و بلندمدت آب در حوضههای آبی حاشیه خزر که جریان طبیعی رودخانهها را کم کرده است.
برداشتها، سدها و کانالها؛ مجموعهای از فشارها
کشورهای حاشیهای—از ایران، ترکمنستان و آذربایجان تا قزاقستان و روسیه—طی دههها پروژههای آبی بزرگی شامل سدسازی، توسعه سامانههای آبیاری و کانالکشی اجرا کردهاند. از جمله پروژههای اثرگذار، کانال ولگا-دون است که جریان آب را میان حوضهها جابهجا میکند. آقاکوشک و همکارانش تأکید دارند تأثیر جمعی صدها برداشت کوچک و پراکنده در نهایت خروجی ولگا را کاهش داده است.
دسترسی محدود به دادهها؛ چالشی برای پژوهش
یکی از موانع جدی، محرمانهنگهداشتن دادههای برداشت آب در برخی کشورهاست. پژوهشگران برای پر کردن خلاها از شاخصها و نماگرهای ماهوارهای و مدلسازی استفاده کردند و با کارشناسان محلی همکاری نمودند تا تحلیلها معتبرتر و مبتنی بر شواهد محلی باشد.
تأثیرات جنگ و تخصیص منابع
افزایش تقاضای آب مرتبط با تولید صنعتی و نیازهای لجستیکی در شرایط جنگی نیز وضعیت را پیچیدهتر میکند. تخصیص منابع آب به صنایع، زیرساختها یا تولید نظامی میتواند همکاری بیندولتی و شفافیت دادهها را کاهش دهد و مدیریت پایدار منابع را دشوارتر کند.
راهکارها برای کاهش فشار و بازگرداندن تراز آبی
پیشنهادهای مطرحشده حول چند محور اصلی است:
- تقویت پایش و شفافیت دادهها با بهرهگیری از سنجش از دور و سازوکارهای اشتراکگذاری بینالمللی؛
- تدوین توافقات مدیریت مشترکِ حوضهای برای محدود کردن برداشتهای غیرپایدار؛
- کاهش مصرف آب در کشاورزی با افزایش بهرهوری، بازنگری در الگوهای آبیاری و معرفی فناوریهای مدرن.
اجرای این سیاستها نیازمند اراده سیاسی منطقهای، سازوکارهای نظارت مستقل علمی و مشارکت جوامع ساحلی است؛ بدون این مؤلفهها، بازگرداندن تراز آبی خزر بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود.
چشمانداز و پیامدها
خشکشدن بیشتر خزر پیامدهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی گستردهای به همراه خواهد داشت: از دست رفتن زیستگاههای دریایی و تالابی تا تهدید امنیت غذایی و معیشت جوامع ساحلی. آقاکوشک هشدار میدهد که ادامه روند کنونی میتواند وضعیت را به آستانه فاجعه برساند، اما تصمیمهای مشترک و پایش علمی میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند.
برای مطالعه بیشتر درباره مدیریت منابع آب، صفحه منابع آب و مقاله منتشرشده در Earth's Future منابع مفیدی هستند.





