مطالعه‌ای جدید در نشریه PNAS نشان می‌دهد پیش از و بلافاصله پس از برخورد سیارک چیکشولوب، موج‌های گستردهٔ قارچی محیط را فرا گرفته بود؛ پدیده‌ای که ممکن است به پستانداران کمک کرده باشد در برابر دایناسورهای بازمانده برتری پیدا کنند.

شواهد فسیلی: از دنور تا نیوزیلند

روش کار و یافته‌ها

تیم به سرپرستی دکتر آرتورو کاسادووال از دانشگاه جان‌هاپکینز پالینومورف‌های به‌جا مانده در رسوبات حوضهٔ دنور را بررسی کرد. پالینومورف‌ها شامل اسپورهای قارچی، هیف‌ها و گردهٔ گیاهی‌اند. محققان در هر نمونه بین 100 تا 500 میکروفسیل شمارش کردند و در برخی لایه‌ها بیش از 50 درصد فسیل‌ها اسپورهای قارچی بودند؛ نشانه‌ای از افزایش مواد آلی مرده و فعالیت قارچی در اکوسیستم‌های دچار اختلال.

نمونهٔ میکروسکوپی اسپورهای قارچی از رسوبات کِرتاسه-پالئوسن

نکتهٔ کلیدی این است که تیم تحقیق افزایش اسپورهای قارچی را مربوط به دوره‌ای حدود 30,000 تا 100,000 سال پیش از برخورد نیز یافت؛ زمانی که هم‌زمان با سرمایش و فعالیت آتشفشانی گسترده در دامنه‌های دکن بود. الگوی مشابه در نمونه‌هایی از نیوزیلند دیده شده که نشان می‌دهد این پدیده محلی نبوده و دامنهٔ وسیع‌تری داشته است.

فرضیه FIMS و استدلال مرکزی

فرضیهٔ «انتخاب پستانداران به‌واسطهٔ عفونت‌های قارچی» (FIMS)، مطرح‌شده توسط کاسادووال، مدعی نیست قارچ‌ها تنها عامل انقراض دایناسورها بوده‌اند. این فرضیه می‌گوید شرایط پس از فاجعه—شامل سرمای شدید، قحطی، آلودگی هوا و حجم بالای بقایای آلی—محیط را به نفع قارچ‌ها تغییر داد. در چنین شرایطی، ویژگی‌هایی مانند زنده‌زایی و ساختار دستگاه ایمنی پستانداران می‌تواند نسبت به بسیاری از خزندگان تخم‌گذار مزیت بقا ایجاد کند.

از دید کاسادووال، پستانداران در برابر عفونت‌های قارچی سیستمیک مقاوم‌ترند؛ ترکیب دفاع‌های ذاتی مانند نوتروفیل‌ها و پاسخ ایمنی انطباقی که آنتی‌بادی‌های اختصاصی تولید می‌کند، احتمال ابتلای تهدیدکنندهٔ حیات به قارچ را کاهش می‌دهد و در محیط‌های پرآلودگی و پرِ بقایا اهمیت بیشتری می‌یابد.

نمونهٔ سنگی و رسوبات حوضهٔ دنور مرتبط با دورهٔ K–Pg

محدودیت‌ها و انتقادات

تعدادی از متخصصان نسبت به گستره و قوام استدلال‌های FIMS تردید دارند. مری اوکانل از دانشگاه منچستر اشاره می‌کند که بسیاری از پیوندهای پیشنهادی بر پایهٔ احتمال‌اند نه شواهد مستقیم. محورهای اصلی انتقاد شامل این موارد است:

  • اندازه‌گیری واقعی و پراکندگی جهانی اوج‌های قارچی هنوز نامشخص است.
  • سنجش این که آیا مقاومت پستانداران نسبت به قارچ‌ها به‌تنهایی عامل تعیین‌کننده در برتری آن‌ها بوده، به شواهد بیشتری نیاز دارد.
  • نقش سایر فشارهای زیست‌محیطی—از جمله تغییر اقلیم، تخریب زیست‌بوم و فشارهای تغذیه‌ای—باید دقیق‌تر جدا شود.
بازسازی هنری منظرهٔ پس از برخورد سیارک چیکشولوب و گسترش قارچ‌ها

اهمیت نظریه برای پژوهش‌های تکاملی و زمین‌شناسی

  • FIMS چارچوب سنتی تحلیل انقراض‌های جمعی را با وارد کردن نقش عوامل میکروبی و بیماری‌زا تکمیل می‌کند.
  • در صورت تأیید، سازوکارهای انتخاب طبیعی در دوره‌های بحرانی باید بازتعریف شوند: نه تنها منابع غذایی و شکار، بلکه تحمل بیماری‌ها و توانایی‌های ایمنی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.
  • این دیدگاه مرز بین زمین‌شناسی، زیست‌شناسی تکاملی و میکروب‌شناسی را کوتاه می‌کند و مسیرهای جدیدی برای پژوهش میان‌رشته‌ای باز می‌سازد.

پرسش‌های باز و گام‌های بعدی

پژوهش‌های آینده باید به پرسش‌های کلیدی پاسخ دهند:

  • آیا افزایش اسپورها در سراسر قاره‌ها همگانی بوده است؟
  • کدام گروه‌های قارچی غالب بودند و چه ویژگی‌های بیماری‌زایی داشتند؟
  • میزان کشندگی یا بار بیماری‌زایی این قارچ‌ها برای مهره‌داران چگونه بوده است؟
  • تعامل دقیق میان فشارهای آتشفشانی، برخورد سیارکی و تغییرات اقلیمی در ترویج یا مهار رشد قارچ‌ها چگونه بوده است؟

خلاصه و چشم‌انداز

FIMS هنوز در قلمرو یک فرضیه قرار دارد، اما شواهد پالینولوژیک و مقایسه‌های منطقه‌ای آن را از ایده‌ای کنجکاوانه به پرسشی علمی قابل‌تأمل تبدیل کرده‌اند. پژوهش‌های آینده می‌توانند نه تنها شناخت ما از پایان کرتاسه را بازنویسی کنند، بلکه نشان دهند چگونه عوامل میکروبی که غالباً نادیده گرفته می‌شوند، مسیر تکامل را در مقیاس‌های زمانی گسترده شکل می‌دهند.

برای مطالعهٔ متن کامل پژوهش می‌توانید به نسخهٔ منتشرشده در PNAS و گزارش‌های تحلیلی در منابع معتبر مراجعه کنید؛ یافته‌های تازه دعوتی برای کارهای میان‌رشته‌ای عمیق‌تر هستند که تاریخ زمین را با دقت بیشتری روشن خواهند کرد.