کابل زیردریایی قطب جنوب؛ مطالعهٔ شیلی امکان اتصال مستقیم پایگاه‌ها به اینترنت جهانی را نشان می‌دهد

مطالعه‌ای که برای رگولاتور مخابراتی شیلی (Subtel) تهیه شده، نشان می‌دهد یک کابل فیبر نوری حدود ۱۶۰۰ کیلومتری که از عرض گذر دریک عبور کند، می‌تواند پایگاه‌های پژوهشی قطب جنوب را از وابستگی به لینک‌های ماهواره‌ای و حمل فیزیکی داده‌ها رها کرده و آن‌ها را مستقیماً به شبکهٔ جهانی متصل کند.

تهیه‌کنندگان و منابع مالی

گزارش توسط شرکت‌های Salience Consulting و Pioneer Consulting برای Subtel تهیه شد و پیش‌مطالعه از سوی بانک توسعهٔ آمریکای لاتین (CAF) تأمین مالی شد. بخشی از پشتوانهٔ مالی نیز از طریق تسهیلات MCDF مرتبط با ابتکار کمربند و جادهٔ چین فراهم شده که در گزارش به‌عنوان یکی از ابعاد ژئوپلیتیکی پروژه مطرح شده است.

نقشهٔ مسیر پیشنهادی کابل از شیلی به شبه‌جزیرهٔ قطب جنوب

پیکربندی‌ها و برآورد هزینه

  • نسخهٔ حداقلی: پوشش سه گروه تأسیساتی اطراف جزیرهٔ King George و بخش شمالی شبه‌جزیرهٔ قطب جنوب؛ هزینهٔ برآوردی حدود ۳۷۰ میلیون دلار.
  • نسخهٔ بهینه: نه نقطهٔ فرود قطبی که پایگاه‌های شیلی، آرژانتین، برزیل، ایالات متحده و بریتانیا را متصل می‌کند؛ هزینهٔ تقریبی حدود ۶۲۰ میلیون دلار.

مبنای تأمین از فرود در پونتا آرِناس و پورتو ویلیامز در جنوب شیلی در نظر گرفته شده و کابل از طریق گذر دریک به نقاط فرود قطبی کشیده خواهد شد. ارقام مشابه در رسانه‌هایی مانند The Maritime Executive نیز گزارش شده‌اند.

ویژگی‌های فنی و چالش‌ها

گزارش چهار عامل کلیدی را که پروژه را از کابل‌های زیردریایی تجاری متمایز می‌کند، برجسته کرده است:

  1. آب‌وهوای خشن گذر دریک و محدودیت پنجرهٔ نصب به تابستان‌های نیم‌کرهٔ جنوبی (دسامبر–ژانویه).
  2. خطر سایش یخی (ice scour) در نقاط فرود؛ راهکارهای پیشنهادی شامل حفاری افقی هدایت‌شونده و استفاده از کابل‌های دوجدارهٔ زره‌دار و دفن کابل تا عمق تقریباً ۳۴۰ متر در نزدیکی سواحل است.
  3. روش‌های نصب ویژه برای محیط قطبی که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، تجهیزات تخصصی و اجرای کار در چند تابستان متوالی است.
  4. یکپارچه‌سازی سنسورها؛ قابلیت نصب سنسورهای هوشمند برای اندازه‌گیری دمای کف اقیانوس، فشار و شتاب‌های لرزه‌ای که کابل را هم‌زمان به یک آرایهٔ پایش اقلیمی و هشدار سونامی تبدیل می‌کند.

ظرفیت و استقلال شبکه برای هر پایگاه

در طراحی پیشنهادی، هر نقطهٔ فرود یک زوج فیبر اختصاصی دریافت می‌کند با ظرفیت بین ۱۵ تا ۳۰ ترابیت بر ثانیه که از طریق تقسیم‌بندی مکانی (space-division multiplexing) تأمین می‌شود. هر پایگاه می‌تواند تجهیزات انتقال خود را انتخاب کند تا استقلال عملیاتی و مدیریت ترافیک حفظ شود.

نمونهٔ کابل زیردریایی زره‌دار در عملیات نصب

ابعاد ژئوپلیتیک و تأمین‌کنندگان احتمالی

Subtel با چند تأمین‌کنندهٔ بزرگ تماس گرفته است، از جمله Alcatel Submarine Networks، NEC، SubCom، Xtera و دو شرکت چینی HMN Technologies و FibreHome. HMN Technologies (که بخشی از Huawei Marine Networks بود) در سال‌های اخیر به‌دلیل محدودیت‌های تجاری و نگرانی‌های امنیتی مورد توجه قرار گرفته است.

گزارش خطرات ژئوپلیتیکی را از جمله ریسک‌های بحرانی شناسایی کرده و راه‌حل‌هایی مانند طراحی بی‌طرف، ارائهٔ فیبر خام (dark fiber) و استفاده از تجهیزات قابل‌کنترل توسط کاربران نهایی را برای کاهش توان مشاهدهٔ ترافیک توسط بازیگران خارجی پیشنهاد می‌دهد.

حضور تسهیلات MCDF مرتبط با ابتکار کمربند و جاده، حساسیت‌هایی در میان کشورهای غربی ایجاد کرده است؛ این حساسیت‌ها مشابه نگرانی‌هایی است که در دیگر پروژه‌های کابل زیردریایی برای کاهش نقش شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با چین دیده شده است.

گام‌های بعدی و ملاحظات سیاسی-مالی

گزارش توصیه می‌کند ساخت‌وساز فاز بعدی تنها پس از حل مسائل سیاسی، تأمین مالی و حصول توافق‌های بین‌المللی آغاز شود. دولت شیلی گزارش‌ها را به وزارت امور خارجه ارجاع داده تا در شورای سیاست‌گذاری قطب جنوب بررسی شود؛ هر گونه اجرای پروژه نیز نیازمند موافقت کشورهایی است که پایگاه‌هایی در مسیر دارند.

اهمیت پروژه و پیامدها

اتصال مستقیم به فیبر می‌تواند کیفیت و سرعت تبادل داده‌های پژوهشی را به‌طرز چشمگیری افزایش دهد و نیاز به حمل فیزیکی داده را برطرف کند؛ موضوعی که پژوهشگران قطب جنوب بارها مطرح کرده‌اند. علاوه بر این، چنین کابل‌هایی می‌توانند هم نقش زیرساخت ارتباطی و هم نقش شبکهٔ سنجشی برای پژوهش‌های اقلیمی و هشدارهای سریع داشته باشند.

منابع و اطلاعات تکمیلی: برای آشنایی بیشتر با گذر دریک و ویژگی‌های جغرافیایی آن به صفحهٔ Drake Passage و برای مروری بر ساختار کابل‌های زیرآبی به صفحهٔ Submarine communications cable مراجعه کنید.

نتیجه‌گیری و چالش‌های پیش رو

در صورت رفع ملاحظات سیاسی و تأمین مالی، این پروژه می‌تواند الگوی جدیدی برای اتصال مناطق پژوهشی دورافتاده به شبکهٔ جهانی فراهم کند و محدودیت‌های کنونی در مدیریت و انتقال داده‌های علمی را کاهش دهد. مسیر موفقیت اما تنها فنی نیست؛ شفافیت در تأمین مالی، توافق‌های بین‌المللی و تضمین‌های امنیتی تعیین‌کنندهٔ سرنوشت این ایده خواهند بود.