تاریخ فناوری شاهد معاملات متعددی بوده، اما یکی از پولسازترین و سرنوشتسازترین آنها در ژوئیه 1981 رخ داد. زمانی که مایکروسافت با پرداخت پنجاه هزار دلار، حق انحصار یک سیستم عامل نازده و عجولانه را از یک شرکت سختافزاری کوچک سیاتلی خرید. این سیستم عامل که ابتدا با نام QDOS و بعداً 86-DOS شناخته میشد، قرار بود پس از تغییر نام به MS-DOS، ستون فقرات صنعت کامپیوتر شخصی را تشکیل دهد. تصمیمی که تنها چند هفته قبل از رونمایی IBM PC گرفته شد، مسیر آینده دنیای نرمافزار را برای همیشه تغییر داد. سیستم عامل MS-DOS در واقع نمادی از یک شکار فرصت حسابشده در تاریخ تکنولوژی محسوب میشود.
تسلط CP/M بر دنیای هشتبیتی و شکاف نسل سختافزار
برای درک عمق این معامله، باید نگاهی به فضای رایانشی اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 داشته باشیم. در آن روزگار، سیستم عامل CP/M پادشاه بیچونوهرا میکروکامپیوترهای مبتنی بر پردازندههای اینتل 8080 و زیلوج Z80 بود. هر توسعهدهنده یا فروشنده سختافزار جدی، CP/M را بهعنوان استاندارد پیشفرض سیستم عامل بر میگرفت. طراحی شده توسط دیجیتال ریسرچ و گری کیلدال، این سیستم عامل عملاً قبیلهای از کاربران و سازندگان را متحد کرده بود.
با این حال، یک تفاوت فنی کلیدی وجود داشت. نسل جدید سختافزارها به سمت پردازندههای 16-بیتی مانند اینتل 8088 حرکت میکرد، در حالی که CP/M همچنان در دژ 8-بیتی محاصره شده بود. این تغییر معماری، دریچهای را به روی بازیگران جدید گشود و غفلت دیجیتال ریسرچ از این گذار، بلای جان آن شرکت شد.

مذاکره شکستخورده ایبیام و گری کیلدال
وقتی تیم IBM در سال 1980 برای ساخت اولین میکروکامپیوتر خود روی پردازنده 8088 تصمیم گرفت، به دنبال یک سیستم عامل سازگار بود. در ابتدا مدیرعامل مایکروسافت، بیل گیتس، با این تصور اشتباه که او مالک CP/M است، به ایبیام معرفی شد. گیتس این پاسخ را مستقیماً به دیجیتال ریسرچ ارجاع داد.
جلسهای که شکل گرفت، یکی از تلخترین مذاکرات تاریخ کسبوکار شد. کیلدال میخواست CP/M را بر اساس مدل حق امتیاز (Royalty) بفروشد و از هر کپی فروش داده شده سهم ببرد. ایبیام اما به دنبال یک لایسنس دائمی و یکجا بود و حتی اصرار داشت نام سیستم عامل به PC DOS تغییر کند. کیلدال که حاضر به کوتاه آمدن در ساختار فروش یا تغییر نام نشد، راهی شد. ایبیام نیز با فشار زمانی شدید، ناچار به عقبنشینی شد و دوباره به سراغ گیتس آمد.
QDOS و حمله هوشمندانه مایکروسافت
گیتس در پی راهحل جدیدی بود که به سیاتل پایتخت فناوری آمریکا سفر کرد. در آنجا، تیم پترسون، یک برنامهنویس باهوش، نسخهای بومیسازی شده از CP/M-80 را برای تست کارت پردازنده 16-بیتی اینتل 8086 شرکت SCP نوشته بود. این سیستم به سرعت و بدون آزمونهای کامل راه افتاده بود، به همین دلیل نام QDOS (مخفف Quick and Dirty Operating System) را بر سر زبانها انداخت یا سیستم عامل سریع و کثیف. بعدها این کد با نام 86-DOS به بازار ارائه شد.
مایکروسافت تاکتیک دوقطبی خود را اجرا کرد. در دسامبر 1980، 25,000 دلار برای دسترسی غیرانحصاری به SCP پرداخت تا بتواند کد را برای سختافزار IBM PC بهینه کند. سپس در 27 ژوئیه 1981، تنها دو هفته پیش از عرضه رسمی IBM PC، 50,000 دلار دیگر پرداخت و تمام حقوق انحصاری 86-DOS را خرید. نام آن به MS-DOS تغییر یافت و لایسنس آن تحت عنوان PC-DOS به ایبیام فروخته شد. جالب اینجاست که ایبیام حدود 50,000 دلار بابت این توسعه به مایکروسافت داد؛ یعنی در عمل مایکروسافت پول خرید خود را عیناً از ایبیام پس گرفت، اما چیزی بسیار ارزشمندتر مثل حق مالکیت را برای خود نگه داشت.
شکایت شرکت سیاتل و شاهکلید لایسنسدهی
حتی با این سود کلان، پایان داستان تلخ نبود. شرکت SCP مدتی بعد مایکروسافت را به خاطر عدم افشای رابطه با ایبیام در زمان مذاکره به شکایت کشاند. این پرونده با پرداخت یک میلیون دلار از سوی مایکروسافت به سرانجام رسید. این رقم اگرچه سنگین به نظر میرسید، اما در مقایسه با جریانهای درآمدی چند صدهزار دلاری سالانه که مایکروسافت از فروش MS-DOS به دست میآورد، حتی در حد یک قطره نفت در برابر اقیانوس فناوری نبود.
اما واقعیترین نبوغ مایکروسافت در همان مبلغ پنجاه هزار دلار یا یک میلیون دلار تسویهحساب نهفته نبود. نبوغ اصلی در انتخاب استراتژی فروش بود. به جای محدود کردن استفاده سختافزاری، گیتس تصمیم گرفت MS-DOS را به تولیدکنندگان متنوع کامپیوترهای شخصی لایسنس دهد. بسیاری از این سازندگان نام سیستم عامل خود را تغییر میدادند، اما گیتس بعدها این محدودیت را برداشت و بر نام MS-DOS اصرار ورزید. با تمرکز بر کنترل کامل پلتفرم و ارائه یک سیستم عامل استاندارد، مسیر را برای ظهور ابرشرکتهای نرمافزاری متفرقه و نهایی کردن امپراتوری مایکروسافت هموار کرد.

تاریخ مایکروسافت به روایت کدهای پیچیده یا هیرویک شدن چهرههای بنیانگذار گره نخورده است، بلکه به سرعت تصمیمگیری در لحظات بحرانی و درک عمیق از ارزش مالکیت معنوی وابسته است. خرید یک پروژه نیمهکاره در سیاتل، درس بزرگی درباره انعطافپذیری تجاری ماند. امروزه که ابرشرکتها بر سر معماریهای رایانش ابری و مدلهای هوش مصنوعی میرقصند، تکرار میشود که برنده نهایی آن کسی است که زیرساختهای پایه را کنترل کند.





