چرا تعادل در بازار تراشه هرگز برقرار نمیشود؟
صنعت نیمههادیها بهطرز خیرهکنندهای جلوهگر تخریب خلاق است. چرخههای مکرر رونق و رکود در DNA این کسبوکار نهادینه شده و دقیقاً همین نوسانات، این صنعت را به یکی از زیباترین و بیرحمترین بازارهای تکنولوژی تبدیل کرده است. از زمانی که نیمههادیها بیش از 70 سال پیش وارد عرصه شدند، تقریباً هر سه تا چهار سال یک نوسان نزولی رخ داده است. با وجود پشت سر گذاشتن بیش از 15 دوره رکود، پیشبینی میشود این بازار بهسرعت به درآمد تریلیون دلاری تا سال 2030 نزدیک شود. درک این پارادوکس ظاهراً متناقض، نیازمند بررسی دقیق مکانیسمهای اقتصادی حاکم بر سیلیکون است.
هسته مرکزی ناهنجاریهای بازار، عدم تعادل میان عرضه و تقاضاست. دو نیروی ساختاری کلیدی پدیده را هدایت میکنند. firstly، تأخیر زمانی قابلتوجه در ورود تولیدات جدید به بازار وجود دارد. تأسیس فولابریکشنها یا فابریکهای تولید تراشه نیازمند سرمایهگذاریهای کلان و چندساله است؛ بهطوریکه تصمیمات سرمایهگذاری باید سالها پیش از راهاندازی خط تولید انبوه گرفته شوند. نکته دوم که اغلب علت اصلی عدم تعادل محسوب میشود، نفوذ مستمر و سریع نیمههادیها به کاربردهای جدید و ناپایدار است. گذار از رایانههای شخصی به موبایل، سپس هوش مصنوعی و در نهایت الکتریکیسازی حملونقل و شبکههای انرژی، تقاضا را در امواجی نامنظم و غیرقابلپیشبینی شکل میدهد. در حالی که ظرفیت تولید انعطافناپذیر است، تقاضا بهشدت نوسان میکند و همین شکاف، خاستگاه هر چرخه جدید محسوب میشود. برای درک بهتر تاریخچه و تأثیرگذاری این صنعت، میتوانید به مقاله ویکیپدیا درباره صنعت نیمههادیها مراجعه کنید.
دو موتور اصلی رکودهای صنعت نیمههادی
تحلیلگران بازار، دو محرک مشخص را برای وقوع رکودها در زنجیره تأمین قطعات الکترونیک شناسایی کردهاند. هر دو محرک در نهایت به شکست میان عرضه و تقاضا بازمیگردند.
چرخه ظرفیت تولید
در دورانهای صعودی بازار، تقاضای قوی به تولیدکنندگان اعتمادبهنفس میدهد تا برای بلندمدت سرمایهگذاری کنند. مشکل اصلی اینجاست که این تصمیم همزمان توسط تمامی بازیگران بازار اتخاذ میشود؛ بهمحض آنکه تمام ظرفیتهای جدید همزمان وارد مدار شوند، مازاد عرضه ایجاد شده و بازیگران از اشتباه استراتژیک خود پشیمان میشوند. از بحران مالی سال 2008 به بعد، به دلیل ادغامهای گسترده و انحصار نسبی شرکتهای بزرگ، این چرخه کمتر دیده شده است، اما همچنان در بخشهای پراکندهتر مانند تراشههای آنالوگ، نیمههادیهای قدرت و زیرلایههای کاربید سیلیکون (SiC) بهوضوح خود را نشان میدهد.
چرخه موجودی و اثر شلاق چرمی
محرک دوم که با تواتر بیشتری رخ میدهد، چرخه موجودی یا همان اثر شلاق چرمی است. در این پدیده، تغییرات جزئی در تقاضای نهایی مصرفکننده، باعث نوسانات شدید و متوالی در سفارشات و سطح انبارداری در زنجیره تأمین میشود. در دورههای تقاضای رو به رشد، فروشگاهها و سیستمهای OEM انبارها را پر میکنند و در زمان کمبودی مانند دوران همهگیری، حتی به سفارشدهی مضاعف دامن میزنند. اما بهمحض کند شدن تقاضا، توزیعکنندگان برای تخلیه بارهای مازاد، سفارشات خود را بهشدت کاهش میدهند و فروش جدید بهسرعت سقوط میکند.
مکانیسم این تقویتکنندگی بهصورت زنجیرهوار عمل میکند:
- تقاضای نهایی کمی تغییر میکند؛ مثلاً 3 درصد افت در فروش گوشیهای هوشمند.
- تولیدکنندگان تجهیزات اصلی (OEM) برای تعدیل موجودی، بهصورت محافظهکارانه سفارشات تراشه را 7 درصد کاهش میدهند.
- توزیعکنندگان که از انباشت کالا میترسند، با شدت بیشتری عقبنشینی کرده و سفارشات را 15 درصد کم میکنند.
- کارخانههای مونتاژ (Foundries) با کاهشی تیز در سفارشات مواجه شده و نرخ بهرهبرداری آنها و حاشیه سود همزمان تحت فشار شدید قرار میگیرد.
رکود زمانی رسماً اعلام میشود که رشد فروش سراسری نیمههادیها به اوج میرسد و شروع به نزول میکند. این اتفاق دقیقاً در ژانویه 2018 و دسامبر 2021 رخ داد و اصلاح انبارها را در سراسر زنجیره فعال کرد. بهمحض رسیدن رشد به اوج، دامنه نوسان معمولاً بهسوی رکود صفر یا منفی کشیده میشود.
درسهایی از تاریخچه؛ شاخص SOX و 5 سقوط بزرگ
شاخص بخش نیمههادی فیلادلفیا (PHLX Semiconductor Sector Index) که به اختصار SOX نامیده میشود، از دسامبر سال 1993 بهعنوان خطمشی استاندارد این بازار شناخته میشود. این شاخص عملکرد 30 شرکت پیشرو نیمههادیِ ثبت شده در بورس نیویورک را رصد میکند و هر نقطه عطف جدی در چرخه تقاضا، ردپای آشکاری بر نمودار آن ثبت کرده است. تاریخچه 30 ساله این شاخص 5 سقوط قابلتوجه را در خود جای داده که هر کدام نشانهای از گذارهای ساختاری این صنعت است. بررسی رفتار این شاخص به سرمایهگذاران و تحلیلگران صنعت کمک میکند تا الگوهای تکرارشونده عرضه و تقاضا را بهتر شناسایی کنند. برای مطالعه تحلیلات بازار و گزارشهای مالی مرتبط، میتوانید به پایگاه CNBC مراجعه نمایید.
آیندهنگری؛ آیا پارادوکس نیمههادیها پایدار خواهد ماند؟
با وجود تکرار چرخهها، ساختار صنعت تغییر نکرده، بلکه پیچیدهتر شده است. ظهور کاربردهایی مانند مدلهای بزرگ زبانی، پردازش ابری، و خودروهای خودران، تقاضا را به سطح جدیدی برده است. با این حال، هزینههای ساخت نودهای 3 نانومتری و پایینتر، ریسک سرمایهگذاری را افزایش داده و احتمال وقوع شوکهای ظرفیتی را کاهش نمیدهد. صنعت در آستانه دههای است که در آن اتوماسیون طراحی و تولید نودهای پیشرفته، مدیریت چرخهها را آسانتر خواهد کرد، اما ذات ناهمگونی بازار و وابستگی آن به نوآوریهای رادیکال، چرخههای رونق و رکود را بهعنوان قانونی غیرقابلاجتناب تثبیت خواهد کرد. آینده از آن شرکتهایی است که بتوانند در زمان رونق، زیرساختهای منعطف بسازند و در زمان رکود، فرصتهای تجمیع بازار را شکار کنند.





