مخالفتهای شدید با ساخت مراکز داده (Data Centers) عظیم و پرconsumer انرژی، به یک جریان رایج در ایالتهای مختلف آمریکا تبدیل شده است. اعمال محدودیت برای ساخت این پایگاههای بزرگ که گاهی تنها هدف آنها افزایش ثروت میلیاردرهای دره سیلیکون به نظر میرسد، با استقبال گستردهای روبهرو میشود؛ اما آیا این رویکرد تمرکز روی ساختمانهای فیزیکی، راستینترین راه برای مهار هوش مصنوعی است؟
آدام ماسترویانی، روانشناس تجربی و نویسنده وبلاگ علمی Experimental History، در یادداشتی منتشرشده در نیویورک تایمز، به چالش کشیدن این هیاهوی زیستمحیطی را متفاوت بررسی میکند. او معتقد است مخالفتهای محلی با مراکز داده، هرچند کاملا قابل درک هستند، اما از نقطه اصلی دور شدهاند و نگاه ما را به خطر میاندازند.
هوش مصنوعی و نبرد در جلسات شوراهای شهر
نبرد اصلی بر سر هوش مصنوعی در حال حاضر نه در راهروهای دادگاهها، بلکه در جلسات هیئتهای محلی منطقهبندی در جریان است. اخیراً بیش از یک دهه پروژه مراکز داده به دلیل مخالفتهای محلی و نگرانیهای شدید زیستمحیطی متوقف یا با تاخیر مواجه شدهاند. به عنوان نمونه، فرماندار نیویورک با امضای فرمانی اجرایی، ساخت بزرگترین مراکز داده در این ایالت را برای یک سال متوقف کرد که این اقدام نخستین توقف رسمی از این نوع در آمریکاست.
طبق نظرسنجی گالوپ در ماه مارس، 71 درصد از بزرگسالان آمریکایی با ساخت این مراکز در منطقه خود مخالفند و حفظ محیط زیست دلیل اصلی این مخالفت بوده است. ماسترویانی در این باره میگوید:
«من با مخالفتهای زیستمحیطی همدردی میکنم، اما این استدلالها از آنچه به نظر میرسد ضعیفتر هستند. نبرد بر سر اینکه مراکز داده کجا ساخته میشوند، در واقع نبرد بر سر این است که هوش مصنوعی چه نقشی در زندگی ما باید ایفا کند. و این نبردی است که منتقدان میتوانند آن را ببرند.»
ریشههای خشم عمومی؛ ساختمانهای فیزیکی در برابر الگوریتمهای نامرئی
بسیاری از مردم احساس میکنند هوش مصنوعی توسط گروه کوچکی از میلیاردرهای فناوری به زور به زندگی آنها تحمیل میشود. مقاومت در برابر الگوریتمهای نامرئی و پیچیده دشوار است؛ اما مراکز داده، سازههای فیزیکی و مشخصی هستند که تابع قوانین شهرداریها محسوب میشوند. این موضوع باعث میشود خشم و اضطراب مردم از فناوریهای نوظهور، در قالب مخالفت با ساختمانهایی که این سرورها را در خود جای دادهاند، تجلی پیدا کند. افراد عادی نمیتوانند به سم آلتمن دستور دهند، اما میتوانند ورود زیرساختهای او را به شهر خود ممنوع کنند.
مقایسه میزان انتشار کربن؛ خشککن لباس در برابر چتباتها
مراکز داده قطعا باید از همان استانداردهای زیستمحیطی برخوردار شوند که برای هر پروژه صنعتی دیگری اعمال میشود. با این حال، محققانی مانند اندی ماسلی معتقدند مقیاس انتشار کربن در این فضا اغراقآمیز گزارش میشود. بر اساس برآوردهای او، صرفنظر کردن از تعامل با مدلهای زبانی بزرگ در طول یک عمر، در مقایسه با لغو یک پرواز فراآتلانتیک یا تغییر به یک خودروی هیبریدی، تفاوت ناچیزی در میزان انتشار گازهای گلخانهای ایجاد میکند. به گفته ماسلی، ارسال یک پرامپت به ChatGPT تقریباً به همان میزان کربن تولید میکند که روشن نگه داشتن یک خشککن لباس برای مدت یک ثانیه.
البته باید به اعتراضی منطقی در اینجا توجه داشت: این نوع تحلیلها گاهی میلیاردها تعامل روزانه هوش مصنوعی در سراسر جهان را نادیده میگیرند و با تقلیل دادن موضوع به «یک ثانیه کارکرد خشککن لباس»، حجم واقعی مصرف انرژی را مخفی میکنند.
گلف، حیاطهای خلوت و مصرف پنهان منابع
برای درک بهتر مقیاسها، کافی است به پروژههای پرaser دیگری نگاه کنیم که جوامع مدتهاست آنها را تحمل میکنند. زمینهای گلف و حیاطهای خلوت بزرگ نمادهایی از پروژههایی هستند که فضای عظیمی را اشغال کرده و صرفاً برای تفریح اقشار ثروتمندتر مصرف منابع دارند.
در سال 2020، حدود 14 هزار زمین گolf در سراسر ایالات متحده تقریباً 550 میلیارد گالن آب مصرف کردهاند. آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا (EPA) نیز برآورد کرده است که آمریکاییها سالانه بیش از 3 تریلیون گالن آب را صرف آبیاری فضای سبز تزئینی میکنند. این volumes عظیم از منابع طبیعی، اغلب از چشم منتقدان زیستمحیطی پنهان میمانند، در حالی که تمرکز رسانهای به شدت روی مصرف آب خنککننده سرورهای هوش مصنوعی متمرکز شده است.
آینده مدیریت زیرساختهای دیجیتال
تمرکز صرف روی جلوگیری از ساخت ساختمانهای فیزیکی، شاید تنها زمان ساخت و مکان استقرار این فناوریها را تغییر دهد و آنها را به مناطق دیگری که قوانین سادهتری دارند بکشاند. پرسش بنیادیتر این است که جامعه چگونه میتواند بسترهای قانونی و نظارتی شفافی برای حاکمیت بر الگوریتمهای قدرتمند طراحی کند. آینده انرژی و فناوری نیازمند این است که به جای جنگیدن در جلسات شورای شهر برای ممانعت از ساخت پایگاههای پردازشی، چارچوبهایی ایجاد کنیم که توسعه پایدار و دیجیتال را به طور همزمان تضمین نماید.





